ion

انقلاب 40 ساله شد

گذشته چگونه می‌تواند چراغ راه آینده باشد؟

گزارش /
شناسه خبر: 325703

انقلاب اسلامی ایران حالا در آستانه 40 سالگی است؛ سن پختگی. سنی که دیگر سرت مثل ایام جوانی توی ابرها نیست، نه در لذت گذشته‌های دور غرق می‌شوی نه رؤیاهای ناشدنی برای آینده می‌بینی.

ایران آنلاین / آدم 40 ساله پا را روی زمین سفت واقعیت می‌گذارد. آدم 40 ساله می‌نشیند و با خودش حساب و کتاب می‌کند که چه کردم و چه شد؟ کجا فرصت‌ها از دست رفت و کجا راه، اشتباه بود؟ وقتی 18 ساله‌ای احتمالاً فکر می‌کنی برای یادگرفتن و اندوختن و ساختن خیلی چیزها دیر است و دیگر وقت تمام شده، اما حالا آدم 40 ساله می‌بیند خیلی‌ کارها در همین دو سال پیش رو، شدنی است. شور جوانی و تجربه پیری در 40 سالگی به هم می‌رسند. این روزها در 40 سالگی انقلاب بسیاری از انقلابیون به خاطر برخی کاستی‌ها، تنگ‌نظری‌ها، سوء برداشت‌ها و... از محضر مردم عذر‌خواهی می‌کنند از سید مصطفی محقق داماد به عنوان مجتهد و حقوقدانی که از سال 60 تا 73 رئیس سازمان بازرسی کل کشور بود تا هادی غفاری حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب، محمدرضا عارف معاون اول دولت دوم اصلاحات و رئیس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی و... عذرخواهی یعنی بازبینی و بازاندیشی گذشته برای اصلاح و حرکتی روان‌تر به سوی آینده.

استقلال سیاسی و اقتصادی
غلامعلی دهقان تحلیلگر و فعال سیاسی، شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را به عنوان شعاری استراتژیک مورد بررسی قرار می‌دهد و نگاه آسیب شناسانه به انقلاب را در 40 سالگی لازم می‌داند. او معتقد است انقلاب اسلامی مانند یک انسان 40 ساله، هم پخته‌تر شده و هم مجرب‌تر: «طبیعی است که با تمام حساسیت‌های رهبران انقلابی، نسبت به انقلاب خطاهایی اتفاق افتاد باشد چون انسان جایزالخطاست.»
دهقان مفهوم استقلال را به دو شاخه استقلال سیاسی و اقتصادی تقسیم می‌کند و می‌گوید: «پیش از انقلاب شاهد بودیم که تصمیمات مهم سیاسی ایران در واشنگتن و لندن گرفته می‌شد و مسکو هم در این زمینه با دو رقیب دیگر بخصوص در زمینه سهم نفت در حال مسابقه بود اما با انقلاب اسلامی معادله سران کشورهای قدرتمند بهم ریخت و ایران کشوری شد که تصمیمات مهمش را براساس مصلحت خودش و در تهران گرفت. یعنی استقلال سیاسی. اصولاً هم دعوای بعضی از کشورهای قدرتمند با ایران از همین جا ریشه می‌گیرد.»
دهقان اما پاشنه آشیل کشور را استقلال اقتصادی می‌داند و می‌گوید: «متأسفانه ما هنوز در استقلال اقتصادی با این‌که پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم کمیت‌مان کمی می‌لنگد. ما در این سال‌ها بجز این دو سال اخیر هیچ وقت چرخه صادرات‌مان از واردات پیشی نگرفته و هنوز هم واردات ما از طریق قاچاق اتفاق می‌افتد. ما هنوز کشوری نفتی هستیم و این پاشنه آشیل ماست. تأثیر این وابستگی را می‌توانید در تحریم نفتی ایران در سال‌های پیش ببینید که چکار با کشور کرد. مقام معظم رهبری هم بارها بر اقتصاد غیرنفتی تأکید داشته‌اند اما در عمل دولت‌های مستقر نتوانسته‌اند در این کار موفقیت چشمگیری داشته باشند.»
نمی‌شود از استقلال اقتصادی گفت و از وابستگی به نفت نگفت. چطور می‌شود کشوری خواهان ایستادن در مقابل همه ابر قدرت‌ها باشد اما وابسته به این باشد که آن قدرت‌ها خریدار نفت او باشند یا نه؟ هنوز وضعیت خرید نفت و تحریم‌ سال‌های پیش که خزانه مملکت را خالی کرد از یاد نبرده‌ایم. تحریمی که باعث شد بار دیگر این واقعیت توی صورتمان بخورد و دوباره به این فکر کنیم که ما باید هرچه بیشتر صادرات غیر نفتی خود را قوی کرده و دست قاچاقچیان کالا را از کشور کوتاه کنیم.»
اما بخش دوم شعار راهبردی انقلاب اسلامی، آزادی است. مفهومی که همیشه در کشور مورد بحث و جدل بوده. آزادی چیست و کدام رویکرد می‌تواند برای کشور آزادی به ارمغان بیاورد؟ دهقان معتقد است ظرفیت‌های زیادی در قانون اساسی کشور برای آزادی مردم در نظر گرفته شده که مغفول مانده. او درباره شاخص‌ها توضیح می‌دهد: «ما در این سال‌ها 35 انتخابات برگزار کردیم و در بیشتر آنها مردم پرشور شرکت کردند و میزان مشارکت بالایی تجربه شد که این نشان دهنده سطح بالای مردمسالاری در ایران است. ما در مقوله آزادی گام‌های رو به جلوی زیادی برداشته‌ایم ولی کاستی‌ها هم کم نبوده. برخی تنگ نظری‌ها در دهه اول انقلاب بخصوص در زمینه آزادی سیاسی وجود داشت که البته در قانون راهکارهای زیادی برای برون رفت از این تنگناها دیده شده. یکی دیگر از مسائلی که باید به آن اشاره کرد نظارت استصوابی است که در هر انتخاباتی دیده می‌شود. مثلاً بعضی را رد صلاحیت می‌کنند و بعضی را با عنوان «عدم احراز» کنار می‌گذارند. واقعاً یک شهروند باید در این کشور چه چیزی را ثابت کند تا صلاحیتش احراز شود؟ به قول آقای روحانی باید به مر قانون عمل شود تا تکلیف شهروندی که در انتخابات ثبت نام می‌کند روشن باشد.»
دهقان از ظرفیت‌های دیگری در قانون می‌گوید: «در قانون اساسی ما قوانین روشنی در زمینه برگزاری تجمعات وجود دارد که متأسفانه دیده نمی‌شود. راهپیمایی‌ها می‌توانند در چارچوب قانون در جایگاه خاصی و تحت تدابیر امنیتی برگزار شوند تا دیگر عوامل فرصت‌طلب به اغتشاشات راه پیدا نکنند و راهپیمایی را به راه‌های دیگر سوق ندهند.» او معتقد است وقتی به قول امام خمینی(ره) میزان رأی مردم است، همه باید به این رأی تمکین کنند تا جریان حاکم بتواند در راستای منافع و مطالبات مردم گام بردارد. اگر این اتفاق به عقیده او نیفتد ممکن است مردم به راه‌های غیر قانونی متوسل شوند. دهقان از سنگین بودن نظام اداری هم به عنوان یکی از مشکلات این سال‌ها یاد می‌کند و معتقد است باید در نظام اداری کشور چابک‌سازی اساسی صورت گیرد.
شاخص‌های افول و رشد
آذر منصوری تحلیلگر و فعال سیاسی معتقد است برای آسیب‌شناسی باید از بررسی شاخص‌های افول و رشد شروع کرد تا بعد ببینیم در این سال‌ها با چه کارنامه‌ای رو به رو هستیم. او انقلاب سال 57 را راه‌حلی می‌داند که بیشتر مردم در آن شریک بودند و به امید آرمان‌هایی که در آن روزها از آن حرف زده می‌شد پا به صحنه گذاشتند. منصوری می‌گوید: «حالا بعد از 40 سال باید دید مردم چقدر توانسته‌اند آزادانه سرنوشت خود را تعیین کنند؟ چقدر به استقلال دست پیدا کرده‌اند؟ چقدر آن آزادی که در ابتدای انقلاب وعده داده شده بود به وقوع پیوسته؟ ما به عنوان کسی که از انقلاب دفاع می‌کنیم باید همه این شاخص‌ها را بررسی کنیم تا قضیه برای ما روشن بشود. به‌نظر من ما به بخش بزرگی از آن شعارها دست پیدا کرده‌ایم اما بخش‌هایی را هم فراموش کرده‌ایم.» منصوری مهم‌ترین بخشی را که در انقلاب فراموش شده «حقوق» مردم می‌داند: حقوق مردم و این‌که چقدر ما برای مردم حق قائل شدیم و این‌که دولت‌هایی که آمدند چقدر این حقوق را اعاده کردند، سؤالی است که باید پرسید و جدی به آن پاسخ داد. من معتقدم دولت‌ها با این‌که در این زمینه تلاش کرده‌اند اما حاصل کار چندان موفقیت‌آمیز نبوده. ضمن این‌که نسل امروز می‌پرسد چرا ما انقلاب کردیم؟ آنها می‌بینند کسانی که در انقلاب نقش اساسی داشتند امروز کنار گذاشته شده‌اند و با تنگ نظری و سوء مدیریت بعضی از مسیرها به انحراف برده شده.»
منصوری مهم‌ترین شاخص را رضایتمندی مردم از نظام می‌داند و تنها راه فهمیدن میزان رضایتمندی را نظرخواهی از مردم ارزیابی می‌کند مانند نظرسنجی که در سال 93 در مورد مقبولیت حجاب در کشور انجام شد و به تازگی نتایج آن در دسترس عموم قرار گرفت: «همین که مردم ما در انتخابات‌ حضور پرشور دارند، نشان می‌دهد هنوز به ساختارهای کشور امیدوارند و معتقدند مطالبات خود را از طریق صندوق رأی باید پیگیری کنند اما من معتقدم متولیان نظام باید در هر مقطعی میزان رضایتمندی را ببینند و براساس آن تصمیم‌گیری کنند.»
خط‌کشی‌های فرهنگی
عبدالجبار کاکایی شاعر و تحلیلگر مسائل فرهنگی معتقد است ما در روزهای انقلاب آفرینش‌های بسیار خوبی در زمینه شعر داشتیم اما این خلق و خلاقیت به علت‌های زیادی پایدار نماند: «در ابتدای انقلاب شعر ملی و انقلابی شروع خوبی داشتند و از نظر محتوایی ذیل گفتمان انقلاب بودند اما رفته رفته به محض نهادسازی و مدیریت فرهنگی کم کم نگاه ایدئولوژیک روی گفتمان‌های دیگری که می‌خواستند نوع دیگری از اندیشه را پیگیری کنند سنگینی کرد و از دهه 70 که شاهد آزادی مطبوعات بودیم این خط‌کشی‌ها پر رنگ‌تر شد.
درنتیجه گروهی وفادار به گفتمان انقلاب ماندند و گروه دیگر به موضوعات دیگر پرداختند. به مرور هم این نگاه‌ها و جهت‌های فکری رو به روی هم قرار گرفت. متأسفانه در این سال‌ها مدیریت فرهنگی کشور به جای این‌که به وفاق فرهنگی بیندیشد و در یک رقابت سالم و یک حمایت عادلانه از همه طیف‌ها حمایت کند، به رفتار بخشنامه‌ای روی آورد و این باعث شد گفتمان انقلاب در مباحث فرهنگی هر روز منزوی‌تر شود.»
او آزادی عقیده را جزو شعارهای اصیل ابتدای انقلاب می‌داند و معتقد است مدیریت فرهنگی کشور با تنگ‌نظری از این شعار عبور کرد: «متأسفانه حالا شاهد این هستیم که کتاب‌های انقلابی تنها در دست ارگان‌های دولتی است و نهادهای فرهنگی شروع به سانسور و مقابله با آزادی بیان کردند که این خلاف شعارهای ابتدای انقلاب بود. در واقع در این سال‌ها نگاه آزادانه محو شد و فضای چند قطبی به وجود آمد و جشنواره‌ها تنها به نگاهی اهمیت می‌دهند که گفتمان انقلاب در آن پر رنگ باشد. به اعتقاد من در حوزه فرهنگ شرایط خوبی حاکم نیست چون ادبیاتی که زاییده انقلاب بود رفته رفته به نوعی از گفتمان انقلابی تبدیل شد که منفک از ادبیات است. ما اشعار انقلابی بسیار غنی داشتیم و همه نگاه‌ها در آن حضور داشتند اما حالا همه نگاه‌ها به حاشیه رفته‌اند و این نشان می‌دهد مدیریت فرهنگی ما رو به افول است.» کاکایی معتقد است این اتفاق در همه حوزه‌های فرهنگی افتاده و دستاورد بزرگ انقلاب رفته رفته منزوی‌تر شده.
جمع‌بندی تحلیل
دهقان از دو وجه استقلال سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی به عنوان دو هدف اصلی انقلاب وجه سیاسی را به دلیل بیرون آمدن از زیر سلطه تصمیم‌گیری‌های لندن و واشنگتن برای کشور، محقق می‌داند اما معتقد است جمهوری اسلامی با وجود همه پیشرفت‌های اقتصاد هنوز نتوانسته به سلطه نفت و عامل مخرب قاچاق پایان دهد. بنابراین از یکسو وابستگی به نفت ما را همواره در وضعیتی دوگانه قرار داده و از سوی دیگر قاچاق و رانت، بنیان‌های اقتصاد را جویده است.
آذر منصوری در زمینه وجه سیاسی انقلاب، بیشتر به سیاست داخلی توجه دارد و پاشنه آشیل آن را نیز تنگناهایی در حقوق شهروندی به دلیل برخی تنگ‌نظری‌ها می‌داند و معتقد است از همه ظرفیت‌های قانونی برای برون‌رفت از این تنگناها استفاده نشده است. اما فرهنگ که یکی از مهم‌ترین سویه‌های انقلاب اسلامی است. قاعدتاً انقلاب توانست سبک زندگی یا فرهنگ عمومی را دگرگون کند اما در زمینه تولیدات فرهنگی به اعتقاد بسیاری از جمله کاکایی دست به نهادسازی‌هایی زد که عملاً نتیجه عکس از آن گرفت. یعنی نهادهای فرهنگی تلاش کردند با بودجه‌ای که در اختیار می‌گیرند و تعریف سازمانی که برای خود قائل می‌شوند از دید خود به توسعه فرهنگ انقلابی کمک کنند اما دقیقاً خط‌کشی‌ها از همین جا شروع شد و نویسندگان و شاعران و هنرمندان به این‌طرفی و آن‌طرفی و خودی و غیرخودی تقسیم شدند و کار تا جایی بالا گرفت که هر نویسنده‌ یا هر هنرمندی حق ورود به حوزه ارزش‌های فرهنگی را پیدا نکرد و به همین اندازه هم آثار تولیدی نهادهای ارزشی نتوانست مقبولیت عمومی بیابد. درواقع آنها خیلی زود به اداره‌هایی عریض و طویل با کارمندانی فرهنگی تبدیل شدند که تولیدات‌شان تنها به درد محافل خاص می‌خورد.
حالا این آدم 40 ساله با همه شور جوانی و افکار والا و رؤیاهایی برای آینده، باید بنشیند و به همه این‌ها فکر کند. از خطاها درس بگیرد و عذر بخواهد و نقاط قوت و قدرتش را تقویت کند؛ تنها در این صورت است که می‌شود گفت، گذشته چراغ پرنوری است برای آینده.

غلامعلی دهقان تحلیلگر و فعال سیاسی: پیش از انقلاب شاهد بودیم که تصمیمات مهم سیاسی ایران در واشنگتن و لندن گرفته می‌شد و مسکو هم در این زمینه با دو رقیب دیگر بخصوص در زمینه سهم نفت در حال مسابقه بود اما با انقلاب اسلامی معادله سران کشورهای قدرتمند بهم ریخت و ایران کشوری شد که تصمیمات مهمش را بر اساس مصلحت خودش و در تهران گرفت. یعنی استقلال سیاسی. اصولاً هم دعوای بعضی از کشورهای قدرتمند با ایران از همین جا ریشه می‌گیرد

آذر منصوری تحلیلگر و فعال سیاسی: حالا بعد از 40 سال باید دید مردم چقدر توانسته‌اند آزادانه سرنوشت خود را تعیین کنند؟ چقدر به استقلال دست پیدا کرده‌اند؟ چقدر آن آزادی که در ابتدای انقلاب وعده داده شده بود به وقوع پیوسته؟ ما به عنوان کسی که از انقلاب دفاع می‌کنیم باید همه این شاخص‌ها را بررسی کنیم تا قضیه برای ما روشن بشود. به‌نظر من ما به بخش بزرگی از آن شعارها دست پیدا کرده‌ایم اما بخش‌هایی را هم فراموش کرده‌ایم

عبدالجبار کاکایی شاعر و تحلیلگر مسائل فرهنگی: در ابتدای انقلاب شعر ملی و انقلابی شروع خوبی داشتند و از نظر محتوایی ذیل گفتمان انقلاب بودند اما رفته رفته به محض نهادسازی و مدیریت فرهنگی کم کم نگاه ایدئولوژیک روی گفتمان‌های دیگری که می‌خواستند نوع دیگری از اندیشه را پیگیری کنند سنگینی کرد و از دهه 70 که شاهد آزادی مطبوعات بودیم این خط‌کشی‌ها پر رنگ‌تر شد. درنتیجه گروهی وفادار به گفتمان انقلاب ماندند و گروه دیگر به موضوعات دیگر پرداختند. به مرور هم این نگاه‌ها و جهت‌های فکری رو به روی هم قرار گرفت./ روزنامه ایران

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.