ion

سردرگمی، تأخیر در تصمیم‌گیری و آنگاه اقدام

غافلگیری همیشگی رسانه‌ها در برابر بحران

گزارش /
شناسه خبر: 339796

«بحران» برای رسانه‌ها سوژه‌ای است برای تمام فصول؛ غیر مترقبه و خارج از محاسبات است و هر لحظه‌ می‌توان انتظار آن را داشت حتی در همین لحظه‌ای که خواننده این مطلب هستید. سال 96 هم در کشور ما سال آرامی نبود، حوادث طبیعی و غیر طبیعی زنجیروار و سریالی آمدند، سوختند و قربانی گرفتند و رفتند.

ایران آنلاین /از حوادث رانندگی گرفته تا زلزله‌هایی که خانه‌ها را تخریب کرد و دل‌ها را لرزاند و پایتخت‌نشین‌ها را خیابان خواب کرد تا حوادث اجتماعی و سیاسی که از اعتراض‌های خیابانی شروع شد و به اغتشاشات کور انجامید و... همه این حوادث در شرایطی رخ داد که جامعه بیش از گذشته رسانه‌ای‌تر شده است و پوشش اخبار و حوادث مرتبط با هر کدام از این بحران‌ها آنلاین‌تر؛ ارزیابی و نگاهی به عملکرد رسانه‌ها در پوشش اخبار بحران و اطلاع‌رسانی حوادث در این روزهای پایان سال 96 می‌تواند به اهالی رسانه به این جمع‌بندی و قضاوت کمک کند که تا چه حد توانسته‌ایم در مواقع بحران ایفاگر نقش اطلاع‌رسانی با هدف کمک به مدیریت بحران، کمک به حادثه‌دیدگان و قربانیان، امداد‌رسانی و... بوده‌ایم یا اینکه با عملکرد بد و نقش‌آفرینی استرس‌زا و متکی بر شایعه و اطلاعات بی‌پایه بر دامنه مصایب و هزینه‌های بحران افزود‌ه‌ایم:

ضیایی پرور:هر چند که سرعت شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی در عمده رخدادهایی که طی سال 96 اعم از بحران‌ها، حوادث، اتفاقات سیاسی و رویدادهای ورزشی و هر حادثه‌ای که به منزله جریان خبری مهم در کشور به شمار می‌رفت؛ بسیار بالا بود اما به محض اینکه از آن نیم ساعت ابتدایی زمان وقوع حادثه دور می‌شدیم؛ رسانه‌های حرفه‌ای‌تر نقش خودشان را بخوبی ایفا کردند

حمید ضیایی پرور معاون مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین زمینه به «ایران» می‌گوید: «علی‌رغم اینکه طی چند سال اخیرغلوهای فراوانی در مورد نقش شبکه‌های اجتماعی و تأثیر‌گذاری خبررسانی و اطلاع‌رسانی آنها صورت گرفت اما به مرور از شدت و میزان آن موج و هیجان کاسته و باردیگر نقش رسانه‌های حرفه‌ای اعم از مطبوعات و خبرگزاری‌ها بارزتر شد و مردم برای کسب اطلاعات عمیق‌تر، گزارش، گفت‌و‌گو و کشف ابعاد عمیق‌تر ماجراها، سراغ رسانه‌های حرفه‌ای رفتند. طی تحولاتی هم که در سال 96 اتفاق افتاد؛ آنجایی که فقط سرعت اطلاع‌رسانی مطرح بود رسانه‌های مجازی گوی سبقت را از سایر رسانه‌ها ربودند اما به هر میزان که زمان سپری می‌شد و مخاطبان از سطح به عمق ماجرا می‌رفتند؛ دیگر رسانه‌های مجازی حرفی برای گفتن نداشتند و این مطبوعات، خبرگزاری‌ها و صدا و سیما بودند که توانستند ابعاد ماجراها را با پیگیری سوژه‌ها بخوبی عیان کنند.» وی می‌افزاید: «هر چند که سرعت شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی در عمده رخدادهایی که طی سال 96 اعم از بحران‌ها، حوادث، اتفاقات سیاسی و رویدادهای ورزشی و هر حادثه‌ای که به منزله جریان خبری مهم در کشور به شمار می‌رفت؛ بسیار بالا بود اما به محض اینکه از آن نیم ساعت ابتدایی زمان وقوع حادثه دور می‌شدیم؛ رسانه‌های حرفه‌ای‌تر نقش خودشان را بخوبی ایفا کردند.
نقش رسانه‌های حرفه‌ای در پرداختن به ماجراها، مصاحبه کردن، ارائه گزارش، آمار و اطلاعات و عمیق‌تر شدن در ابعاد موضوع بسیار پررنگ بود.»
ضیایی پرور ادامه می‌دهد: «همچنین نسبت و فراوانی اخبار جعلی و شایعات در شبکه‌های فضای مجازی بسیار زیادتر و شدیدتر از رسانه‌های حرفه‌ای و سنتی بود.
شاید رسانه‌های چاپی به سبب اینکه، پی قانون به تنشان خورده و دست نوازش دستگاه قضایی بیشتر روی سرشان است! در انتشار اخبار حرفه‌ای‌تر شده‌اند؛ بنابراین سعی می‌کنند خبر نادرست و کذب منتشر نکنند و از این منظر دست بالا و برگ برنده را در اختیار داشتند.»
معاون مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطرنشان می‌سازد: «معتقدم روزنامه ایران در سال 96 برخلاف سال‌های گذشته‌اش پرتلاطم نبود و سال آرامی داشت.
هر چند که طی سال‌های گذشته اخبار بسیار پرفراز و نشیبی از این روزنامه می‌دیدیم اما امسال جزو رسانه‌هایی به شمار می‌رفت که در نزد افکار عمومی به‌عنوان روزنامه وزین و پرآرامش تلقی می‌شد.»  وی در ادامه در مورد وضعیت خبرنگاری بحران در کشور یادآور شد: «واقعیت این است که خبرنگار بحران حرفه‌ای کمی داریم؛ این در حالی است که در دنیا شاخه‌های تخصصی در حوزه خبرنگاری بحران به وجود آمده است. متأسفانه آموزش‌های علمی و آکادمیک نیز برای تربیت خبرنگاران بحران صورت نگرفته است و بر همین اساس نیز خبرنگاران حرفه‌ای بحران حداقل در سطح منطقه خودمان نیز نداریم.

نعمتی انارکی: رسانه‌ها برنامه از قبل تعیین شده‌ای را برای مواجه شدن با بحران‌ها ندارند، هرچند که بخشی از برنامه‌ریزی‌ها باید در شرایط بحران پیش‌بینی شود، اما از قبل نیز باید نقشه راهی در برخورد با بحران‌های مختلف وجود داشته باشد تا از سردرگمی در مقابله با بحران‌ها جلوگیری شود

   بیماری سیاسی رسانه‌ها
همچنین داوود نعمتی انارکی دانشیار دانشگاه صداوسیما نیز در همین زمینه به «ایران» می‌گوید: وقوع بحران‌های مختلف در جوامع کنونی امری تقریباً طبیعی و تعریف شده است؛ به عبارت دیگر، بروز بحران‌ها در هر کجای جهان امری اجتناب‌ناپذیر است و مشکلات بسیاری را بر مردم مناطق بحران زده موجب می‌شود. این بحران‌ها می‌توانند بحران‌های طبیعی مثل وقوع زلزله و بحران‌های اجتماعی مانند اعتراضات مردمی باشد؛ با وجود این آنچه اهمیت دارد این است که دولت‌ها و نظام‌های سیاسی بتوانند با برنامه‌های از پیش تعیین شده، با بحران‌ها برخوردی منطقی و عقلایی داشته باشند.»
وی با اشاره به نقش رسانه‌ها در رویارویی با بحران‌ها می‌افزاید: «بی‌شک نقش رسانه‌ها در آرام‌سازی فضای بحران، آگاهی بخشی به افراد بحران زده، التیام‌بخشی به مردم، هدایت آنها در مقابله منطقی با شرایط بحرانی پیش آمده و کمک به امدادگران می‌تواند مهم و حیاتی تلقی شود.
باید اشاره کنم که نقش رسانه‌ها در ارتباط با بحران در حوزه «ارتباطات بحران» تجلی می‌یابد، ارتباطات بحران را نباید یک جریان ارتباطی بی‌هدف در شرایط بحران یا انتقال یک سویه اطلاعات به مردم تعریف کرد، بلکه ارتباطات بحران فرآیند پیچیده ارتباطی میان مردم از یک سو، مسئولان ستاد بحران از سوی دیگر و رسانه‌ها از دیگر سو است که اگر ارتباطی منطقی و برنامه‌ریزی شده بین آنها شکل بگیرد، بیش از هر عامل دیگری بر روند مقابله با بحران تأثیر می‌گذارند.
بنابراین رسانه‌ها در فرآیند ارتباطات بحران نقشی کلیدی و اثرگذار دارند تا بهتر بتوان با بحران‌ها روبه‌رو شد و آنها را پشت سر گذاشت.»
نعمتی انارکی ادامه می‌دهد: اگر به نقدهایی که به عملکرد رسانه‌ها در شرایط بحران‌های پیش آمده اخیر توجه کنیم، پی خواهیم برد که ضعف‌های زیادی در جریان رسانه‌ای کشور در مواجه شدن با بحران‌ها وجود دارد که این ضعف‌ها عمدتاً از بی‌برنامگی آنها در مواجه شدن با شرایط بحرانی نشأت می‌گیرد.
به نظرم رسانه‌ها برنامه از قبل تعیین شده‌ای را برای مواجه شدن با بحران‌ها ندارند، هرچند که بخشی از برنامه‌ریزی‌ها باید در شرایط بحران پیش‌بینی شود، اما از قبل نیز باید نقشه راهی در برخورد با بحران‌های مختلف وجود داشته باشد تا از سردرگمی در مقابله با بحران‌ها جلوگیری شود. ضروری می‌دانم این نکته را به‌طور شفاف بیان کنم که مدیران و بازیگران عرصه رسانه نتوانسته‌اند نقش مدبرانه و عالمانه‌ای را برای رسانه‌های خود در برخورد با بحران تعریف و اجرایی کنند.
به طور نمونه در زلزله کرمانشاه، با وجودی که بیش از چند ماه از وقوع این بحران می‌گذرد، مردم زلزله زده با مشکلات زیادی مواجه‌اند، حال سؤال اینجاست که رسانه‌ها تا چه اندازه توانسته‌اند آموزش، اطلاع‌رسانی، آرامش‌بخشی و مطالبه‌گری را رونق دهند. بنابراین نمره‌ای که به‌عنوان یک مخاطب می‌دهم، نمره‌ای پایین خواهد بود، کسب نمره بالا توسط رسانه مبتنی بر الزاماتی است که باید دقیقاً رعایت شود؛ در واقع مشکل اینجاست که رسانه‌ها نسبت به الزامات مقابله با بحران‌ها شناختی ندارند.»
وی خاطرنشان می‌سازد: «معتقدم رسانه‌های داخلی در مواجه شدن با بحران‌ها موفق نبوده‌اند و به اهداف خود دست نیافته‌اند. چون رسانه‌ها دچار بیماری سیاسی شده‌اند، نگاه آنها در روزهای بحران نیز همانند دیگر روزهاست؛ ترکیبی از سیاست و بی‌برنامگی که عمدتاً از سوی مسئولان به سطوح پایین‌تر سرایت می‌کند.
شاید یکی از مهم‌ترین زمینه‌های افزایش تأثیرات رسانه در شرایط بحران تغییر پارادایم در حوزه رسانه باشد، تغییر از شرایط عادی به شرایط بحرانی با هدف کاهش اثرات منفی بحران‌ها...
به‌طور مثال در یکی دو سال اخیر بعضاً اعتراض‌های زیادی از سوی افراد عادی جامعه در خصوص سپرده‌گذاری‌ها شده است که بخشی از این اعتراض‌ها به شهرهای مختلف نیز کشیده شد، رسانه‌های داخلی تا چه اندازه به این رویدادها پرداختند و تحلیل‌های هوشمندانه و باورپذیر ارائه کردند؟ تحلیل‌هایی که نشان از دانش، معرفت و برنامه‌ریزی دست‌اندرکاران رسانه‌ها دارد.
وقتی در جریان‌سازی رسانه‌ای در شکل مطلوب و باورپذیر در اینگونه اتفاقات مانده‌ایم، چگونه می‌توانیم در برابر جریان رسانه‌ای دنیا جریانی متفاوت و اثر‌گذار پدید آوریم؟» این استاد علوم ارتباطات خاطرنشان می‌سازد: پاسخ به این سؤال که چرا دچار چنین وضعیتی شده‌ایم، نیازمند کالبدشکافی جامعه در سال‌های مختلف است، اما یکی از دلایل آن را عقب‌ماندگی در فوبیای پرداختن به رویدادهای بحران می‌دانم.
این فوبیا باعث می‌شود تا بخش مهمی از قدرت رسانه نادیده گرفته شود، در چنین شرایطی، نه رسانه‌ها قادر به پرداخت همراه با تحلیل خواهند بود و نه مسئولان تاب شنیدن انتقادهای اساسی را خواهند داشت.»
وی با اشاره به نقش شبکه‌های اجتماعی نیز می‌گوید: «این شبکه‌ها جزو پدیده‌هایی هستند که در سال‌های اخیر به جریان رسانه‌ای پیوسته‌اند، جریانی که روی همه چیز دست گذاشته است و تبدیل به بستر فعالیت برای همه شده است. این وضعیت گفتمان رسانه‌های سنتی را نسبت به مخاطب به حاشیه می‌برد و گفتمان خود را در گستره‌ای بزرگ به مخاطبان ارائه می‌کند.
در واقع جریان شبکه‌های اجتماعی با سرعت دارای ریشه‌های قدرتمند اجتماعی می‌شود که تأثیرات زیادی برمخاطبان خواهد داشت.»

 
رفعتی:اینکه رسانه به حوادثی که منجر به بحران می‌شوند یا بحران‌های ایجاد شده اهمیت ندهد و سکوت خبری برای مخاطب خود ایجاد کند و او را تحریم اطلاعاتی کند؛ نه تنها مشکلی را حل نکرده بلکه چند ضربه بزرگ به مخاطبان و جامعه خود وارد کرده است. همچنین این روند سبب از دست دادن اعتماد مخاطب، گرایش مخاطب به رسانه‌های بیگانه یا رسانه‌های غیر همسوی داخلی می‌شود

 

رسانه‌ها تیم بحران ندارند
همچنین مهری رفعتی استاد علوم ارتباطات نیز در این زمینه می‌گوید: «اینکه در واکاوی رسانه‌ها از واژه مداخله استفاده می‌شود را نمی‌پسندم چرا که رسانه‌ها در جریان تمامی حوادث اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وغیره وظیفه اطلاع‌رسانی دارند و حضور آنها، تذکرات، توصیه‌ها، نقدها و... می‌تواند برای مسئولان راهگشا باشد؛ پس نمی‌توان این ورود را مداخله نامید.
اصولاً در جامعه به موقعیتی بحران می‌گویند که به نوعی نظم و روال عادی زندگی اجتماعی را دچار مشکل سازد؛ گاه این بحران‌ها معلول حوادث طبیعی است که زمان وقوع آن مشخص نیست و رسانه‌ها باید همیشه در مورد نحوه پرداختن به آن، آمادگی لازم را داشته و به قولی گوش به زنگ باشند. چگونگی پرداختن به بحران و سیاست‌گذاری‌های مربوط به آن براساس نوع حادثه تعیین و مشخص می‌شود.»
وی می‌افزاید: «در بحران‌ها انتظار می‌رود رسانه از قبل تمامی تجهیزات حرفه‌ای خود را بسیج کرده باشد تا با وقوع یک بحران بهت زده نشود و دست و پای خود را گم نکند که به طور مثال حالا چه فردی را اعزام کنند؟ یا چند نفر خبرنگار و عکاس باید بروند؟ و غیره.
انتظار می‌رود در رسانه‌های ما این حد از پیش‌بینی وجود داشته باشد؛ البته در کشور ما کمتر این اتفاق می‌افتد به گونه‌ای که در هیچ رسانه‌ای اتاق بحران یا تیم شرایط بحرانی نداریم و به محض وقوع یک بحران طبیعی دستپاچه عمل می‌کنیم و هم خود رسانه‌ها و هم مخاطبان در یک سردرگمی گرفتار می‌شوند.
اینجاست که پای اخبار جعلی و شایعه به خطوط خبری وارد می‌شود و رشته کار از دست رسانه‌ها در می‌رود؛ بویژه این خطر امروزه که شبکه‌های اجتماعی خود یک پای انتقال اطلاعات و اخبار هستند، بیشتر می‌شود.»
رفعتی ادامه می‌دهد: «نوع دیگری از بحران‌ها مواقعی است که زمینه‌های اجتماعی اقتصادی سیاسی وغیره دارد، این نوع بحران‌ها در عین حال که تقریباً قابل پیش‌بینی هستند در عین حال رسانه می‌تواند با ایجاد یک پیام خاص با اطلاعات و اخبار خود مسیر بحران را به‌سمت آرامش و نظم مورد نظر در جامعه هدایت کند.
رسانه در چنین شرایطی با هوشمندی خود می‌تواند با بررسی معضلات و وضعیت موجود جامعه، بحران را پیش‌بینی و برای جلوگیری از وقوع آن یا هدایت مسیر بحران، آن را کنترل کند. وی اظهار می‌دارد: «سکوت و نپرداختن به یک بحران یا حوادث پیش بحرانی، اشتباه‌ترین برخورد رسانه است. اینکه رسانه به حوادثی که منجر به بحران می‌شوند یا بحران‌های ایجاد شده اهمیت ندهد و سکوت خبری برای مخاطب خود ایجاد کند و او را تحریم اطلاعاتی کند؛ نه تنها مشکلی را حل نکرده بلکه چند ضربه بزرگ به مخاطبان و جامعه خود وارد کرده است. همچنین این روند سبب از دست دادن اعتماد مخاطب، گرایش مخاطب به رسانه‌های بیگانه یا رسانه‌های غیر همسوی داخلی می‌شود.
اما مشکلی که امروز در رسانه‌های ما وجود دارد، عدم مشخص بودن نوع برخورد با انعکاس خبرهای اینچنینی است؛ در مورد بحران طبیعی در لحظه وقوع تقریباً رسانه‌ها شروع خوبی دارند اما به نیمه راه نرسیده، می‌مانند که واقعیت‌ها را چگونه انعکاس دهند؟ کمبودها و نرسیدن‌ها را در کنار کمک‌ها و تلاش‌ها. اینجاست که رسانه‌ها اسیرسیاست‌های خبری سازمان رسانه‌ای خود می‌شوند و انعکاس واقعیت‌ها را فدای این سیاست‌ها می‌کنند.»
رفعتی تأکید می‌کند: «در مورد بحران‌های غیر طبیعی تکلیف واقعاً مشخص نیست نخستین خبر با وسواس و هزاران چگونه و چرا و چه آغاز می‌شود و همین سر رشته کار را از دست خارج می‌کند.
بحران‌های اخیر را که نگاه کنیم به نظرم در هر یک از آنها رسانه‌ها تلاش خود را کردند اما واقعاً سیاست واحد و نظم واحدی وجود نداشت تا جایی که یک جا آنقدر وقت گذاشتند شاید لازم نبود و جایی اصلاً نپرداختند وهمین خلأ را در مورد دومی بیشتر نشان داد.
مثلاً در مورد پلاسکو دوربین تلویزیون صحنه را رها نمی‌کرد و روزها صحنه را ترک نکرد.
در مورد سانچی این توقع را در بین مخاطبان ایجاد کرد که چرا نپرداختید واقعاً در بررسی این دو حادثه ما که دست‌اندرکار رسانه بودیم درک می‌کنیم که شرایط نرم‌افزاری و سخت‌افزاری یکسان نبود اما مخاطب باید توجیه شود که چرا تا این حد به آن پرداخته نشد.
این میزان از نپرداختن جای اعتراض را باز کرد و معتقدم می‌توان با یک کار تحقیقی میزان زمان پرداخته شده به پلاسکو و سانچی را بررسی کرد تا سپس اندیشیده شود که چه اقداماتی برای برقراری تعادل لازم است.»
وی تصریح می‌کند: «معتقدم رسانه‌ها به طور حتم تأثیر مفیدی در حل بحران‌ها دارند به گونه‌ای که نخستین نقش رسانه، ایجاد پل ارتباطی بین مردم و مسئولان است.
این واقعیت نقش در بحران‌ها خودش را بیشتر می‌تواند نشان دهد اما اغلب رسانه‌های رسمی فقط بلندگوی تلاش مسئولان می‌شوند و کمتر انعکاس دهنده پیام مردم هستند و همین تأثیر آنها را کم می‌کند.
تأثیر وقتی مؤثر است که همه چیز دوسویه باشد، یعنی هم مسئولان بدانند چه سختی و چه نیازی‌هایی در بحران وجود دارد و هم مردم بدانند مسئولان چه کرده‌اند وچه می‌خواهند بکنند؛ اما اصولاً متأسفانه درک عمومی و نقدهای مردم در کمرنگ انعکاس دادن نظرات مردم است.» این استاد دانشگاه خاطرنشان می‌سازد: «نقش شبکه‌های اجتماعی در حقیقت بسیار مؤثر است آنها به زبان ساده، هل دهنده رسانه‌های خبری شدند به این معنا که یک حادثه اول از سوی یک کاربر شبکه اجتماعی منتشر و سپس رسانه‌ها پیگیر موضوع می‌شوند. این امر هم بد و هم خوب است؛ بد چرا که رسانه از یک خبر واقعی یا جعلی پیروی می‌کند و خوب به این دلیل که رسانه‌ها را به رقابت با خود وادار کرده و پای آنها را به فضای خود باز کرده است.
معتقدم در جریان بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی این نقش خود را بیشتر نشان می‌دهد.»/ویژه نامه روزنامه ایران
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.