ion

تا قبل از کانت انسان، معادِ آخرت را در نظر داشت اما از کانت به بعد مسأله اخلاق به جای دین اولویت پیدا کرد و این مسأله مطرح شد که تا اخلاق نباشد دین به کار انسان نمی آید

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

نشست «جایگاه انسان در فلسفه کانت» ۱۷ بهمن ماه، با سخنرانی دکتر شهین اعوانی، عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد.

او معتقد است که بعد از کانت فیلسوفی نداریم که به کانت نپرداخته باشد. با ظهور کانت همه چیز اعم از دین، اخلاق، قانون، علم و هنر توجیه فلسفی پیدا کرد. بر این اساس، بررسی زمینه های فکر کانت بسیار مهم است.

در زمان کانت این سوال مطرح بوده که چرا مردم به علم باور دارند اما به فلسفه باور ندارند؟ چه کنیم که فلسفه و اخلاق نیز مثل علم یقین آور باشند؟ دغدغه کانت این بوده که این یقین را در فلسفه ایجاد کند.

اعوانی تصریح کرد: تا قبل از عصر روشنگری انسان بنده خدا بود و حقایق را در کتاب مقدس جستجو می کرد و راه خود را توسط کلیسا مشخص می کرد. انقلاب کوپرنیکی کانت دقیقاً در همین جا قرار داد که تا آن زمان انسان منفعل بود و عالم، خود را به انسان نشان می داد. یعنی سوژه بیرون بود و انسان ابژه بود. بحث سوژه و ابژه با دکارت شروع شد و با کانت جایشان عوض شد. در زمان کانت جهان تبدیل به ابژه و پدیدار شد و انسان در جایگاه سوژه قرار گرفت. تا قبل از کانت انسان حیوان ناطق بود. اما با کانت به فاعل شناسا تبدیل می شود و نطق عقلی نیز انجام می دهد. فاعل شناسا بودن یکی در بحث اخلاق خودش را نشان می دهد که انسان فاعل اخلاقی است و یکی هم در بحث هنر خودش را نشان می دهد که همان خلاق بودن انسان است.

این پژوهشگر فلسفه در ادامه عنوان کرد: آینده اندیشی یکی دیگر از مولفه های کانت است. تا قبل از کانت انسان، معادِ آخرت را در نظر داشت اما از کانت به بعد مسأله اخلاق به جای دین اولویت پیدا کرد و این مسأله مطرح شد که تا اخلاق نباشد دین به کار انسان نمی آید. سعادت باید با عقلانیت و آگاهی به دست آید. کانت می گفت اگر قرار است به خاطر گناه نخستین انسان اولیه تا همیشه بشر شرمنده باشد خلاف عدالت خداست. کانت خود را فیلسوف دین نمی دانست اما به فلسفه دین پرداخته است.

وی در ادامه گفت: نباید کانت را فیلسوفی سکولار بدانیم. او در تمامی اندیشه هایش به دین پایبند است اما خیلی تظاهر به دین داری نمی کند. کانت در تمام مراحل زندگی اش مسیحی می ماند. ایده آلیسم از دید کانت یعنی به جز موجودات متفکر هیچ موجودی نیست. یعنی اگر انسان نباشد معرفت نیست. حتی معرفت به خدا. اگر چه نبودن هیچ انسانی محال است. این نگاه به ایده آلیسم با نگاه افلاطون که حقیقت را در جایی دیگر می دانست تفاوت دارد.

 

 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.