ion

از معماهای جامعه ما، نوگرایی و همزمان، هراس و گریز از آن است؛این دوگانگی، بخشی از ذهنیت فردی و حافظه جمعی ماست

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

دکتر داوود فیرحی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در صفحه شخصی خود، یادداشتی تحت عنوان «دین داری و نو هراسی» منتشر کرده است که گزیده ای از آن ارائه می شود:

از معماهای جامعه ما، نوگرایی و همزمان، هراس و گریز از آن است؛ 

1- از یک سوی، اشتیاق وافری به تازه و نو وجود دارد؛ هرچیز، تازه ترین اش بهترین است؛ و بالاخره " فی کل جدید لذة". به گفته نظامی گنجوی؛ 
از نوی ، انگور بود توتیا 
وز کهنی، مار شود اژدها...   
گل که نو آمد همه راحت دروست 
خار کهن شد که جراحت دروست 
2- از طرف دیگر، نوعی ترس از تجدد نیز، همیشه همراه ماست؛ فوبیای "نوهراسی" و نگرانی از تبعات امر جدید. میل به کهن داریم و حفظ عادت مألوف. با تعجب زمزمه میکنیم؛ 
هردم از این باغ بری میرسد 
نغزتر از نغزتری میرسد...  
سنگ شنیدم که چو گردد کهن 
لعل شود مختلفست این سخن 
این دوگانگی، بخشی از ذهنیت فردی و حافظه جمعی ماست. برخی مواقع ممکن است جذاب و حاکی از تنوع هم باشد؛ مثلا" شیئ سنتی در مجموعه مدرن. 
لیکن، این ذهن دوگانه در دو جا نقش مخرب داشته است؛ 
الف) آن گاه که " نوهراسی " جامه دین پوشیده و به نام دین به تحریم امر نوین حکم داده و گفته است؛"کل بدیع/محدث بدعة، و کل بدعة فی النار". 
ب) زمانی که " نوهراسی" در نهادهای حکمرانی رسوب کرده ، به ایدئولوژی و راهبرد حاکمیت سیاسی بدل شده است. ‏
یکی ذهن و باورهای مؤمنان را مختل کرده، و دیگری بر خلاقیت های مدنی لگام  زده است. هر یک به تنهایی بر عقب افتادگی یک واحد سیاسی کفایت می‌کند، اما ادغام وهمزمانی این دو، فاجعه تاریخی است. 
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.