ion

هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند

اندیشه /
شناسه خبر: 326438

در کتاب «هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند»، جستجوی معنای زندگی، همچنین بی انگیزگی غربی‌ها در مورد زندگی مطرح می‌شود. نویسنده ضمن اشاره به آثار بکت، کامو، سارتر و ... می‌گوید که معنای انگیزه را وقتی فهمیده که عکسی از یک بچه سیاه پوست فقیر برهنه در اینترنت دیده که می‌خواسته آب خوردن بنوشد زیرش این جمله درج شده بوده که چنین مضمونی داشته: «این آب برای من حکم کیمیا را دارد ولی تو با آن خودت را می‌شوری و طهارت می‌گیری!».

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

کتاب «هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» یک کتاب فلسفی عامیانه است که مطالعه‌اش باعث توجه به نکات مختلفی درباره زندگی می‌شود.

کتاب «هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» نوشته دانیل مارتین کلاین با ترجمه حسین یعقوبی به تازگی از سوی نشر چشمه وارد بازار نشر شده و یک اثر جذاب و مناسب برای مطالعه فلسفی و علاقه مندان به این رشته است. 

نویسنده این کتاب که نسخه اصلی اش در سال ۲۰۱۵ چاپ شد، عادت به طرح مسائل فلسفی در قالب طنز و چارچوبی ساده و روان دارد. بنابراین این کتاب می‌تواند مرجعی خوب و مناسب برای شروع مطالعه فلسفی جوان‌هایی باشد که به این رشته علاقه دارند و ضمنا در مجاورت این خطر هم به سر می‌برند که با انتخاب یک کتاب اشتباه سنگین فلسفی، به کل از آن بیزار شده و رهایش کنند.

این کتاب نقاط قوت و نقاط ضعفی دارد که سعی می‌شود در یادداشت پیش رو، به آن‌ها اشاره شود؛

در ابتدای امر درباره این کتاب باید بگوییم که، تنها آموزه‌های فلاسفه غرب را در بر می‌گیرد و در آن چیزی از رهیافت‌های فلسفه شرق و فلسفه اسلامی‌به چشم نمی‌آید. البته اگر منصفانه نگاه کنیم، اشارات کوتاهی به فلسفه شرق و آیین بودا می‌شود اما گسترده بیشتر کتاب، مربوط به فلاسفه یونان و ادامه مسیرشان در غرب امروز است. با این حال با کتاب جالبی روبرو هستیم که در ادامه مطلب، علت این جذابیت که همانا مثال‌های ملموس زندگی نگارنده کتاب است، بهتر مشخص می‌شود. اما پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنیم که بن بست‌هایی که فلاسفه غرب در ارائه راه حل با آن‌ها روبرو شده‌اند، بعضا با نیم نگاهی به فلسفه اسلامی، قابل حل هستند. اما متاسفانه ارائه و به قول امروزی‌ها، پرزنت ما در این زمینه ضعیف است و فلاسفه امروزی اروپا و آمریکا که قلم جذابی داشته باشند، در طرح دیدگاه‌ها و نظریاتشان درباره زندگی موفق تر عمل می‌کنند.

به هر حال، فارغ از دید و نگرش فلاسفه مختلفی که اندیشه‌هایشان در کتاب مطرح می‌شود، کلاین نکات ریز و دقیقی را درباره زندگی مطرح می‌کند. فلاسفه باستانی و مدرنی که در کتاب پیش رو از آن‌ها جملاتی نقل شده، درباره زندگی، هستی و جهان حرف زده‌اند و این مفاهیم ذهن‌شان را به خود معطوف کرده بوده است. مطالبی که کلاین از سخنان این فلاسفه استخراج کرده، دقیقا همان دلمشغولی‌ها و دغدغه‌های ذهنی اش از ۴۰ سال پیش تا امروز هستند. یعنی از زمانی که ۳۵ ساله بوده تا امروز که ۷۵ ساله است.

یکی از نکات جالب کتاب، پاسخی است که کلاین به ایراداتِ وارده توسط فلاسفه مدرن بی‌خدا می‌دهد. برخی از فلاسفه امروزی و معاصر آمریکا، بی خدایی و بی مذهبی را ترویج می‌کنند؛ با این عقیده که دین و مذهب باعث کشت و کشتارها و جنگ و خشونت‌های امروز جهان می‌شود. کلاین در پاسخ به نظر این گونه فلاسفه می‌گوید مگر کاپیتالیسم یا کمونیسم کم باعث کشت و کشتار در جهان شده‌اند؟ و آیا مکاتب سیاسی اقتصادی امروزی، باعث از بین رفتن آدم‌ها نمی‌شوند؟

یکی دیگر از نکات جالب این کتاب که مربوط به زندگی روزمره آمریکایی‌هاست و می‌تواند برای مردم ما هم جالب باشد، مثالی است که کلاین درباره زندگی دینی و غیردینی مطرح می‌کند. مخاطب ایرانی با خواندن این صفحات کتاب و مثال مذکور متوجه می‌شود که تعصب و تعصب دینی فقط چیزی نیست که در کشورهای اسلامی وجود داشته باشد.

دانیل مارتین کلاین

بحث معنای زندگی، اصلی‌ترین دغدغه‌ای است که در این کتاب به چشم می‌خورد و یک نکته جالب دیگر برای مخاطب ایرانی که شاید طی دو دهه گذشته زیاد با آن سر و کار داشته، مفهوم تیپ و قیافه و مُد شدن یک رفتار پوششی در جامعه است.

در کتاب «هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند»، بحث جستجوی معنای زندگی، همچنین در زمینه بی انگیزگی غربی‌ها در مورد زندگی هم مطرح می‌شود. کلاین، ضمن اشاره به آثار بکت، کامو، سارتر و ... می‌گوید که معنای انگیزه را وقتی فهمیده که عکسی از یک بچه سیاه پوست فقیر برهنه در اینترنت دیده که می‌خواسته آب خوردن بنوشد زیرش این جمله درج شده بوده که چنین مضمونی داشته: «این آب برای من حکم کیمیا را دارد ولی تو با آن خودت را می‌شوری و طهارت می‌گیری!». 

مطالعه این کتاب، به مخاطب نشان می‌دهد که همه امور زندگی از جمله مسائل متافیزیکی و مربوط به روح را نمی‌توان تنها با اتکا به عقل، فلسفه و منطق ثابت کرد. به همین دلیل است که پای مذهب، ایمان یا کفر به کتاب کلاین باز می‌شود و همچنین عرفان؛ البته اشاره کلاین به عرفان بسیار کوتاه و گذراست و فقط در این حد است که با مفهوم مذهب متفاوت است و در این زمینه بحث را بیش از این باز نمی‌کند. خود نویسنده هم ادعایی برای حل کلاف‌های فکری و فلسفی درباره زندگی امروز ندارد و در پایان با جملات طنز می‌پرسد که خب، حالا چه شد؟ معنای زندگی چیست؟ ولی به هر روی، او حرف خود را زده و اندوخته ۷۵ سال زندگی را در قالب ۱۶۲ صفحه فشرده، با مخاطبانش در میان گذاشته است./ مهر

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.