ion

اگر تاریخ به تاریخ مفاخر و مفاخرت مبدل شود کم‌کم دیگر چیزی برای مفاخرت نمی‌ماند!

داوری اردکانی پس از دوسال، از چرایی نقدش به «جایزه مصطفی» گفت

اندیشه /
شناسه خبر: 309909

رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم ایران، دو سال پیش و بعد از برگزاری اولین دوره اعطای جایزه جهانی مصطفی(ص)، یادداشتی در نقد به این جایزه نوشت که بنا به دلایلی از انتشار آن خودداری کرد. جایزه مصطفی نشان عالی علم و فناوری جهان اسلام است که هر دو سال یک بار به دانشمندان و پژوهشگران برتر جهان اسلام اعطا می‌شود. حال پس از دو سال او این یادداشت را منتشر کرده است.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

1. 

درباره اعطای جایزه به دانشمندان و نویسندگان از جهات مختلف می‌توان بحث کرد. پیداست که ورود دانشمندان و نویسندگان در راه علم و شعر و ادب برای شرکت در مسابقه و سبقت‌گرفتن نیست. آنها برای جلب حرمت و احترام به سوی دانش نرفته‌اند. به این جهت نباید از تشویق دانشمند آن هم از طریق اعطای جایزه توقع آثار و نتایج اساسی داشت زیرا دانشمند هرچند نباید اندیشه نان و زندگی خاطر او را پریشان کند و از علم بازش دارد، برای رسیدن به مال و جاه به سوی علم نرفته است. اصلا علمی که برای جلب منفعت شخصی به آن رو کنند علم نیست. اعطای جایزه نیز نشانه احترام و حق‌شناسی است و بیشتر کاری تشریفاتی است و برای توجه به علم و رونق بازار آن ضرورت دارد. پس در مورد اثر آن مبالغه نباید کرد.

تشریفات و مراسم اگر در حد اعتدال باشد لازم و مفید و مطلوب است و کار حفظ و نگهبانی را انجام می‌دهد اما نباید توقع داشت که منشا آثار و نتایج مهم شود. به عبارت دیگر تشریفاتی مثل اعطای جایزه نوبل یا هر جایزه علمی و ادبی دیگر، تحولی در جهان علم و ادب و سیاست پدید نمی‌آورد.

 

٢-

هر جامعه‌ای به مراسم و مناسک و تشریفات و مخصوصا به افتخار و مفاخر نیاز دارد. ما هم به مناسک و به فخر و مفاخرت نیاز داریم. جایزه هم معمولا به چیزهایی تعلق می‌گیرد که مایه فخر و مباهات باشد و به کسانی اعطا می‌شود که آن مایه را با خود دارند. همه اقوام همیشه مفاخر داشته‌اند و وجهی از تاریخ‌شان تاریخ مفاخرت است. جهان متجدد نیز مثل هر تاریخی، هم تاریخ مفاخر دارد و هم تاریخ تذکر ولی ظاهرا اکنون این تاریخ بیشتر به تاریخ مفاخر مبدل شده است. تاریخ مفاخر تمام تاریخ نیست. به عبارت دیگر به گذشته رجوع نمی‌کنند که از فلاکت‌ها و شکست‌های آن چشم بپوشند و بزرگی‌ها و افتخارهایش را سرپوش ناتوانایی‌های امروز سازند. تاریخ در اصل تاریخ تذکر است و با تذکر و بر اثر آن است که مفاخرت هم جایگاه و اثری می‌تواند داشته باشد اما اگر تاریخ صرفا به تاریخ مفاخر و مفاخرت مبدل شود کم‌کم دیگر چیزی برای مفاخرت نمی‌ماند.

 

٣-

در کشور ما جایزه‌هایی که اعطا می‌شود، کم نیست و البته بسیاری از آنها دشواری‌هایی هم دارند. توجه به این دشواری‌ها مخصوصا در هنگام طرح و وضع جایزه‌های جدید باید مایه تذکر باشد. از چند سال پیش در کشور ما طرح نیکوی اعطای جایزه‌ای بزرگ با نامی که بزرگی‌اش را با بزرگی‌های عادی نمی‌توان سنجید: (جایزه مصطفی(ص))، پیشنهاد و بنیاد شده است. تا پارسال داوران جایزه که در کار خود بسیار دقیقند کسی را شایسته دریافت آن نیافتند اما در سال جاری دو دانشمند را شایسته تشخیص دادند که در دی‌ماه به تهران آمدند و جایزه به آنها اعطا شد. یکی از آنها از اتباع اردن است یا درست بگویم دانشمندی است که شناسنامه اردنی دارد اما در امریکا زندگی می‌کند و ظاهرا در آنجا پژوهش‌های موثر و کارساز کرده است. برای دو جایزه دیگر هیات داوران با همه کوششی که کرده‌اند متاسفانه دانشمند واجد شرایط نیافته‌اند. پیدا نشدن پژوهشگر و دانشمند واجد شرایط در طی سه چهار سال معنی‌دار است و باید ما را به فکر وادارد که آیا نباید در مورد حوزه‌های جایزه و شرایط احراز شایستگی برای دریافت آن تجدید نظر کنیم؟

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.