ion

سیمای رسانه‌ ملی از دید جامعه‌شناسی

حقوقی /
شناسه خبر: 345208

معنا و مفهوم رسانه ملی از ابعاد مختلف مورد بحث و نظر کارشناسان، مسئولان و مخاطبان عمومی است. ترکیب موزائیکی حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، انتظارات متفاوت و گاه متقابل را از رسانه‌هایی که از نظر ساختار مدیریتی و منابع مالی و حوزه فراگیری در جایگاه «ملی »قرار داده ایجاد کرده است.

ایران آنلاین / در این میان سازمان صدا و سیما به‌دلیل قرار گرفتن در این جایگاه و همچنین فراگیری و انحصار در بخش رسانه‌های دیداری - شنیداری بیش از همه در معرض این انتظارات و توقعات است. تبیین و تشریح مؤلفه‌های ملی بودن یک رسانه، عملکرد رسانه ملی در چارچوب انتظارات، وظایف و مسئولیت ها و... موضوع گفت‌و‌گوی ما با دکتر حسن محدثی گیلوایی استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی(تهران مرکز) است که از نظرتان می‌گذرد.با توجه به اینکه این گفتگو در روزنامه ایران، تلخیص شده است از خوانندگان گرامی دعوت می کنیم برای مطالعه متن کامل این مصاحبه به سایت ایران آنلاین به نشانی ion.ir مراجعه نمایند.

با چه خصوصیات و مؤلفه‌هایی می‌توانیم یک رسانه را ملی بدانیم، خارج از شعارها، چه مصادیق عینی برای ملی بودن یک رسانه می‌توان برشمرد؟
معنا و محتوایی در مفهوم ملی وجود دارد که دال بر عام‌گرایی در سطح کشور است؛ یعنی باید بتواند در جهت تأمین منافع کشور حرکت کند یا کاری نکند که منافع کشور لطمه بخورد. همچنین دربرگیرنده حقوق همه اجزای ملت اعم از اقوام و خرده فرهنگ‌ها و گونه‌های متکثر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باشد. وقتی تعبیر رسانه ملی را به کار می‌بریم یعنی رسانه به طور مساوی به همه این گروه‌ها اختصاص دارد و باید صدای آنها را پوشش دهد. اما اگر به نحوی خبررسانی کند که با حقوق بخشی از این مردم در تقابل باشد یعنی در سطح ملی عمل نمی‌کند. رسانه ملی باید هنجارها و اخلاق و ارزش‌های ملی را نمایندگی و از آنها حفاظت کند. اگر بخواهیم جزئی‌تر صحبت کنیم در واقع باید حتی زبان ملی و دیگر عناصر فرهنگی ملی را در جامعه گسترش و اشاعه دهد. من معتقدم کسانی که این تعبیر را در قانون اساسی به کار بردند همین تعبیر عام را مد نظر داشتند یعنی رسانه نباید خاص گرایانه و در جهت حفظ منافع گروه خاصی رفتار کند و حقوق

مگر اصل بیست و دوم قانون اساسی نگفته است که حیثیت و حقوق مردم از تعرض مصون است؟! این چه رسانه ملی است که علیه حقوق آحاد این ملت عمل می‌کند؟ مگر اصل سی و هفتم قانون اساسی نگفته است که «اصل بر برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم نیست، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد»؟!

همه آحاد ملت و منافع کشور را حفظ کند. البته گفتنی است که منافع ملی فقط امور اقتصادی و سیاست خارجی نیست بخشی هم به انسجام ملی برمی‌گردد و اگر رسانه به نحوی عمل کند که به این انسجام لطمه بزند در واقع ضد منافع ملی عمل کرده است. ایجاد شور و

---

نشاط و امید در مردم نیز بخشی از وظایف آن می‌تواند باشد. همچنین کمک به تحقّق ارزش‌های والای انسانی و مدنی در جهت زیست سعادت‌مندانه‌تر و رشد ارزش‌های مدنی و اجتماعی می‌تواند بخشی از وظایف چنین رسانه‌ای تلقی شود. از یاد نبریم که در قانون اساسی (اصل 175) آمده است که «در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد.» اما در حال حاضر صدای بخش‌های مهمی از جامعه در صدای و سیمای ما محذوف است.
آیا این توقع ملی بودن را باید از رسانه‌هایی انتظار داشت که از بودجه‌های عمومی و دولتی و حاکمیتی استفاده می‌کنند؟
بله چون به لحاظ حقوقی اینگونه تعریف شده‌اند و از بودجه عمومی استفاده می‌کنند و کارکردشان همین است و اصلاً به‌همین خاطر تأسیس شده‌اند وگرنه از رسانه‌ای که ارگان یک حزب است این انتظار نمی‌رود و چنین وظایفی ندارد بلکه براساس مقاصد حزب و سازمان مربوطه خود عمل می‌کند. با این تعریف باید دنبال مصادیق بگردیم و در درجه نخست صدا و سیماست که عنوان رسانه ملی را دارد.
در نقدهای غیرجانبدارانه گفته می‌شود این رسانه در برخی حوزه‌ها در سطح ملی خوب عمل کرده اما در برخی موارد کمرنگ است و از برخی دیگر هم مغفول مانده است.
در مواردی که بیان کردم به جرأت می‌توان گفت صدا و سیما تقریباً هیچ‌کدام از این وظایف را انجام نمی‌دهد. حتی گاهی ضد منافع ملی هم عمل می‌کند چرا که وابسته به جناح خاصی است و چتر پوششی رسانه‌ای برای کل کشور و گروه‌های اجتماعی فرهنگی ندارد. در این رسانه صدای بسیاری از بخش‌های اجتماعی منعکس نمی‌شود و از عناصر فرهنگی و ارزش‌های ملی نیزپاسداری نمی‌شود. در حالی که ما انتظار داریم رسانه بر اساس نوع اخلاقی که مورد قبول جامعه است عمل کند.
 شبکه‌های استانی که گستردگی زیادی داشته و به زبان‌های قومی برنامه‌سازی دارند چگونه عمل می‌کنند؟
 در این شبکه ها نیز همین موارد را می‌بینیم یعنی صدای رسمی و تنظیم شده‌ای وجود دارد تا چالش‌ها و مشکلات مردم منعکس نشود. حال آنکه رسانه می‌تواند با انعکاس صدای اعتراضی و انتقادها به آرامش جامعه کمک کند و مردم احساس کنند صدایشان از این راه به گوش مسئولان رسیده است. این وظیفه رسانه ملی است در واقع ملی در فرهنگ ما دلالت و معنای مردمی بودن هم دارد اما در حال حاضر این امر مغفول مانده است.
‌ برای خوانندگان ما این انتظار وجود دارد که شما به‌عنوان یک جامعه‌شناس نتایج پژوهش‌های انجام شده در این خصوص را هم ارائه دهید. چه پژوهش‌هایی گویای ملی نبودن صدا و سیماست؟
تحقیقاتی که محققان و از جمله جامعه‌شناسان بی‌طرف انجام داده‌اند نشان می‌دهد اعتماد به صدا و سیما بالا نیست و مشکلات جدی وجود دارد. حتی در دوره‌هایی پژوهش‌ها نشان می‌داد مردم به صداقت این رسانه اعتقاد نداشتند. همچنین از کیفیت محتوای مطالب نیز ایرادهایی جدی به کار صدا و سیما وارد است. بگذارید برخی داده‌های تجربی را در باب عملکرد تلویزیون ارائه کنم تا بحث‌های من مستند باشد:
«میزان اعتماد و مقبولیت اجتماعی خبر تلویزیون» پایین است (نعمتی انارکی، 1390: 176). «خبر تلویزیون در میدان رقابت خبری از سطح بالایی برخوردار نیست» (همان: 182). خبررسانی صدا و سیما وضع مطلوبی ندارد و برای رسیدن به چنین وضعی صدا و سیما «باید مدیریتی اعمال کند که مخاطب بی‌طرفی را لمس کرده و به خبر رسانه اعتماد پیدا کند» (همان: 183). ایسپا نیز اخیراً با ارائه نتایج نظرسنجی در باب خیزش اجتماعی دی‌ماه 1396 اعلام کرد که 61 درصد از پاسخگویان معتقد بودند که «صدا و سیما نتوانسته واقعیات تجمعات اخیر را منعکس کند» (روزنامه ایران، 19 بهمن 1396: 21). مطابق تحقیق دیگری:‌
 4/35 درصد از پاسخگویان جامعیت اخبار و برنامه‌های تلویزیون را در حد کم، 3/56 درصد در حد متوسط و 3/8 درصد در حد زیاد ارزیابی کرده‌اند.
3/ 50 درصد از پاسخگویان بی‌طرفی اخبار و برنامه‌های تلویزیون را در حد کم، 8/ 41 درصد در حد متوسط و 8 درصد در حد زیاد ارزیابی کرده‌اند.
3/ 5 درصد از پاسخگویان صحت اخبار و برنامه‌های تلویزیون را در حد کم، 9/ 88 درصد در حد متوسط و 8/ 5 درصد در حد زیاد ارزیابی کرده‌اند.
اعتماد 8 / 11 درصد از پاسخگویان نسبت به تلویزیون در حد کم، 8 / 58 درصد در حد متوسط و 4/ 2 درصد در حد زیاد هستند.
7/ 13 درصد از پاسخگویان میزان احساس ناامنی خود را در حد کم، 46 درصد در حد متوسط و 3/ 40 درصد در حد زیاد ارزیابی کرده‌اند» (گزارش بررسی رابطه بین اعتماد مردم به تلویزیون و احساس امنیت»، نسخه پی دی اف).
همین گزارش در انتها می‌گوید: «لازم است برنامه‌های تلویزیون به‌صورت عمقی و جامع به بررسی پدیده‌ها بپردازد و از قضاوت‌های ارزشی و یک‌سو‌نگرانه پرهیز کند. بسیاری از افراد، برنامه‌ها و اخبار تلویزیون را ارزشی و یک‌سونگر تلقی کرده بودند و همین عامل را در گرایش خود به سایر رسانه‌های جایگزین مؤثر می‌دانستند.» (همان).
در مورد عملکرد تلویزیون در ترویج و تعمیق و گسترش دین‌داری نیز برخی ارزیابی‌های محقّقان بشدت منفی است:
«کارکرد اصلی تلویزیون دینی - ایدئولوژیک برخلاف انتظار و ادعایش نه ترویج و تعمیق دین در جامعه - که با برنامه‌های مستقیم دینی آن‌طور که گفته شد به این هدف نائل نمی‌آید - که ترویج ناخواسته دین‌گریزی - نتیجه ناخواسته پخش برنامه‌های دینی مستقیم و برنامه‌های صرفاً سرگرم‌کننده - و حفظ وضع موجود - به‌دلیل وجه ایدئولوژیک این رسانه به نفع طبقه حاکم - است. این در حالی است که هدف تلویزیون دینی - ایدئولوژیک در ظاهر ترویج و تعمیق دین در جامعه است؛ اما همان‌طور که گفته شد این هدف با وجه ایدئولوژیک تلویزیون در تناقض قرار گرفته و نه تنها مانع کارکرد دینی آن می‌شود، بلکه در جهت مخالف آن، مخاطب را به سمت دین‌گریزی سوق می‌دهد» (راودراد، 1388: 74-73). همه این تحقیقات منتشر شده‌اند و در دسترس همگان قرار دارند. اینگونه داده‌ها و نکات بسیار جای تأمل و بررسی دارد و برخی از آنها واقعاً تکان‌دهنده‌اند.
وقتی می‌گوییم منافع ملی در این رسانه رعایت نشده منظور در چه مواردی است؟
ببینید مثلاً دولت درباره برجام با گروه 1+5 در حال گفت‌و‌گوست یا رئیس جمهوری در سازمان ملل در حال سخنرانی است در این شرایط که درگیر روابط بین‌المللی هستیم انتظار می‌رود صدا و سیما به گونه‌ای عمل نکند که خدشه‌ای به عملکرد گفت‌و‌گو‌کننده‌ها وارد شود. اما در آن دوران عملکرد صدا و سیما ضد این گفت‌و‌گوها بود. حتی اعضای یک خانواده هم که درگیری درون خانوادگی دارند وقتی یک موضوع فراخانوادگی مطرح می‌شود انتظار می‌رود در آنجا همه با هم در جهت منافع خانوادگی عمل کنند. به علاوه بسیاری اوقات صدا و سیما علیه خواست اکثریت برنامه تولید می‌کند و گزارش‌هایی ارائه می‌کند که به شعور مردم توهین می‌شود و عملاً موجی از نفرت تولید می‌کند؛ یعنی دقیقاً ضد همبستگی ملی عمل می‌کند.
چرا عملکرد صدا و سیما چنین است؟
 شیوه اداره رسانه علت این اتفاق است. یک مثال می‌زنم: ببینید در قانون اساسی آمده که فرد مجرم باید در دادگاه صالح محاکمه شود و حتی اگر محکوم هم بشود حقوقی دارد. اما این موضوع در مورد مرحوم سید امامی اتفاق نیفتاد و ایشان به هر دلیلی فوت کرد. اما رسانه بر حسب آنچه به او دستور داده‌اند علیه یک متوفی که نمی‌تواند از خود دفاع کند برنامه‌ای پخش کرد و او را به‌عنوان جاسوسی که به لحاظ اخلاقی و شخصیتی نیز مشکل داشته و خودکشی کرده است معرفی کرد. چگونه می‌توان از این عملکرد رسانه دفاع کرد؟ دراین مورد نه شرع و نه حتی اخلاق عرفی جامعه هم رعایت نشده است. مگر اصل بیست و دوم قانون اساسی نگفته است که حیثیت و حقوق مردم از تعرض مصون است؟! این چه رسانه ملی است که علیه حقوق آحاد این ملت عمل می‌کند؟ مگر اصل سی و هفتم قانون اساسی نگفته است که «اصل بر برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم نیست، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد»؟! چطور برای کسی که در دادگاه صالح محکوم نشده است، می‌توان چنین فیلمی ساخت و برای ملت نمایش داد؟! مگر اصل سی و نهم نگفته است: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است»؟! در مورد ماجرای سال 88 هم افراد زیادی از جمله مرحوم هاشمی رفسنجانی گفتند به من وقت بدهید بیایم در رسانه از خودم دفاع کنم. اما اجازه داده نشد. وقتی به چنین کسی اجازه دفاع از خود داده نمی‌شود خودتان دریابید که وضع برای افراد بی‌قدرت چگونه خواهد بود؟! وانگهی، هر نظامی بخش‌های مختلفی دارد. ممکن است بخشی از یک نظام خبط و خطا انجام دهد. پرسش من این است که چرا رسانه ملی باید وظیفه پاکسازی اشتباه های بخش‌های دیگر نظام را به عهده بگیرد؟ چرا نباید رسانه ملی استقلال نسبی از دیگر بخش‌های نظام داشته باشد و تمامی اعتبار رسانه‌ای و سازمانی‌اش را احیاناً خرج خطاهایی بکند که بخش‌های دیگر مرتکب شده‌اند؟! چرا رسانه ملی باید بازوی عملیاتی گوش به فرمان بخش‌های دیگر باشد. مگر قانون وظایف رسانه ملی را مشخص نکرده است؟!
بر همین اساس است که معتقدید در صدا و سیما دروغ سیستماتیک گفته می‌شود؟
وقتی من از دروغ سیستماتیک حرف می‌زنم منظورم این نیست که هر چه صدا و سیما می‌گوید دروغ است بلکه منظورم این است که بر اساس دستورالعملی که به آنها می‌دهند باید خبرسازی کنند و رویدادها را نشان دهند یعنی به آنها می‌گویند رویدادهای جهان را آنگونه که ما می‌گوییم بازنمایی کنید و به مخاطب بدهید. مهم نیست رویداد چیست مهم این است که رویداد را به نحو جدیدی بسازید. لذا لازم است به‌نحوی در باب مفهوم «دروغگویی سیستماتیک» هم سخن بگویم و آن را تعریف کنم و منظور خود را به‌دقت روشن سازم تا از آن چنین استنباط نشود که هر چه از این رسانه (صدا و سیما) عرضه می‌شود، دروغ است. مراد من از دروغگویی سیستماتیک آن پدیده‌ای است که سه ویژگی کلیدی دارد: 1) چندین کنشگر در درون سیستم در ارائه آن همکاری دارند؛ 2) این نوع دروغگویی مکرر انجام می‌گیرد، چون نوع خاصی از نگرش یا اصول راهنما بر سیستم حاکم است و این نوع نگرش و اصول در مواجهه با موارد مختلف، به‌منزله اصل راهنما به‌کار بسته می‌شوند؛ 3) نتیجه مستنبط از دو مورد نخست این است که معمولاً دروغگویی سیستماتیک می‌بایست در درون نظام مورد بحث (در اینجا صدا و سیما) تا بدان حد پذیرفته شده باشد که به رازی آشکار بدل شود (Simon-kerr, 2015: 2179). اما مفهوم متناقض‌نمای «راز آشکار» به معنای آن‌ چیزی است که به‌نحو رسمی «راز» است و دانسته نیست، اما در عمل به‌ نحو وسیعی و نزد بسیاری شناخته شده است. در واقع، «راز» است چون رسماً گفته نمی‌شود و «آشکار» است چون عملاً بسیاری از آن باخبرند. باری، این نوع دروغگویی، سیستماتیک خوانده می‌شود زیرا وجه مشخصه ساز و کار عمل‌کننده‌ در درون سیستم است، نه اینکه ناشی از تمایلات افراد برای دروغ‌گفتن باشد (همان: 2179). من قبول دارم که هر رسانه‌ای ایدئولوژی و ارزش‌های خاص خودش را دارد و غیر از این هم نمی‌توان انتظار داشت و واجد ایدئولوژی و جهت‌گیری ویژه بودن حق رسانه است. اما این موضوع جایی کاربرد دارد که قرار است تعبیر و تفسیرهای مختلف را گزارش کنیم و ممکن است روی یک مورد خاص دست گذاشته و آن را برجسته‌تر کنیم. ولی رسانه ملی ما، خود رویداد را تغییر می‌دهد یا رویدادی را مسکوت می‌گذارد. مانند همین خیزش اجتماعی دی ماه که رسانه ما 48 ساعت سکوت کرد اما همه رسانه‌های دنیا این اخبار را پخش می‌کردند. برخی از کارکنان این رسانه می‌گویند ما درباره برخی رویدادها دچار سردرگمی می‌شویم که اصلاً باید آن را اطلاع‌رسانی کنیم یا خیر.
 این سردرگمی به خاطر این نیست که در این رسانه همه منتظر دستورالعمل هستند؟
بله به‌خاطر نبود استقلال است؛ یعنی همان رویکرد اقتدارگرایانه که باید منتظر بمانند تا از بالا برایشان تعیین کنند که چه بگویند. این عجیب‌ترین شیوه اداره رسانه است. شاید 50 سال قبل چنین روشی مورد پذیرش بود اما امروزه در دنیای متفاوتی زندگی می‌کنیم و این اعتبار رسانه را زائل می‌کند. مخاطب رسانه مهم‌ترین سرمایه رسانه است.
 آیا ریزش مخاطب در برنامه‌های غیر سرگرمی نیز به همین خاطر است؟
 بسیاری از مردم با رسانه قهر می‌کنند بخصوص نخبگان؛ من از افراد زیادی شنیده‌ام که با افتخار می‌گویند ما تلویزیون را نگاه نمی‌کنیم و این تسری داده می‌شود به تمام رسانه‌های داخلی که آنها را هم معتبر نمی‌دانند. در واقع داریم مخاطب را به سمت رسانه‌های خارجی سوق می‌دهیم، در حالی که باید در رقابت با رسانه‌های خارجی به‌نحوی عمل کنیم که مخاطب جذب کنیم. جالب این است که صدا و سیما که بودجه میلیاردی دارد به‌جایی می‌رسد که نمی‌تواند بر یک کانال در خارج از کشور فائق بیاید و آن کانال مخاطب بیشتری دارد.
  ما رسانه بی‌طرف نداریم حتی بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و غیره هم در ظاهر بی‌طرفی باز هم طرفیتی دارند چگونه است که آنها تأثیرگذارتر هستند؟
هیچ رسانه‌ای پیدا نمی‌کنیم که جهت‌گیری و مقاصد خاص خودش را نداشته باشد اما اینکه چگونه این مقاصد را دنبال می‌کنند مهم است. اگر لا به لای گزارشی که ارائه می‌کنیم یک بخش

 بسیاری از مردم با رسانه قهر می‌کنند بخصوص نخبگان؛ من از افراد زیادی شنیده‌ام که با افتخار می‌گویند ما تلویزیون را نگاه نمی‌کنیم و این تسری داده می‌شود به تمام رسانه‌های داخلی که آنها را هم معتبر نمی‌دانند. در واقع داریم مخاطب را به سمت رسانه‌های خارجی سوق می‌دهیم، در حالی که باید در رقابت با رسانه‌های خارجی به‌نحوی عمل کنیم که مخاطب جذب کنیم.

معینی را برجسته کنیم و با زیرکی خاصی هدفمان را به مخاطب برسانیم مهم است. انحصاری عمل کردن و حذف بقیه صداها به معنای این نیست که صدای من مورد پذیرش قرار می‌گیرد. اگر در این دنیای جدید بتوانم در کنار صداهای دیگر نشان بدهم که تولید من ارزش بیشتری دارد آن موقع می‌توانم موفق شوم. جذابیت‌های رسانه‌ای بسیار اهمیت دارد. اینکه ایدئولوژی خودمان را مستقیم به مخاطب عرضه کنیم یا اینکه به شکل غیر مستقیم آن را به مخاطب بدهیم نتیجه‌اش متفاوت است. در واقع، مخاطب شناسی و شناخت نیاز آنها برای جذب مخاطب تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد.
 در چه بخش‌هایی باید با اولویت بیشتری اصلاحات جدی صورت بگیرد؟
 به گمانم در سیاست های کلان باید تغییر اتفاق بیفتد. البته من معتقدم در همین حالت هم می‌توان تا حدی اصلاحش کرد اما وقتی دستورالعمل معین و مشخصی به مدیران می‌دهید چه بسا آنها نیز به‌خاطر اینکه به استمرار بقایشان فکر می‌کنند سطح کار را پایین‌تر می‌آورند و محدودیت‌ها را بیشتر می‌کنند. در حالی که من می‌دانم کسانی در همین رسانه‌ها کار می‌کنند که متخصص هستند و بسیاری از توانایی‌ها و ابتکار عمل هایشان را به‌دلیل بسته بودن فضا نمی‌توانند بروز دهند و امکان خلاقیت وجود ندارد. وقتی رسانه از ابعاد مختلف محدود باشد کار برای کارکنان سخت خواهد شد. بنابراین به نظر من باید در مدیریت کلان صدا و سیما تجدید نظر و نظام مدیریتی دگرگون شود و حتی سیستم نظارتی شورایی ایجاد شود. شاید حتی لازم باشد در قانون اساسی نیز در این باره تغییراتی ایجاد شود.
 مسئولان صدا و سیما گاهی برخی برنامه‌ها را در حوزه سرگرمی مانند دورهمی و خندوانه یا پخش مناظرات انتخاباتی را به‌عنوان اینکه صدا و سیما همچنان پر مخاطب است به‌عنوان مصداق موفق بودن و اقبال داشتن مطرح می‌کنند . آیا این مصادیق اثبات‌کننده این ادعا هست؟
 این واقعیتی است که صدا و سیما به‌طور بخشی مخاطب دارد. این نشان می‌دهد که می‌شود در این فضا کارهایی انجام داد اما این اقبال مخاطب، به صورت بخشی است و نمی‌توان آن را به کل و به همه قلمروها تسری داد. در مورد پخش برنامه‌های انتخاباتی هم به این شکل است که خود مدیران از بالا دستور می‌گیرند که فضا را باز کنند و نوعی بازی انتخاباتی پررونقی راه بیندازند. اما حتی همین هم تابع دستورالعمل است.
 واقعیت این است که این محدودیت‌ها و سانسورها فقط مختص صدا و سیما نیست و در روزنامه‌ها هم این را می‌بینیم که در نهایت باعث می‌شود مردم با رسانه‌ها قهر کنند. به‌نظر شما باید چه راهکاری برای اصلاح این موضوع در پیش گرفت؟
یک بخش به تنگنایی بر می‌گردد که مطبوعات مستقل و غیر دولتی با آن رو‌به‌رو هستند.آن هم به‌دلیل برخوردهایی است که در طول سال‌ها با آنها شده و در واقع برای آنکه بتوانند بقایشان را حفظ کنند نوعی محافظه کاری به مطبوعات تزریق شده است. خطری که ممکن است کل حیات یک رسانه را تهدید کند باعث شده مدیران به خود سانسوری و محافظه کاری رو بیاورند. این فقط به روزنامه مربوط نمی‌شود. حتی ناشران هم دچار همین وضعیت هستند و گاهی از نویسندگان می‌خواهند بخشی‌هایی از کتابشان را حذف کنند تا دچار مشکل نشوند. در واقع نیروهای رسانه‌ای به سمت خود سانسوری رفته اند تا بقای سیستم را حفظ کنند. این به رعایت قوانین مطبوعات نیز بر می‌گردد؛ یعنی قوانین باید بدرستی اجرا شود نه سختگیرانه و با رویکرد حذفی.
 می‌توان گفت این سانسورهای درون سیستمی و برون سیستمی باعث شده روزنامه‌ها نتوانند مؤلفه‌های اعتماد ساز برای مخاطب را رعایت کنند؟
قسمتی به این موضع مربوط است اما بخش دیگر به خود روزنامه‌ها بر می‌گردد و ربطی به نظام و حاکمیت ندارد. متأسفانه باید گفت بعضی از روزنامه‌ها حرفه‌ای کار نمی‌کنند و این موضوع را خودم تجربه کرده‌ام. روزنامه‌ها به لحاظ تولید خبر و گزارش‌نویسی نیروهای حرفه‌ای ندارند. حتی اسامی سخنرانان و مصاحبه‌کنندگان را هم گاهی اشتباه می‌نویسند. این شاید به مشکلات اقتصادی روزنامه‌ها بر می‌گردد که از نیروهای حرفه‌ای استفاده نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند از خبرنگاران کم تجربه با حقوق پایین‌تر استفاده کنند. ضمن اینکه بیشتررسانه‌های ایرانی مشکل تولید محتوا دارند و خبرنگار میدانی ندارند. ترجیح می‌دهند گزارش را از روی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها بردارند. این‌ها باعث می‌شود کیفیت کار رسانه پایین بیاید و جذابیت نداشته باشد. بنابراین چنین رسانه‌ای مخاطب را از دست می‌دهد. خبرنگار باید وارد میدان شود حضور داشته با شد و خبر درجه یک تولید کند اما الان کمتر شاهد این موضوع هستیم.
 امروزه داشتن شهروند قانونگرا و با فرهنگ یک نیاز ملی است رسانه‌ها چقدر در این زمینه موفق بوده‌اند؟
 متأسفانه زیاد موفق نبوده‌اند چرا که در درجه اول لازم است که خود حاکمان قانونگرا باشند و مردم این تصور را داشته باشند که حاکمان قانونگرا هستند سپس به خود رسانه اعتماد وجود داشته باشد یعنی اگر حرفی می‌زند مردم تصور نکنند دروغ می‌گوید. اگر اینها وجود داشته باشد صدای رسانه نافذ می‌شود. رسانه در درجه نخست باید خود عامل به موضوع باشد اگر نیست صدایش هم معتبر نیست. از آنجا که خود رسانه غیر اخلاقی رفتار می‌کند نمی‌تواند از اخلاق صحبت کند. پیام‌هایی که از رسانه پخش می‌شود باید با عملکرد رسانه همسازی داشته باشد نه اینکه شعاری باشد. هر رسانه‌ای اگر تخصصی‌تر عمل کند و معیارهای حرفه‌ای را رعایت کند تأثیرگذارتر خواهد بود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.