ion

5 داستان از ایده های خلاقانه برای شادی بیشتر و سلامتی افزون تر

کودکانی که دنیا را تغییر دادند

زندگی /
شناسه خبر: 320012

اینجا قصه کودکانی را می‌خوانید که نگاهشان به امروز و آینده سرزمین‌شان است. کودکانی که دوست دارند آدم‌های دور و برشان زندگی بهتر و راحت تری داشته باشند. کودکانی که با دست‌های کوچکشان کارهایی بزرگ کرده‌اند و تبدیل به قهرمانان بزرگی شده‌اند.

ایران آنلاین /

جادوی عروسکی

کمپبیل ریمیس با نگاهش به کودکان دیگر افراد زیادی را تحت تأثیر قرار داده است. در آستانه سال نو میلادی، کمپبیل ریمیس، زمانی که فقط 9 سال داشت، ناگهان از والدینش می‌خواهد که با هم به مغازه اسباب‌بازی فروشی بروند و برای بچه‌های بیماردر بیمارستان محلی شهر عروسک و ماشین و چیزهای دیگر بخرند تا سال نو را با شادی آغاز کنند.مادرش بهت زده در جواب می‌گوید «این کار به پول زیادی نیاز دارد و ما توانایی چنین کمک بزرگی را نداریم.» آنها خانواده‌ای با 9 فرزند بودند که در جزیره تاسمانی در استرالیا زندگی می‌کردند. اما این جواب هیچ تأثیری روی آرزوی او نگذاشت و پسرک همچنان به‌دنبال راهی بود تا بتواند به هدفش برسد. برای همین، فکر بکری به سرش زد.

کمپبیل پروژه‌ای برای خودش با عنوان «365 روز» طراحی کرد. او که خرس عروسکی‌اش را خیلی دوست داشت با استفاده از چرخ خیاطی مادرش، هر روز یک خرس عروسکی می‌دوخت تا بعد از یکسال آنها را به بچه‌های بیمار بیمارستان محلی خودشان و بقیه بچه‌ها در نقاط مختلف جهان هدیه بدهد. کمپبیل که با آزمون و خطا کار با چرخ خیاطی را یاد گرفت و از آموزش‌های اینترنتی بهره برد، حالا 13 سال دارد و تا امروز نزدیک به 1400 خرس عروسکی دوخته است. او به خبرنگار سی‌ان‌ان می‌گوید: «به نظر من جادوی خرس‌ها، زنده نگه داشتن امید است. خرس‌ها به مردم امید می‌دهند و به آنها می‌گویند زندگی را دوست داشته باشید.»
حالا، قفسه‌های اتاق کمپبیل پر از خرس‌های عروسکی شاد و خوشحال است که آماده‌اند تا به دست صاحبانشان برسند و لبخند را به آنها هدیه بدهند.

سلام بر جهان
اغلب کسانی که 19 سال سن دارند نه کدنویسی بلدند و نه ساخت روبات و چنین چیزی را غیر قابل دسترس می‌دانند. حالا اینکه به دیگران هم آموزش بدهند، خود مسأله دیگری است. اما این دقیقاً همان چیزی است که کریستینا لی مصمم است تا از طریق کمپ «سلام بر جهان» انجام بدهد؛ این کمپ فعال در زمینه علوم رایانه برای دختران دوران متوسطه است.کریستینا کلاس‌های آزاد خود را به‌عنوان دانش‌آموز سال آخر در میشیگان آغاز کرد. حالا، هر کدام از کمپ‌ها میزبان 30 دانش‌آموز دختر است. این کمپ‌ها تلاش می‌کنند فاصله میان دختران و پسران را در چهار حوزه علم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی کاهش بدهند. در این دوره‌ها با زنان فعال و موفق در این حوزه‌های کاری تماس ویدئویی برقرار می‌شود تا با دانش‌آموزان صحبت کنند و از دنیای علم حرف بزنند.
حالا، او دانشجوی سال دوم در دو رشته علوم رایانه و مهندسی مکانیک در دانشگاه استنفورد است. تابستان سال آینده، کریستینا قرار است به‌عنوان کارورز در شرکت Space کار کند؛ شرکتی که تلاش می‌کند تا مردم را برای زندگی در سیاره‌های دیگر آماده کند.
کریستینا می‌گوید: «گاهی اوقات وارد مکان‌هایی می‌شوم که تنها زن حاضر در جمع هستم. بعضی وقت‌ها ترسناک است. اینجا مشخص می‌شود که اشکالی وجود دارد. دلم می‌خواست در این زمینه کاری انجام بدهم. هدف من این نیست که دختران جوان را ترغیب کنم تا جا پای من بگذارند و اهداف مرا برای زندگی بهتر دنبال کنند. من تنها می‌خواهم به آنها یاد بدهم که توانایی دخترها نامحدود است و انسان‌ها فارغ از جنسیت باید تلاش کنند تا به آرزوهایشان برسند. مفهوم زندگی همین است.»

باشگاه کتابخوانی
سیدنی کی، پسری اهل ایالت میزوری و عاشق کتاب است. او پسری امریکایی-آفریقایی است و یافتن کتاب‌هایی که شخصیت اصلی آن چنین بچه‌ای باشد در دسترسش نبود. این پسر 11 ساله مدت‌ها تلاش می‌کرد تا بتواند کتابی در این زمینه پیدا کند. اما از سال گذشته همه چیز تغییر کرد؛ وقتی او از کتابفروشی محلی بازدید کرد که به تبلیغ چنین کتاب‌هایی می‌پرداخت. خوشحالی او در آن لحظه وصف‌ناپذیر بود.
سیدنی برای اینکه علاقه‌اش را با بچه‌های همسن و سالش به اشتراک بگذارد، تصمیم گرفت باشگاه کتابخوانی راه بیندازد. این باشگاه مخصوص پسران 8 تا 12 ساله است و روی ادبیات و فرهنگ امریکایی-آفریقایی تمرکز کرده است.
امروز باشگاه او بیش از 50 عضو دارد که هر ماه دور هم جمع می‌شوند، کتابی می‌خوانند و آن را نقد می‌کنند و از مربیان چیزهای مختلف می‌آموزند. در این باشگاه، سیدنی تلاش می‌کند با جمع‌آوری پول به کودکان نیازمند کمک کرده و برایشان کتاب تهیه کند.
سیدنی می‌گوید: «واقعا احساس می‌کنم با کارم تأثیر مثبتی بر جامعه‌ام می‌گذارم. در باشگاه من به همه پسرها خوش می‌گذرد و واقعاً اوقات خوبی را کنار هم می‌گذرانیم. من لبخند را روی لب هایشان می‌بینم. احساس می‌کنم حالا از کتاب خواندن لذت می‌برند و با رضایت خاطر این کار را انجام می‌دهند.. برای من کتاب خواندن مثل زندگی کردن است.»

سازمان شادی
وقتی هیل توماس 8 ساله بود، پزشکان تشخیص دادند که پدرش به‌ دیابت نوع 2 مبتلا شده است. اتفاقی که زندگی پدر و دختر را کاملاً تغییر داد.با کمک خانواده، رژیم غذایی مخصوص و ورزش پدر توانست فرآیند دیابت نوع 2 را کاملاً برعکس کند. در همین دوران، هیل اطلاعات زیادی درباره سلامتی و اپیدمی همه گیر چاقی در کودکان کسب کرد.
چنین اطلاعاتی الهام بخش او شد تا سازمان شادی را بنیان نهد. سازمانی برای بچه‌های سالم، فعال، مثبت و هدفمند. سازمان او کلاس‌های آشپزی و تغذیه برای بچه‌های 6 تا 13 ساله در مناطق فقیر شهر برگزار می‌کند تا بچه‌ها کمتر بیمار شوند، چون هزینه درمان بالاست. به نظر او، پیشگیری بهتر از درمان است.حالا هیل 16 ساله است و در نیویورک زندگی می‌کند. او جوان‌ترین مربی تغذیه و سلامتی در این شهر محسوب می‌شود. هیل می‌گوید: «برای رشد مغز و بدن ما، تغذیه نقش کلیدی دارد. برای سالم ماندن و زندگی شاد باید این موضوع را مد نظر قرار بدهیم.»

زمین را دوست داشته باشیم
این پسر خیلی زود استعدادش را نشان داد. رایان در سه سالگی نسبت به محیط اطرافش بسیار حساس بود و همه چیز را دقیق پیگیری می‌کرد.
در همان سال، پدرش او را با خود برای گردش به مرکز بازیافت محلی برد تا با مفهوم بازیافت و نجات زمین آشنا شود. او آنجا با بازیافت قوطی‌های مختلف و شیشه‌های گوناگون رو به رو و حسابی هیجان زده شد. دیدن این مرکز باعث شد تا جرقه ایده‌ای در ذهن رایان کوچولو زده شود.
رایان حالا 8 ساله است. او ابتدا کارش را با جمع‌آوری شیشه‌ها و بطری‌ها و قوطی‌های محله خودشان شروع کرد. کم کم عده دیگری او را همراهی کردند. بعد از جمع آوری، او آنها را به مرکز بازیافت محلی می‌برد تا فرآوری های بعدی رویشان صورت بگیرد. در این مدت، او با کمک اعضای خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها و آشنایان توانسته بیش از 275 هزار قوطی و شیشه را بازیافت کند. در برنامه بازیافت رایان، او به تمیز کردن سواحل منطقه می‌پردازد و مردم را ترغیب می‌کند تا زمین را دوست داشته باشند و از آن مراقبت کنند.
رایان می‌گوید: «بازیافت به زمین، مردم، گیاهان، درختان، حیوانات و همه موجودات زنده کمک می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشند. من بازیافت را دوست دارم، چون زمین را نجات می‌دهد، از بیماری و مرگ حیوانات مختلف جلوگیری می‌کند و زمین و دریا را تمیز و قشنگ نگه‌می‌دارد. بازیافت کار خیلی ساده‌ای است. ما در سطح اول این فرآیند قرار داریم. فقط کافی است آشغال خود را در سطل مخصوص خودش بیندازیم. همین. با بازیافت زندگی را به همدیگر هدیه بدهیم.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.