ion

چرا مساله علم دینی مطرح شده است؟ دلیل این است که زمانی ما فلاسفه ملحد همانند هیوم داشتیم. حالا برخی فیلسوفان تراز اول خداباور هستند. الحاد در زمان ما ریشه‌اش در علوم تجربی است نه در فلسفه! اگر هیوم آن زمان آن حرف‌ها را بیان داشت حالا الحاد را داوکینز و هاوکینگ و... بیان می‌کنند و مدعیات‌شان را به اسم علم عرضه می کنند.اگر چنین نمی‌کردند کسی اسم علم دینی را نمی‌برد.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

دکتر مهدی گلشنی، موسس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، در مناظره ­ای با عنوان «علم دینی، امکان یا امتناع» که چندی پیش در سالن اجتماعات دانشگاه معارف اسلامی برگزار شد، تاکید کرد که قبلا مساله علم دینی مطرح نبود و در چند دهه اخیر به‌طور جدی مطرح شده است.

به زعم او، حتی زمانی که علم به جهان و تمدن اسلامی می‌آید، باز هم مساله علم دینی و علم غیردینی مطرح نیست، به دلیل اینکه جهان‌بینی که در آن دوره  حاکم بود علم را غیردینی نمی‌کرد.

گلشنی افزود:« وقتی به عهد جدید و فیزیک جدید یعنی نیمه‌دوم قرن 17 به بعد می‌رسیم  از علم همان تلقی ای هست که در تمدن اسلامی بود. کاوش طبیعت و فهم جهان خلقت را وظیفه دینی می‌دانستند. جملاتی که از کتب ابوریحان و ابن‌هیثم و... می‌توانید استخراج کنید مخصوصا از مقدمه کتب، عین این جملات را در کتاب‌های نیوتن و بویل و لایب‌نیتس و... می‌بینید. جدایی نمی‌دیدند که از علم دینی و غیردینی نام ببرند. فلسفه بر علوم حاکم بود و به‌طور اتوماتیک فلسفه الهی بر آن حاکم بود. چه شد که قضیه تغییر کرد؟»

به زعم او، نیوتن فیزیکدان به تمام معنا موحد بود، به تثلیث اعتقاد نداشت ولی همزمان با نیوتن، جان لاک بیان داشت که علمی برای ما شأن دارد که ریشه در تجربه داشته باشد. بعدا با کارهای هیوم، کانت و... این تقویت شد تا به آگوست کنت رسیدیم.

استاد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، تاکید کرد:« آگوست کنت مکتب پوزیتیویسم را مطرح کرد که علمی برای ما شأن دارد که ریشه در تجربه داشته باشد و نام آن را هم علم مثبت گذاشت. گفت دو دوره را قبلا طی کردیم و اکنون دوره علم مثبت است و خود را هم پیامبر دین انسانیت نامید. از آن زمان به بعد فیزیک هم تحت‌الشعاع پوزیتیویسم قرار گرفت؛ گرچه برخی افراد بزرگ و شاخص فیزیک خداباور باقی ماندند ولی اکثریت به پوزیتیویسم معتقد شدند».

به زعم او، نتیجه‌ این شد که اصلا آن علمی برای ما شأن دارد که ریشه در حس دارد و باقی شأنی ندارند. کم‌کم مسلمین فهمیدند قضیه علم به این سادگی نیست و یکی از اولین افرادی که متذکر این امر شد، مودودی بود. حدود 90 سال پیش صریحا متذکر شد (چون دانشگاه اسلامی علیگره را راه‌اندازی کردند و می‌دیدند محصول آن کمونیسم و غیرخداباوری است) از آن زمان دقت کردند علم به این سادگی نیستقبل‌تر می‌گفتند هر سوالی داریم از علم پاسخ می‌گیریم،

اما در نیمه دوم قرن بیستم متوجه شدند که همه سوالات را از علم نمی‌توان پاسخ گرفت. صریحا پوپر (که در ایران به این اندازه معروف و معرفی شده) اذعان داشت سوالاتی تحت‌عنوان سوالات بنیادین (ultimate questions) داریم که پاسخ آن را از علم تجربی نمی‌توان به دست آورد. پوپر مثال‌هایی برای این سوالات بنیادین آورد ازجمله: از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم؟ بزرگان فیزیک اذعان داشتند که سوالاتی وجود دارد که نمی‌توان پاسخ آن را از علم تجربی بگیریم و به چارچوب وسیع‌تری نیاز است.

گلشنی معتقد است که در محیط ما پوزیتیویسم باقی ماند که این را در دانشکده‌های علوم می‌توانید ببینید. چرا مساله علم دینی مطرح شده است؟ دلیل این است که زمانی ما فلاسفه ملحد همانند هیوم داشتیم. حالا برخی فیلسوفان تراز اول خداباور هستند. الحاد در زمان ما ریشه‌اش در علوم تجربی است نه در فلسفه! اگر هیوم آن زمان آن حرف‌ها را بیان داشت حالا الحاد را داوکینز و هاوکینگ و... بیان می‌کنند و مدعیات‌شان را به اسم علم بیان می‌کنند. تکامل را به اسم علم روز معرفی می‌کنند. اگر چنین نمی‌کردند کسی اسم علم دینی را نمی‌برد.

به زعم او، اصول بسیار مهم است؛ اصولی که امروز بر فیزیک امروز، زیست‌شناسی امروز و علم امروز حاکم است با خداباوری نمی‌خواند. علم دینی به معنای این نیست که تجربه کنار برود. آنجا که امور را می‌بینید و آنجا که می‌خواهید چارچوبی انتخاب کنید، باید چارچوبی باشد که با دین سازگار باشد و همه‌چیز را جا دهد. اخلاق و ارزش‌ها و زیبایی را جا دهد و تمام تکالیف را معین کند.

اگر عالمی برای برخی چیزها یک چارچوب را انتخاب کند و برای برخی موارد دیگر چارچوب دیگری انتخاب کند، تعارض در یافته‌ها و تصمیمات او خواهد بود. آن چیزی که الان می‌گویند و به آن رسیده‌اند 30سال پیش چنین نبود. در دهه 2020- 2010 و در هفت، هشت سال گذشته این نکته بیشتر از همه مواقع واضح شده است که بر علم یک‌سری اصول عام حاکم است و این اصول عام می‌تواند قضیه را به این طرف و آن طرف براند. علم دینی می‌گوید حواس خود را در انتخاب «اصول عام» جمع کنید./ دایره المعارف بزرگ اسلامی

نظرات

نظرات | 1 نظر
غلامرضا گلی
1396/11/24 - 17:39
علم با ایمان متفاوت است ما به خدا علم نداریم بلکه فقط ایمان داریم با علم نه میشود خدا را ثابت کرد نه میتوان منکر خدا شد علم در دین به ان معنا که در علوم تجربی و نظری مطرح میشود و دارای تعریف است در دین مطرح نیست و تعاریف دو گانه از علم باعث تقابل علم با دین شده . مثال .. جستجو به دنبال حرام بودن گوشت خوک در علم و مطرح شدن وجود انگلی که باعث چنین حکمی شده نه با علم سازگار است نه با دین . یا باید علم را در دین تعریف کرد و از ان استفاده کرد یا باید از ایجاد چنین محصولاتی جدا جلوگیری شود چون صدمات چنین محصولاتی به اسم علم بسیار پر خطر است
rateup 0
 ratedown 0

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.