ion

به مناسبت 19 بهمن روز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی ارتش با مردم

نیرویی که هرگز نباید فراموش شود

پایداری /
شناسه خبر: 324797

19بهمن در تقویم ما ایرانیان مصادف است با روزی که یکی از بازوهای اصلی نیروهای مسلح کشورعملاً به صف انقلابیون پیوست. 39 سال قبل در چنین روزی در حالی که بخش بزرگی از ارتش در برابر ملت اسلحه را یا زمین گذاشته یا به صف مبارزان پیوسته بود، پیمان افسران و درجه داران و همافران نیروی هوایی با امام(ره) به مانند ضربه‌ای تمام‌ کننده، توان مقاومت دولت بختیار را درهم شکست.

ایران آنلاین / واقعیت این بود که ارتش ایران هرگز به مانند سایر ارتش های جهان سومی در درگیری بین مردم و رژیم مستقر  (نظیر اتفاقات امریکای لاتین یا اروپای شرقی)، رو در روی مردم نایستاد. این اتفاق سرعت سقوط رژیم را افزایش داد و روحیه شاه را بیش از پیش شکست.


اسباب قوام یک کشور
ایران پس از انقلاب، تحت تأثیر درگیری‌های مسلحانه تجزیه طلبان و فشارهای قدرت های خارجی در سال 58 و نیمه اول سال 59 شانس چندانی برای یکپارچگی جغرافیایی نداشت و اگر نبود روحیه عالی نیروهای انقلابی و قدرت شگرف ارتش، باید اذعان کرد که کشور و انقلاب هر دو از دست می‌رفتند.در این بین نیروی هوایی ارتش نقشی ویژه داشت.این نیرو، جوان، پر انگیزه، تخصصی و پرتحرک بود و بلافاصله انقلابیون پی بردند چه اندازه می‌تواند در خاموش کردن آتش فتنه گران موفق باشد. نیروی هوایی صرفاً واحدی تشریفاتی نبود بلکه یگانی با ده‌ها هزار نیروی تحصیلکرده، جنگنده و وطن دوست بود که می‌توانست چشم بیدار کشور باشد.
پس از بحران در غرب و شمال غرب کشور بویژه پاوه، از اوایل سال 1358 نیروهای انقلابی پی به توانمندی هواگردهای ارتش در یک نبرد کوهستانی بردند. پایگاه شکاری همدان (شهید نوژه) ظرف مدت کوتاهی با ترتیب دادن صدها سورتی پرواز رزمی و پشتیبانی، با کمک بالگردهای نیروی هوایی و هوانیروز (نیروی زمینی) جنبش‌های تجزیه‌طلبانه را با کابوسی بی‌انتها مواجه کردند. نیروی هوایی خیلی زود با آغاز جنگ از سوی عراق نیز، درعملیاتی از پیش طراحی شده با عنوان البرز، پایگاه‌های هوایی، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، بنادر، ستون‌های زرهی، ستادها، پل‌ها و خطوط لوله نفت دشمن را کاملاً از رمق انداخت و صدام را از کرده‌اش پشیمان ساخت. این روند تا سال‌ها بعد جریان داشت و سبب شد تا دشمن نتواند بهره‌ای از تجاوزش ببرد.

نیروی بدون جایگزین
برخی کارشناسان و مسئولان گمان می‌کنند یک کشور می‌تواند بدون یک نیروی هوایی قدرتمند(بویژه بخش هوایی آن) دوام بیاورد.آنها معتقدند نیروی هوایی، یگانی پرهزینه و کم‌بازده است و کشور می‌تواند با تکیه بر سایر نیروها و پدافند موشکی و توپخانه این خاک پهناور را از گزند دشمنان حفظ کند. آنها تجربیات جنگ 8 ساله را از یاد برده‌اند. نیروی هوایی، واحدی بدون جایگزین است. مسئولان می‌توانند برای هر بخش دفاعی بودجه مکفی اختصاص دهند (که باید هم اختصاص دهند) اما هیچ بخشی جای نیروی هوایی را نمی‌تواند بگیرد. چرا؟
1- تنها اسکادران‌های رهگیر هستند که می‌توانند از کشوری با وسعت حدود 1.7 میلیون کیلومتر مربعی ایران با 2800کیلومتر مرز آبی مراقبت کنند.ایران امروز کشوری «انرژی محور» است که برای مراقبت از صنایع مذکور نه از لب مرزها که باید از ورای مرزهای خود، هر تهدیدی را در نطفه خفه کند. به‌ طور مثال دفاع از خارک و عسلویه در نزدیکی استان بوشهر یا منطقه ارزشمند بندرعباس در استان هرمزگان نباید از اطراف این مناطق انجام شود بلکه باید از 300کیلومترجلوتر آغاز شود!
در جنگ 8 ساله، اف 14‌ها و سایر جنگنده‌ها، ستون‌های طولانی نفتکش‌ها را مراقبت کرده یا بارها راه نفوذ شکاری‌های دشمن را به سمت شهرهای بزرگ و صنایع بستند.در حقیقت حدود 30 اف 14 (معمولاً روزی 6 تا 7 جنگنده)  به تنهایی مانع نفوذ 500 هواپیمای دشمن می‌شدند و اگر هم هر چند روز یکبار هواپیماهای دشمن یک نفوذ موفق به داخل خاک ایران داشتند، یک یا دو جنگنده ارزشمند خود را نیز از دست می‌دادند. همسایگان ایران در سال‌های اخیر بشدت روی «بخش تهاجم هوایی» خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند و اگر روزی به خیال ناپاک حمله به این کشور بزرگ بیفتند قصد خود را با تجاوز هوایی آغاز می‌کنند.مانند اتفاقی که در شهریور 59رخ داد. در چنین مواقعی این هواپیماهای رهگیر نظیر اف 14 و میگ 29 ایران هستند که می‌توانند حملات دشمن را ناکام بگذارند.البته باید اذعان کرد که دشمنان ایران در این سال‌ها خود را تجهیز کرده و باید ایران نیز با جنگنده‌های رهگیر و ضربتی جدیدتری خود را مجهز کند.(نظیر سوخو30یا سوخو35)
اف15های جدید(مدل ای) اف 16‌های جدید، یوروفایتر، اف 18 و تایفون همگی جنگنده بمب افکن‌های ضربتی و خطرناکی هستند که همسایگان ما ازآنها استفاده می‌کنند و می‌توانند ترکیبی متنوع از همه نوع بمب و موشک را حمل کرده و تا 1500کیلومتر دورتر از پایگاه مبدأ اقدام به تک کنند.
2- معمولاً نخستین و سریع ترین پاسخ نظامی را یک کشور می‌تواند به دو روش موشکی و هوایی دهد.خوشبختانه ایران یکی از قویترین نیروهای موشکی جهان را دارد و می‌تواند موشک‌های خود را به مانند نیزه‌ای بلند بر سینه حریف (متجاوز)در هر کشور منطقه فرود آورد.اما این یگان راهبردی در کنار خود نیاز به بازوی دیگری دارد.به‌ طور مثال این گردان‌های هوایی هستند که با مثلاً 300 فروند جنگنده آماده و مسلح، می تواند روزی 1000تن بمب و موشک بر سر دشمن فرود آورده و هر ضربه آنها را اعم از اقتصادی و نظامی به فراخور حال پاسخ دهند. هفته‌های اول جنگ، مردانی نظیر شهید دوران، شهیداردستانی و شهید یاسینی صدها بار به عمق خاک عراق حمله کرده و نقطه سالمی برای اقتصاد و ارتش دشمن باقی نگذاشتند.
یک خلبان خوب و یک هواپیمای آماده از نظر فنی، می‌تواند صدها بار در طول جنگ بر باند نشسته، لود(بارگیری رزمی) شود و نقطه‌ای از خاک دشمن را منهدم کرده و دوباره برای ساعتی دیگر با خلبانی دیگر آماده شود.امکانی که هیچ سلاح دیگری ندارد.
3- نیروی هوایی ایران در طول جنگ 8 ساله نشان داد که تنها یک واحد کم تعداد متشکل از چند اسکادران شکاری نیست، بلکه با در اختیار داشتن چند تیپ هوایی هواپیمای ترابری، باری و سوخت‌رسان به تنهایی در آن سال‌ها، از خطوط هوایی غیر نظامی کشور‌های زیادی در آن سال‌ها بزرگتر بود.سی 130ها، بوئینگ های 707 و 747و بالگردهای این نیرو، در ایام جنگ صدها هزار سرباز و امکانات جنگی را جابه‌جا کرده و سرعت عمل شان موجب عکس‌العمل بموقع نیروهای مسلح کشور شد.همچنین قویترین هواپیماهای جنگ الکترونیک، شنود و تحلیل سیگنال متعلق به همین نیرو بوده و هست.
4- امروزه یگان‌های پدافند زمینی کشور مدیریتی جدا یافته‌اند و به‌عنوان بازوی دیگر مدافعان کشور، انجام وظیفه می‌کنند. این نیرو در زمان جنگ، صدها هواپیمای دشمن را به زیر کشید و مناطقی نظیر خارک را مبدل به قتلگاه نیروی هوایی عراق کرد.این یگان اکنون با استفاده از سامانه‌ها ی مدرن اس 300، تور‌ام یک، توپ‌های با کالیبر مختلف و رادارهای خوب و دقیق تمامی اتفاقات هوایی کشور را رصد می‌کند.

هزینه‌هایی که سرمایه‌گذاری است
هنگامی که از نیمه‌های جنگ به بعد ارتش عراق با خرید انواع هواپیماهای جدید نظیر میراژ اف 1، میگ 25 و سوخو22حملات به تهران، اصفهان، اراک، خارک و...را افزایش داد، ناگهان مسئولان کشوری و لشکری متوجه شدند غفلت از توسعه نیروی هوایی تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد. اما سال‌های پایانی جنگ اوضاع از این هم بدتر شد.یک دسته میراژ عراقی با حرکت از پایگاه هوایی موصل در شمال عراق با گذر از ارومیه و استان آذربایجان شرقی، روی دریای خزر قرار گرفته و با رساندن خود به نیروگاه نکا در ساری، یک واحد عظیم تولید انرژی برق کشو را از رده عملیاتی خارج می‌کردند یا هواپیماهای دشمن با گرفتن ارتفاع بسیار پایین خود را به پالایشگاه تهران رسانده، آن را بمباران کرده و به سلامت باز می‌گشتند.افسران و درجه داران نیروی هوایی با تمام توان سعی می‌کردند تا هزینه این حملات برای دشمن افزایش یابد اما واقعیت این بود که نمی‌شد برای نیروی هوایی، هزینه‌ای نکرد و انتظار یک «آسمان امن» را هم داشت.صدام نیز این را بخوبی درک کرده برای مقابله با نیروهای مسلح و اراده ایرانیان، راه اصلی، توسعه توان هوایی عراق است.
حزب بعث عراق با میدان دادن به افرادی نظیر ژنرال حمید شعبان، این فرصت را به نیروی هوایی عراق داد تا با جذب بهترین و باهوش‌ترین نظامیان این کشور، نیروی مضمحل شده هوایی این کشور را دوباره بازسازی کند. نیروی هوایی ایران در دو سال اول جنگ با بمباران‌های گسترده و جنگ‌های هوایی، کمر این نیرو را شکسته بود اما عراق به مدد کارشناسان فرانسوی و روسی و کمک‌های اعراب خلیج فارس، ظرف 4 سال حدود 500 هواپیمای جدید به ناوگان خود اضافه کرد.
این در حالی بود که نیروی هوایی ایران تحت تأثیر تحریم ها، طولانی شدن جنگ و کم توجهی برخی مسئولان حتی در تأمین قطعات مصرفی خود مشکل داشت!در نتیجه با وجود سختکوشی خلبانان و پرسنل فنی، بسیاری از هواپیماها قادر به اجرای مأموریت یا حداقل بخشی از مأموریت(به اصطلاح آمادگی مشروط)نبودند.
مثلاً 3 اف 14 باید از تهران، اصفهان و جنوب غرب کشور مراقبت می‌کردند و دو یا 3 اف 14 از گستره وسیع خلیج فارس.البته باید اذعان کرد، کاهش بودجه‌های بخش هوایی حرکتی عمدی نبود بلکه به‌دلیل کمبودهای مالی، مسئولان اولویت را به بخش‌های زمینی می‌دادند. استدلال آنها هم این بود که چرا به جای بودجه سنگین به یک هواپیمای 30 میلیون دلاری (قیمت آن زمان اف 14)و موشک صدها هزار دلاری آن، این رقم صرف خرید صدها دستگاه تانک، نفربر و سلاح نیمه سنگین نشود؟
اما نباید از یاد برد یک رهگیر گرانقیمت می‌تواند بمب افکن‌های دشمن را از ضربه به اهداف حیاتی باز دارد. مثلاً یک پالایشگاه یک میلیارد دلاری، یک نیروگاه 2هزار مگاواتی یا یک نفتکش 300هزارتنی همگی تنها و تنها با یک بمباران مؤثر از سرویس‌دهی باز می‌مانند و تنها چیزی که می‌تواند مانع آنها شود یک جنگنده رهگیر است و لاغیر!
در عملیات‌های زمینی نیز همین نکته صادق است.هنگامی که در عملیات های موفق شکست حصر آبادان، فتح المبین و بیت المقدس، نیروهای زمینی از پشتیبانی هوایی خوب برخوردار بودند با کمترین تلفات به بیشترین اهداف دست می‌یافتند اما هنگامی که در سال‌های آخر جنگ، رزمندگان با سختی و جانفشانی فراوان مواضع دشمن را فتح می‌کردند این هواگردهای دشمن بودند که با بمباران های گسترده، دفاع از مناطق متصرفه را برای جوانان شجاع سخت می‌کردند. افزایش شهدا نیز در نهایت فرماندهان را مجبور به عقب نشینی می‌کرد.در نتیجه تنها بخشی از اهداف عملیات محقق می‌شد.

قدرت هوایی اول منطقه
بررسی منابع و مدارک مربوط به خریدهای نظامی سال‌های قبل از انقلاب نشان می‌دهد که تقریباً تمامی خریدهای نیروی هوایی مناسب بوده و با دقت انجام شده است. فرماندهان هوایی کشور در آن زمان بدرستی تشخیص داده بودند که ایران، توسط انبوهی از دول با رفتارهای غیر دوستانه محاصره شده است. بازدارندگی در چنین مواردی باید به گونه‌ای باشد که دشمن خیال حمله به خاک کشور را نیز از سر به در کند. الزام این هدف نیز تبدیل ایران به قویترین قدرت هوایی غرب آسیا و خاورمیانه بوده و هست.گردان‌های اف 5و اف 4 با همین نیت خریداری شدند که نه تنها با سوزاندن مهاجم او را از کرده‌اش پشیمان کنند بلکه با گردان‌های اف 14 مانع از حمله متقابل آنها شوند.
جالب و عبرت آموز نیز اینکه پس از انقلاب تمام تلاش امریکا و عراق (قبل از حمله به ایران) این بود که ابتدا نیروی هوایی ایران را تضعیف کنند. امریکایی‌ها ابتدا در دوره حکومت کوتاه مدت شاپور بختیار قرار داد خرید 150 فروند اف 16 را لغو کردند، سپس پس از انقلاب سعی کردند با واسطه‌هایی اقدام به خرید اف 14‌های ایران کنند. از آن‌سو عوامل نفوذی امریکا و عراق و البته ضد انقلابیون، با ترفندهایی غیرمستقیم، برخی انقلابیون و مسئولان را قانع کرده بودند که بیشتر افسران و خلبانان نیروی هوایی وابسته به غرب هستند!با این شگرد، صدها خلبان و افسر با سواد و وطن دوست یا از کشور خارج شده یا بازخرید شدند.
دشمن روند تضعیف این نیرو را ادامه داد و این روند به آنجا رسید که در کودتای نقاب در تیر 59، عده‌ای خلبان فریب خورده، بدون آنکه مطلع باشند در زمین دشمن بازی کرده و با لو رفتن کودتا، اعدام شدند.این اتفاق تنها محدود به همان چند خلبان نشد و موجی از تصفیه در این نیرو به راه افتاد.کار به آنجا رسید که در روزهای قبل از حمله سراسری عراق، تعداد خلبانان کشور از تعداد هواپیماهای موجود کمتر بود!
به قول قدیمی‌های نهاجا، اگر عراق یک ماه دیرتر حمله کرده بود دیگر خلبانی برای بلند کردن هواپیما نمی‌ماند! بسیاری از قهرمانان جنگ که بعدها شهید هم شدند، کسانی بودند که در فاصله ماه های تیرتا شهریور 59 اخراج یا بازخرید شده بودند.
صدام تا قبل از حمله به ایران، بارها و بارها از امریکایی‌ها آخرین وضعیت نیروی هوایی ایران را پرسیده و نگران بود که شاید اطلاعاتی که به او می‌دهند غلط باشد. منابع کنونی نشان می‌دهد که او تحت تأثیر گزارش اسرائیلی‌ها گمان می‌کرد بخش بزرگی از اف 14‌های ایران از کشور خارج شده یا سایر هواپیماها تا 90 درصد زمینگیر هستند. گزارش‌های دروغین مقامات امریکا نیز به توهمات این دیکتاتور بخت برگشته کمک کرده بود.
امروز زمان زیادی از آن سال‌ها نگذشته است. ایران باید بازهم خطر دشمنان خود را جدی بگیرد. آنها سعی فراوان دارند تا توان ضربتی و بازدارندگی ایران را بگیرند.بازوان ضربتی ایران قدرت موشکی و قدرت هوایی است. امروز لازم است تا مسئولان کشوری و لشکری توان هوایی ایران را نیز به مانند توان موشکی‌اش توسعه دهند. البته افسران و درجه‌داران نیروی هوایی با تکیه بر توان فنی خود سعی داشته و دارند تا به هر شکل ممکن، داشته‌های خود را سرپا نگاه داشته و تا حد امکان حراست از آسمان‌های ایران را ادامه دهند اما چنان که گفته شد مراقبت از کشوری به وسعت ایران با این اندازه دشمنان ریز و درشت به هواگردهای به روزتر و جوان‌تر نیاز دارد. رهگیرهایی که اجازه ندهند هیچ پرنده متخاصمی از 200مایلی به کشور نزدیک شود.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.