ion

کریم مجتهدی: دچار «توهم دانایی» شده ایم

اندیشه /
شناسه خبر: 322857

جایی که ما عقب افتادیم علوم انسانی است که فکر می‌کنیم اهمیتی ندارد. این علوم در کشور ما هنوز برای مردم معنای خودش را پیدا نکرده است.در نتیجه، دچار توهم دانایی می‌شویم و در نتیجه راحت­تر می‌نویسیم و نقد می‌کنیم!

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

کریم مجتهدی از آن جمله فیلسوفانی است که به واسطه کتاب‌ها و تسلط ویژه‌اش روی هگل و کانت خدمات زیادی به فلسفه در ایران کرده است. با وجود سن بالایی که دارد درب اتاقش همیشه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برای آنان که پرسشگر باشند، باز است.

ایبنا، اخیرا وضعیت نقد کتاب در حوزه علوم انسانی را با وی به گپ و گفت گذاشته است که گزیده ای از آن را در ادامه می خوانید:

مجتهدی وضعیت نقد کتاب در حوزه علوم انسانی را  اصیل نمی داند و معتقد است که نقد در این حوزه با غرض‌های بسیار توام است. این در حالی است که باید در این حوزه، وجدان اخلاقی درستی داشت و با دوست و دشمن کاری نداشت و آثار آنها را نقد کرد. ممکن است یک نفر با من مخالف باشد و درباره کتاب کانتی که من نوشتم اظهار نظر کند که الفبای کانت را هم نمی‌داند. چون اعتقادش این است که حسابی را رعایت نمی‌کند و فکر می‌کند این حساب هیچ کجا رعایت نمی‌شود.

وی نبود ساز و کار نظارتی در حوزه نقد را علت این هرج و مرج می داند و معتقد است که صرف اینکه فرد قلم به دستش است و اجازه چاپ دارد نمی تواند هر نوع دروغ، تهمت و سطحی‌نگری را منتشر کند.

به زعم او، اکنون نقدها بی محابا صورت می‌گیرد. منِ نوعی می‌نویسم و اظهار نظر می‌کنم و چون این‌ها مربوط به سیاست نیست این آزادی به من داده شده که هر چه دلم می‌خواهد بنویسم. اما در حوزه سیاست چون این آزادی وجود ندارد کمتر هر چیزی نوشته می‌شود ولی به طور مثال اگر شما بی محابا از رمان و یا شعری بد بنویسید مشکلی پیش نمی‌آید و حتی بیشتر فرد خودش را نمایان می‌سازد.

به باور او، ما در علوم انسانی عقب‌تر از کشورهای دیگر هستیم و دلیل این امر را در جدی نگرفتن مسایل فرهنگی، ادبی، علوم انسانی و ... در ایران داند و تاکید می کند که شما می‌توانید هر چه دلتان می‌خواهد در جامعه‌شناسی و... بگویید اما باید در طب تخصص داشته باشید چون نمی‌توانید بی‌گدار به آب بزنید. به نظر می‌رسد عامه مردم خیال می‌کنند در ادبیات تخصص معنی ندارد و این اشتباه است. حتی ما شاید امروزه از لحاظ علوم فنی و مهندسی خیلی جایمان عقب‌تر از کشورهای غربی نباشد جایی که ما عقب افتادیم علوم انسانی است که فکر می‌کنیم اهمیتی ندارد. این علوم در کشور ما هنوز برای مردم معنای خودش را پیدا نکرده است.

از این رو، به باور او، به همین دلیل ( علوم انسانی در جامعه ما، جایگاه خود را پیدا نکرده است) دچار توهم دانایی می‌شویم  و در نتیجه راحت­تر می‌نویسیم و نقد می‌کنیم!

وی از این وضعیت با عنوان جهل مرکب یاد می کند و در این راستا، به خاطره ای اشاره می کند: « روزی در خیابان به جوانی برخوردم. از تاکسی پیاده شد به سرعت خودش را به من رساند گفت شما مجتهدی هستید من دوست داشتم شما رو ببینم. گفتم شما رشته‌تان چیست؟ فلسفه است؟ گفت نه؟ من فلسفه می‌نویسم! گفتم می‌نویسی؟ گفت بله! گفتم چی می‌نویسی؟ گفت پروبلماتیک! گفتم پروبلماتیک یعنی چی؟! گفت نمی‌دانید پروبلماتیک چیست؟! مدام این واژه را تکرار می‌کرد! خلاصه از او فاصله گرفتم بعد دیدم از من کمی فاصله گرفت و بعد با تلفن بلند بلند صحبت می‌کرد و می‌گفت مجتهدی را دیدم، نمی‌داند پروبلماتیک چیست؟! »

به زعم او، این جهل مرکب است که خطرناک است! سقراط در ابتدا علم یاد نمی‌داد بلکه می‌خواست با آن کسی مبارزه کند که می‌گفت می‌دانم اما نمی‌دانست. من همواره به دانسته‌هایم شک می‌کنم! این اولین قدم در راه علم است.

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.