ion

گفته می شود در سال، حدود ۲۰۰ هزار نفر با تحصیلات عالی از کشور خارج می شوند که رقم بالایی است و احتمال بازگشت آنها هم در گذر زمان کمتر شده است. در گذشته درصد بیشتری از آنها به کشور بر می گشتند اما امروز کمتر شده است. مهاجرت نخبگان در ایران با نوعی گریز اجتماعی و نارضایتی از برخی روندها همراه است و وابسته به شرایط عادی جهانی شدن نیست.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

مهاجرت نخبگان یا آنچه طی سال‌های اخیر از آن به «فرار مغزها» یاد می‌شود، یکی از مسائلی است که جامعه ایرانی را به طور عام و جامعه علمی کشور را به طور خاص در دهه های اخیر با چالش‌های زیادی روبرو کرده است. آمارهای زیاد و گاه متناقضی از این پدیده اجتماعی منتشر می شود اما تاکنون هیچ پژوهش جامعی در پیوند با فرار مغزها انجام نشده است. محمدامین قانعی راد عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور اخیرا کتابی با عنوان «نخبگان دانش؛ مشارکت یا مهاجرت» نوشته و در این کتاب معتقد است چرخش نخبگان در دنیای امروز امری تا حدی پذیرفته شده است اما آنچه مهاجرت نخبگان ایرانی را متمایز می کند، نوعی «گریز اجتماعی» است که با ناخشنودی و نارضایتی از برخی روندها همراه است. وی در گپ و گفتی با مهر به چند و چون این اثر پرداخته است که درادامه گزیده ای از آن ارائه می شود:

 

مهاجرت نخبگان از کشور،  وابسته به شرایط عادی جهانی شدن نیست. معتقدم مهاجرت نخبگان از ایران نوعی «گریز» است اما در اروپا نمی شود اسمش را گریز گذاشت. شاید بشود گفت یک جابجایی عادی است که برای بهبود شرایط زندگی و تحقیق علمی صورت می گیرد تا فرصت‌های اقتصادی بهتری به دست بیاورند؛ این جابجایی همراه با گریز اجتماعی نیست.

ممکن است بگویند همه مهاجرت‌های قشر تحصیلکرده لزوما در این چارچوب قرار نمی گیرد و افرادی هستند که از کشور خارج می شوند اما این حالت ناخشنودی و نارضایتی را ندارند و حتی ممکن است بخشی از اینها کسانی باشند که از نظر سیاسی هم با نظام مستقر همدلی کامل داشته باشند اما باز دست به مهاجرت می زنند. این گزاره درستی است زیرا این موارد شامل جابجایی عادی است و احتمالا برای بالا رفتن سطح تحصیل و سپس بازگشت به کشور و خدمت به جامعه صورت می گیرد.

متاسفانه شرایط یک مطالعه تجربی خوب در این موضوع برای ما فراهم نشده است تا ببینیم چند درصد بر اثر گریز دست به مهاجرت می زنند و چه تعدادی شامل مهاجرت عادی می شوند. چند سال پیش پروپوزالی برای این مطالعه در این موضوع ارائه دادم و موافقت صورت نگرفت. اساسا اطلاعاتی که در مورد مهاجرت نخبگان به خارج از کشور داریم اطلاعات دقیقی نیست و در مواردی متناقض است. گفته می شود در سال، حدود ۲۰۰ هزار نفر با تحصیلات عالی از کشور خارج می شوند که رقم بالایی است و احتمال بازگشت آنها هم در گذر زمان کمتر شده است. در گذشته درصد بیشتری از آنها به کشور بر می گشتند اما امروز کمتر شده است. هدف ما در کتاب این بود که این موضوع را برجسته کنیم. ما نباید صرفا نیروی متخصص را به عنوان سرمایه انسانی تلقی کنیم. البته نظریه غالب در زمینه جابجایی نخبگان این است که آنها سرمایه انسانی هستند که با انجام سرمایه گذاری شخصی و دولتی به موقعیتی رسیده اند و حالا باید این سرمایه به جامعه برگردد و در بازار کار عرضه شود و سهم خود را در مناسبات اقتصادی به دست بیاورد؛ این یک نوع محاسبه گری است. در این منطق، نخبگان با خود فکر می کنند در ایران چقدر به آنها حقوق می دهند و اگر جایی حقوق بیشتری بدهد به آنجا مهاجرت می کنند. بنابراین در این رویکرد یک بحث اقتصادی مطرح است و از سالهای ۱۹۶۰ این تئوری سرمایه اجتماعی غالب است. بنابراین، اگر می‌خواهیم مساله مهاجرت را حل کنیم باید به علل و عوامل اقتصادی توجه کنیم.

 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.