ion

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مسیر تاریخ را عوض کرد و باعث ظهور انسان‌هایی شد که تا ابد اسطوره ماندند، اسطوره نه تنها برای ایران بلکه برای تمام دنیا. جوانانی که بدون گذراندن آموزش‌های کلاسیک فرماندهی و ستاد، با اعتقاد به خدا و بهره‌گیری از نبوغ و خلاقیت‌های مثال زدنی، بزرگترین فرماندهان دنیا را مجبور به زانو زدن در برابر عظمت مردم ایران کردند. شهید محمود کاوه یکی از این اسطوره‌هاست.

ایران آنلاین / او در سال 1340 در یکی از محلات شهر مشهد به دنیا آمد. محمود از دوران کودکی به همراه پدرش در مجالس مذهبی و مساجد حضور پیدا می‌کرد و به همین دلیل هم بود که ابعاد یک فرد اجتماعی در وجود او تحقق یافت. خواست پدر به هنگام تولد محمود، این بود که او از پیروان واقعی مکتب اسلام قرار گیرد، لذابا علاقه قلبی و مشورت پدرش وارد حوزه علمیه شد و همزمان تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد. با شروع جریانات انقلاب، او که جوانی فعال و مذهبی بود با علاقه وافر، به پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) می‌پرداخت و فعالانه در راهپیمایی‌ها و درگیری‌های زمان انقلاب

شرکت داشت. با پیروزی انقلاب محمود سر از پا نمی‌شناخت. هر جا نیاز به جانفشانی بود او حضور داشت. در حمله کورکورانه امریکا به صحرای «طبس» او از نخستین کسانی بود که آنجا حاضر شد تا اسناد باقی مانده از خودفروختگان داخلی را از بالگردهای امریکایی به دست آورد. کاوه که در هنگام ورود به کردستان و در عملیات آزادسازی شهر بوکان فرمانده یک گروه 12نفره بود، پس از گذشت مدتی و با رشادت‌هایی که از خود نشان داد به فرماندهی لشگر ویژه شهدا رسید؛ لشگری که یکی از یگان‌های تأثیرگذار ایران در طول سال‌های دفاع مقدس بود. این درحالی بود که آن موقع شهید کاوه 22سال داشت. به همین دلیل هم در سال‌های مربوط به‌جنگ، او را به‌عنوان یکی از جوان‌ترین فرماندهان سپاه پاسداران معرفی می‌کنند. با برنامه‌ها و طرح و نقشه‌های شهید کاوه بود که این تیپ به یک لشگر موفق ارتقا پیدا کرد.کاوه در سال 1362 با فاطمه عمادالاسلامی ازدواج کرد که ثمره زندگی 3 ساله آنها یک فرزند به نام زهرا است.

همسر شهید در خاطراتش از او گفته است:«در نخستین برخورد و صحبتی که با هم قبل از ازدواج داشتیم، به من گفت: من مرد زندگی نیستم، آدمی نیستم که در ستاد بنشینم. من مرد جبهه ام، حتی اگر جنگ ایران و عراق تموم شود باز در لبنان یا در جای دیگر به مبارزاتم علیه باطل ادامه خواهم داد. من فکر می‌کنم پاسداری که در ستاد بنشیند و در جبهه حضور پیدا نکند پاسدار نیست. تنها از شما می‌خواهم که مرا درک کنی و زمانی که اسلحه‌ام به زمین افتاد، شما زینب وار راهم را ادامه دهید.»او مدتی که در جبهه‌ها حضور داشت بارها مجروح شد اما آن اتفاقات نتوانست کوچکترین خللی در اراده پولادین این ابر مرد ایجاد کند. اما سرانجام یازدهم شهریورماه 1365 روح این سردار شجاع اسلام در عملیات کربلای2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد و دل صخره و کوه، یاد و خاطره شجاعت‌های بی‌نظیر او را در خود ثبت کرد. آن روز کاوه مزد جهاد را دریافت کرد و به بارگاه الهی فرا خوانده شد.در بخشی از وصیتنامه شهید محمود کاوه آمده است: «دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئه‌ای را که علیه انقلاب طرح‌ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رز مندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون  شهیدانمان هدر رود.»/ روزنامه ایران 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.