ion

نه در خیابان

فرهنگی /
شناسه خبر: 314066

چند روز بعد از آن آلودگی شدید هوا دیگر خبر و نظری درباره آن نمی‌بینیم. موکول شد گویا به تشدید دوباره آن در روزهای نامعلوم آینده. اعتراض‌های خیابانی هم کمی دیگر درباره‌اش حرف زده می‌شود و خبررسانی می‌شود و لابد دوباره فراموش می‌شود تا جایی باز مسأله‌ بشود و تازه بشود آن اعتراض‌ها.

ایران آنلاین /انگار مسائل مان آن‌قدر زیاد است که هر چیزی تا بحرانی نشده باشد، پشت‌ گوش می‌اندازیمش و می‌سپاریمش به آینده‌ای نامعلوم. البته بعضی هم پیش‌بینی می‌کنند که به‌زودی فلان و چنان خواهد شد، گاهی با ادله و شواهد و گاهی بدون آن و باز انگار منتظر می‌نشینیم تا چه پیش بیاید.
خیلی‌ها این روزها می‌گویند این اعتراض‌ها را پیش‌بینی کرده بودند و آن آمدن به خیابان را اعتراضی به وضعیت بد معاش بسیاری از مردم می‌دانند و بخصوص طبقه تهیدست جامعه. آیا واقعاً این طور است و آیا واقعاً همان که پیش‌بینی کرده بودند اتفاق افتاده؟ آیا این اعتراض اقتصادی بخش خاموش جامعه بود؟ من اینجا کاری ندارم به علل شروع و علت‌های بیرونی این اعتراض‌ها (که خودش موضوع مهمی است و حتماً پیگیری خواهد شد از طرف مسئولانش). فقط می‌خواهم به خود آن چه در خیابان اتفاق افتاد نگاه کنم.
به گواه فیلم‌های زیادی که پخش شد و همه دیدند، نه چندان خبری از آدم‌های پا‌به‌سن‌گذاشته بود (که مستقیم درگیر معاش خانواده هستند) و نه زنان به‌طور کلی، بخصوص زنانی که خانه‌دار به نظر بیایند. در شعارها هم به سختی می‌شد رنگ اقتصادی دید. دوباره حتماً می‌شود به فیلم‌ها نگاه کرد و دید که اکثریت قریب به اتفاق معترضان جوان‌ها هستند، با شعارهایی تند، که گویای نارضایتی‌شان از همه چیز است و عاصی‌شدن‌شان از زندگی‌‌ای که دارند. در این‌ها کسی شک دارد؟ نگاهی دوباره و درست به فیلم‌ها و گفته‌های شاهدان حتماً این شک را برطرف خواهد کرد، که مردمی صرفاً از طبقه تهیدست (که طبعاً باید بیش‌تر سن و سال داشته باشند و شعارهاشان اقتصادی باشد و اعتراض‌هاشان هم از همان جنس) به خیابان آمده باشند برای طرح اعتراض‌هاشان. اتفاقاً مردمی از این دست خوب می‌دانند که جای طرح شعارهای اقتصادی نه کف خیابان است و نه سردادن چنین شعارهایی.
من در آن فیلم‌ها جوان‌های بی‌آینده‌ای را می‌بینم که از همه چیز عاصی‌اند؛ از گذشته و از حال و از بیکاری و از نداشتن تفریح و از نداشتن امید. این‌ها ریشه اقتصادی دارد؟ بله، حتماً بخش مهمی‌اش ریشه در اقتصاد خراب و بیکاری‌شان دارد و نداشتن امید به آینده. اما آیا اعتراض‌شان فقط به‌همین خلاصه می‌شود؟ آیا به‌فرض رفع بیکاری اعتراض‌هاشان هم تمام خواهد شد؟ نمی‌بینیم که آنها از همه چیز عاصی‌اند؟ و اگر قبول داریم که معترضان اغلب جوان بودند، آیا نباید مشکل اول‌شان را فرهنگی بدانیم؟ ذله‌شدن از فساد گسترده که امکان پیش‌رفت را ازشان می‌گیرد، ناامیدشدن از انتخاب کار و طریق زندگی، عاصی‌شدن از بگیروببندها که حتی برای کنسرت و هر فعالیت هنری و فرهنگی‌‌ای هم هست و آن هم وقتی که این همه معضل وجود دارد در کشور؛ این‌ها را نباید برای‌شان مهم‌تر بدانیم؟
می‌دانم که هیچ چیز از بیکاری بدتر نیست، حتی برای جوان‌هایی که فقط باید خرج خودشان را بدهند و نه اعضای یک خانواده را، اما این فقط می‌تواند یکی از زمینه‌ها و علت‌های چنان اعتراض‌هایی باشد و نه تمامش. فروکاستن آن اعتراض‌ها به اعتراض‌های معیشتی (و آن هم با‌وجود تمام شواهد موجود) به نظرم کمکی به حل مسأله نخواهد کرد و وقوع بحران را فقط به تأخیر خواهد انداخت.
اینکه نبینیم عموم مردم و بخصوص جوان‌ها، از وضع فرهنگی موجود ناراضی‌اند و گمان کنیم با رفع بیکاری و حل کم یا زیاد مشکلات معیشتی تمام مسائل‌شان حل خواهد شد، ساده‌انگاری است. اگر نبینیم این همه خشم را و این همه نارضایتی از همه چیز را و احساس ناامیدی و بی‌آیندگی که دارند. بخصوص اینکه اختیار زندگی‌شان دست خودشان نیست و نمی‌توانند هیچ تغییری در وضعی بدهند، هیچ کمکی به حل مسائل نخواهد کرد. راه‌حل نه فقط در درست‌کردن معاش، ‌که کلاً داشتن زندگی بهتری است که خودشان هم امکان انتخاب شغل داشته باشند و هم نوع زندگی و آینده براشان موهوم و تیره نباشد. آن وقت است که فقط دیگر فکر نخواهند کرد، چیزی برای ازدست‌دادن ندارند و به هر قیمتی به خیابان نخواهند آمد و هر کاری نخواهند کرد./روزنامه ایران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.