ion

پس از ثبت جهانی کفش کردی دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

رد پای «کلاش» در اورامان

گزارش /
شناسه خبر: 344492

«کلاش» تنها کفش دنیاست که پای چپ و راست ندارد. کفشی که رد پایش را همه جای مریوان می‌بینی. چه در پای زنان و مردان و بچه‌ها، چه در وسط میدان‌های شهر با مجسمه‌های غول پیکری از آن. کفشی که نسل‌ به نسل در اورامانات کردستان با دست بافته شده و حالا قدمتش به بیش از هزار سال می‌رسد‌. کلاش مریوان به تازگی پا از مرزهای جغرافیایی اورامانات بیرون گذاشته و در جشنی که سال پیش برگزار شد توسط سازمان آموزشی - علمی و فرهنگی ملل متحد - یونسکو- به ثبت جهانی رسید.

ایران آنلاین /آن‌طور که فاروق زینتی معاون میراث فرهنگی مریوان می‌گوید هنوز اتفاق مشخصی بعد از ثبت جهانی کلاش در مریوان نیفتاده و شاهد اختصاص بودجه یا برنامه خاصی نبوده‌ایم.
کلاش کفشی کاملاً طبیعی است که از تار و پود نخ پنبه‌ با کفی پارچه‌ای و چرم گاو ساخته می‌شود. آنقدر طبیعی که تمام اجزایش در طبیعت تجزیه می‌شود. آن‌طور که می‌گویند برای کلاش تاریخچه مکتوبی وجود ندارد اما قدیمی‌ترین کلاشی که وجود دارد زیره کلاشی است که منتسب به «پیرشالیار» یکی از عرفای بزرگ است که قدمتی بیش از 800 سال دارد. این پای افزار سال‌هاست که در شهرهای مختلف کردستان و بخصوص در اورامانات استان‌های کردستان و کرمانشاه بافته می‌شود.
فاروق زینتی در راه رسیدن به کارگاه از گذشته کلاش بافی می‌گوید: «منطقه اورامانات ایران و عراق چون صعب العبور است و مردم در روزگار گذشته زمستان‌ها بیکار بودند برای خودشان کفش درست می‌کردند اما حالا نحوه ساختش با گذشته فرق کرده.» او درباره ثبت جهانی کلاش در مریوان می‌گوید: «آن روزی که قرار شد داورهای بین‌المللی برای ثبت جهانی کلاش بیایند گفتند آیتم‌های خاصی می‌خواهد. در این رقابت برای ثبت جهانی، ما و روانسر پاوه، نودشه و چند شهر دیگر رقابت کردیم و در نهایت مریوان به خاطر داشتن بیشترین کارگاه‌ها و صنعتگرها در این رقابت پیروز شد.» زینتی می‌گوید: «مردان و زنان زیادی در این زمینه فعالیت می‌کنند و از این راه نان در می‌آورند. آمار رسمی نشان می‌دهد تعداد صنعتگران کلاش بافی بیش از 4 هزار نفر است. همچنین آمار غیر رسمی از حدود 11 هزار نفر فعال در این زمینه حکایت دارد که در 400 کارگاه کلاش بافی فعال هستند.» او حجم صادرات کلاش به خارج از کشور بخصوص عراق و شهرهای کردنشین این کشور را بیش از
25 میلیارد تومان ذکر می‌کند.
کارگاه استاد مولود خسبی یک دهنه مغازه کوچک است که تمامی کارهای مربوط به زیره کلاش توسط او و پسرش لایق خسبی و خانم اشرف کنعانی انجام می‌شود. هوای مریوان بارانی است و شیشه‌های مغازه بخار گرفته. سه مرد و یک میهمان که مشغول خوردن چای هستند روی زمین نشسته‌اند. صدای کوبیدن و کشیده شدن بلند است. در این کارگاه خبری از میز و دستگاه‌های مکانیکی نیست. همه چیز با زور دست و ابزاری محدود انجام می‌شود. روی زمین درفش تیز و درفش کند و دوال گیر و فانوسی برای داغ کردن درفش چیده شده. مولود و لایق هم یک کنده درخت برای کوبیدن کفی‌ها دارند. روبه روی آنها هم اشرف با دستگاهی قدیمی و رنگ و رو رفته مشغول کشیدن تسمه از زیر کفی کلاش است.
استاد مولود تقریباً 60 ساله با شلوار کردی و پیراهن بنفش، پشت کنده نشسته است. او خود را اهل روستایی از توابع اورامانات معرفی می‌کند و می‌گوید: «چهار نسل است که در حال کلاش بافی هستیم. پدرم و من و پسر و نوه‌ام همه در این کار هستیم.» او همین طور که دست‌هایش مشغول کوبیدن کفی روی کنده است از مراحل ساخت کلاش به ترتیب از خرید پارچه تا بافتن را توضیح می‌دهد و از مزیت‌های کلاش می‌گوید: «جالب‌ترین چیز کلاش این است که پای چپ و راست ندارد. هرچند هفته هم یکبار باید کفش را لنگه به لنگه کنید که توازن خودش را از دست ندهد. ما به ابتکار خودمان بعضی از کلاش‌ها را پاشنه دار طراحی کرده‌ایم تا برای کسانی که دیسک کمر دارند حالت طبی داشته باشد. سبک و خنک است و هیچ مواد شیمیایی ندارد و از پارچه و نخ پنبه‌ای است. یک کلاش درجه یک، سه سال در فصل خشک کار می‌کند. قیمت‌های کلاش هم مختلف است. از 180 هزار تومان دارد تا 80 و 100هزار تومانی اما یک جنس خوب‌ تر و تمیز
120 هزار تومان است. شست و شویش هم راحت است؛ می‌توانید همین‌طور که پایتان داخل کلاش است، بگیرید زیر آب سرد و بشویید. سریع هم خشک می‌شود.»
مردی که در حال چای خوردن است می‌گوید:‌ «می‌توانید کارواش ببرید و بگویید با فشار رویش آب بگیرند.» همین طور که کار می‌کنند از آنها در مورد استفاده از ابزار می‌پرسم. وسایل ساده‌ای که هر کدام کارایی خاصی دارند. از کنده درخت گرفته که باید چوب بلوط یا گردو باشد تا چربی که روی نخ می‌کشند که رفت و آمدش در کفی روان‌تر بشود. همه چیز در این کارگاه حاصل تجربیاتی هزاران ساله است.
لایق پسر استاد مولود از سختی کار می‌گوید. اینکه هر روز صبح از هفت صبح تا هفت شب و شاید بیشتر کار می‌کنند تا بتوانند کلاش‌های بیشتری ببافند. دستش را نشانم می‌دهد که جای بریدگی عمیقی رویش مانده. بریدگی که به قول خودشان در شروع کار و برای نابلدها زیاد اتفاق می‌افتد: «هر کاری سختی خودش را دارد. چون این کفش بیشتر در فصول گرم سال کاربرد دارد، ما پاییز و زمستان‌ها بیشتر کار می‌کنیم تا به بازار برسیم. سختی هم زیاد دارد؛ اگر کسی می‌گوید من کلاش می‌بافم باید به دستش نگاه کنید اگر جای بریدگی داشت، یعنی این کاره است.»
نیمی از کار البته با زنانی است که در خانه‌ها کار می‌کنند. در واقع در کارگاه‌های مردانه تنها کار سخت ساختن کفی انجام می‌شود و باقی ظریف کاری و رویه بافی کفش به عهده زنان است. به همراه استاد به خانه‌اش می‌رویم که در نزدیکی کارگاه است. خانه او در خیابانی است که حالا نامش را گذاشتند «کلاش» چون کارگاه‌های زیادی در آن وجود دارد. آن‌طور که زینتی می‌گوید پیش‌ترها کارگاه‌های بیشتری در این خیابان بوده که به مرور بسیاری از آنها کار را رها کردند.
در خانه ساده استاد سه زن مشغول بافتن رویه کفش هستند. ثریا قاسمی، گلباغ رحمانی و لیمو اختر با لباس‌های محلی روی زمین نشسته‌اند و با دقت کار می‌کنند چون لحظه‌ای حواس پرتی باعث می‌شود دست خود را با درفشی که مخصوص بافتن است ببرند. آن‌طور که ثریا می‌گوید چند روز پیش سوزن تا استخوانش فرو رفته و ساعت‌ها از درد بی‌حال بوده. ثریا همسر استاد مولود است و 25 سال است که این کار را می‌کند. هر کدام از زنان گوشه‌ای از بافت را به عهده دارند و هر کدام هم برای کارشان یک نرخ؛ از 2 هزار تومان تا 13 هزارتومان برای هر جفت.
دور هم در خانه نشسته‌ایم و استاد مولود کلاش‌های رنگارنگی را از اتاق بیرون می‌آورد و نشانم می‌دهد. کلاش‌های زنانه با زیره‌های آبی و قرمز و رویه‌هایی که در آن از چند رنگ مختلف استفاده شده تا به قول معروف بازاری پسندتر شود. استاد مولود چای را سر می‌کشد و از وضعیت بازار می‌گوید. اینکه دلال‌ها بازار را به هم ریخته‌اند: «خیلی‌ها از این کار دلسرد شده‌اند و رفته‌اند دنبال کارهای دیگر چون برای خیلی‌ها نمی‌صرفد. قیمت مواد اولیه بالا رفته و بازار هم کشش بالاتر رفتن قیمت کلاش را ندارد. برای همین خیلی‌ها کلاش نامرغوب تولید می‌کنند و دلال‌ها با قیمت پایین می‌خرند و به جای درجه یک می‌فروشند. بعضی هم مهر کار ما را جعل می‌کنند و روی کار می‌زنند. من الان خودم 150 کارگر در اطراف دارم اما خیلی کم بیمه هستند. یکی از مشکلات هم همین نبود بیمه و حمایت است.»
زینتی که نشسته و با تأسف سر تکان می‌دهد از متوقف شدن بیمه صنعتگران از سال 93 می‌گوید: «الان خیلی‌ها دیسک کمر گرفته‌اند. خیلی از خانم‌ها که در خانه کار می‌کنند چشم درد دارند. اگر بیمه‌ای باشد، برای اینها خیلی دلگرمی است. خیلی از استادکارها به خاطر همین مسائل و محرومیت‌ها دلسرد شدند و رفتند تهران کارگری. با اینکه می‌شود با تبلیغات، کاری کرد که همه دنیا کلاش را بشناسد و الان که ثبت جهانی شده، موقعیت خوبی است. ولی هیچ معلوم نیست قرار است چه اتفاقی بیفتد. فقط یک جشن برای ثبت جهانی گرفتند و تمام. نه بودجه‎‌ای نه برنامه‌ای نه چیزی. قرار بوده خیلی از صنعتگران بیمه شوند که آن هم اتفاق نیفتاده است.»
به کلاش‌هایی که روی زمین پهن شده نگاه می‌کنم؛ زحمت شبانه روزی زنان و مردانی که از جانشان مایه می‌گذارند تا این فرهنگ و صنعت را حفظ کنند. استاد مولود به زبان کردی به زینتی و خانم‌ها می‌گوید: «این کار تبلیغات می‌خواهد. کاش می‌شد برای علی دایی یک جفت کلاش بفرستیم بپوشد!» پسرکوچکی از گوشه اتاق می‌گوید: «فردوسی‌پور هم خوب است!»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.