ion

روز جمعه سوم فوریه هنگام صبحانه در هتل «فور سیزنز»ـ در جرج تاون- که درواقع مرکز زلزله برای تشکیلات کاخ سفید بود، ایوانکا ترامپ، دستپاچه، از پله‌ها پایین آمد و همان‌طور که با تلفن همراهش حرف می‌زد وارد سالن غذاخوری شد.

ایران آنلاین / او گفت: «اوضاع خیلی خرابه و نمی‌دونم چطوری درستش کنم....» آن هفته پر بود از رگبار مداوم پیامدهای حکم مربوط به مهاجرت – دولت در صحنه بود و قصد داشت حکمی بیرحمانه علیه مهاجرت صادر کند – و افشا گری ناراحت‌کننده دو تماس تلفنی دلجویی کننده، یکی به رئیس جمهوری مکزیک («مرد بد») و دیگری به نخست‌وزیر استرالیا («بدترین تماس تلفنی عمرم»). علاوه براین، روز قبل نردستروم اعلام کرده بود که قصد دارد خط تولید لباس ایوانکا ترامپ را حذف کند.

ایوانکای سی و پنج ساله چهره‌ای آزرده بود، زنی فعال در زمینه بیزینس که مجبور بود سریعاً کنترل فعالیت‌های تجاری خود را تغییر دهد. همچنین تلاش زیاد برای انتقال سه بچه خود به خانه جدید در شهر جدید – و آن هم به تنهایی – بار زیادی به دوش او می‌گذاشت. وقتی چند هفته بعد از انتقال به واشنگتن از جارد کوشنر پرسیدند بچه‌ها چگونه خود را با مدرسه جدید تطبیق داده‌اند گفت بله، فعلاً در مدرسه هستند ، اما نتوانست بگوید مدرسه آنها کجاست. علاوه بر این ایوانکا از جهت دیگری نیز روی پای خودش ایستاده بود. صرف صبحانه در هتل فور سیزنز برای او امری عادی بود. آن روز صبح در رستوران این افراد حاضر بودند: نانسی پلوسی، رهبر گروه اقلیت در مجلس نمایندگان؛ استفن شوارتسمان، مدیر عامل بلک استون؛ ورنون جردن، دلال، عضو گروه لابیست‌ها و معتمد کلینتون؛ ویلبور راس، کاندیدای وزارت کار؛ جاستین اسمیت، مدیر گروه رسانه‌ای بلومبرگ؛ مارک برمن، خبرنگار ملی واشنگتن پست؛ و میزی پر از دلالان ولابیست‌های زن از جمله هیلاری روزن، نماینده قدیمی صنعت موسیقی؛ جولیان گلوور، مشاور التون ماسک در واشنگتن دی سی؛ نکی کریستوف، مدیر اجرایی سیاسی و سیاستگذاری اوبر؛ و کارول ملتون، مدیر اجرایی امور سیاسی تایم وارنر.
از برخی جهات – صرفنظر از حضور پدرش در کاخ سفید و سخنرانی‌های آتشین علیه از میان برداشتن گروه‌های فشار که احتمالاً شامل اکثر افرادی می‌شد که در اینجا حضور داشتند – اینجا از آن جور محل‌هایی بود که ایوانکا سخت تلاش کرده بود در آنجا حضور داشته باشد. در ادامه راه پدر، او هم نام خود و خودش را در برندی چند وجهی و چند محصوله جا می‌انداخت؛ همچنین از تیپ تجاری و گلف باز پدرش که الهام بخشی مردانه بود فاصله گرفته و به تیپ تجاری و مادرانه که الهام بخشی زنانه بود تبدیل شده بود. او مدتها قبل از آنکه ریاست جمهوری پدرش حتی پیش‌بینی شود کتابی را تحت عنوان «زنانی که کار می‌کنند: بازنویسی قوانین موفقیت» به قیمت یک میلیون دلار فروخته بود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.