ion

گفت و گو با دریانورد جوانی که برای نجات 38 سرنشین شناور مسافربری به آب زد

دریا خانه دوم من است+ تصاویر

زندگی /
شناسه خبر: 352563

همسایگی با دریا، از او جوانی با دل دریایی ساخت تا در شرایط سخت و نفس‌گیر بهترین تصمیم را بگیرد. جوانی که وقتی تنها 29 سال داشت، جان خودش را نادیده گرفت تا جان 38 مرد، زن و کودکی را که در میانه دریا گرفتار شده بودند نجات دهد.

ایران آنلاین /از آن ماجرا بیشتر از یکسال می‌گذرد و حالا عادل میهن دوست جوان 30 ساله ‌ای است که عنوان دریانورد نمونه سال 1396 به او اختصاص پیدا کرده است. به همین بهانه با ما به گفت‌و‌گو نشست تا از همنشینی‌اش با دریا و تلاش برای نجات جان گرفتارشدگان در شناور مسافربری برایمان بگوید.

در حالی که فرماندهی شناور بزرگ جثه‌ای را بر عهده داشت از وضعیتی که برای سرنشینان یک کشتی مسافربری به وجود آمده بود باخبر شد و به رغم آنکه محموله‌ای را به وسیله لندینگ کرافت تحت سکانداری خود به مقصد بندر چارک هدایت می‌کرد تغییر مسیر داد و با وجود پرمخاطره بودن شرایط، همه مسافران را از خطر غرق شدن نجات داد.
«متولد بندر کنگ، از بنادر قدیمی ایران هستم. از همان اوایل کودکی پدر، پدربزرگ و همه اقوام پدری و مادری‌ام را سوار بر لنج‌های چوبی و بادبانی دیدم که برای امرار معاش به دل دریا می‌زدند. پدربزرگ هایم که با لنج‌های بادبانی تا جزایر آفریقا، هند و حتی موزامبیک هم رفته بودند به همین خاطر طبیعی است که من از همان کودکی با دریا و دریانوردی خو گرفته باشم.
دریا خانه دوم من است
سن و سال زیادی نداشتم که تابستان‌ها برای ماهیگیری به دریا می‌رفتم و همین احساس تعلق خاطری که از کودکی به دریا داشتم باعث شد پیش از آنکه به خدمت سربازی بروم دوره‌های دریا نوردی را گذراندم و در نهایت از 5 سال قبل به‌عنوان فرمانده لندینگ کرافت فعالیتم را شروع کردم.»
عادل در طول این سال‌ها بنادرعباس و لنگه، جزیره کیش، بوشهر، امارات، قطر و سایر جزایر را با لندینگ کرافت پیموده است و بسته به کالاهایی که باید جا به جا یا نوع کاری که انجام می‌شد روزهای متعددی را در دریا گذرانده است. او و امثال اوکه به‌دلیل شرایط شغلی‌شان با دریا عجین هستند بهتر از هر کسی می‌توانند در شرایط پرتلاطم تصمیم درستی بگیرند. همین ویژگی باعث شد تا او بتواند به بهترین شکل ممکن سرنشینان کشتی مسافربری را نجات دهد. در این خصوص گفت: سال 95 بود که در طول روز حداقل دو مرتبه مسیر جزیره کیش تا جریزه چارک و بالعکس را به‌منظور جا‌به‌جایی خودرو، گاه تره بار و در صورت نیاز مسافر‌ها را طی می‌کردیم. بیستم اسفند ماه همان سال که وضعیت جوی هم آنچنان مساعد نبود، روی آب در حال حرکت بودیم که از طریق شناور ناجی در جریان حادثه‌ای برای یک شناور مسافربری قرار گرفتم. آن کشتی شناور که 38 سرنشین داشت 20 دقیقه‌ای می‌شد که از جزیره کیش فاصله گرفته بود، اما به‌دلیل از کار افتادن 3 موتورش، 3 تا 4 مایل از مسیر اصلی فاصله گرفته بود. ناگهان شرایط آب و هوایی نیز تغییر کرد و به‌دلیل تکان‌ها یا به اصطلاح رول‌هایی که از چپ و راست به کشتی وارد می‌شد مسافران هراسان شده بودند. در چنین مواقعی اگر وضعیت آب و هوایی مناسب باشد کشتی ناجی می‌تواند به شناور نزدیک شود و علاوه بر انتقال مسافران، شناور را نیز جا‌به‌جا کند، اما در شرایط آب و هوایی آن روز، حتی این امکان وجود نداشت که کشتی ناجی به شناور مسافربری نزدیک شود، چرا که پهلو گرفتن کشتی‌ها در شرایط آب و هوایی نامساعد و به هنگام مواج بودن دریا، چیزی جز وارد شدن صدمه جدی به شناورها را به‌دنبال نخواهد داشت. این بود که کشتی ناجی به‌دلیل ایمن نبودن شرایط و ناممکن بودن امدادرسانی، من و 8 همکارم را که در آن مسیر و به سمت جزیره چارک در حرکت بودیم از حادثه مطلع ساخت. نجات جان همنوعان مهم‌ترین موضوعی بود که در آن لحظات به آن فکر می‌کردیم برای همین با وجود همه ریسک‌های موجود تغییر مسیر دادیم و به سمت شناور آسیب دیده حرکت کردیم.
بیم و امید
تفاوت جثه لندینگ کرافت با شناور مسافربری همچون تفاوت تریلی و دوچرخه است. بدون شک به نسبت همین اختلاف زیاد، خطر نزدیک شدن شناوری که عادل میهن دوست فرماندهی آن‌ را بر عهده داشت به شناور مسافربری هم زیاد بود. اما او که نمی‌توانست از کنار آن 38 زن، مرد و کودک که در شرایط بدی قرار گرفته و سراسیمه بودند بی‌تفاوت عبور کند در مورد تصمیمش گفت: تعدادی از سرنشینان شناور دچار دریازدگی شده بودند، کودکان بی‌قراری می‌کردند، زنان آشفته بودند و  یکی از آنها که ناراحتی قلبی داشت، حال عمومی وخیمی پیدا کرده بود. می‌خواستم به هر ترتیب شده آن افراد را که بعضی از آنها نخستین سفر دریایی‌شان را تجربه می‌کردند نجات دهم. چاره‌ای نداشتم جز اینکه تا حد امکان به شناور آسیب دیده نزدیک شوم تا بتوانیم طنابی را به کشتی آنها متصل کنیم و به این وسیله شناور و مسافرهایش را به نزدیک‌ترین جزیره برسانیم.
کشتی‌های مسافربری برای کشیده شدن به وسیله طناب‌های ضخیم قابلیت کافی را ندارند، به‌همین خاطر در میانه راه طناب از کشتی جدا شد و با سختی بسیار دوباره طناب را به کشتی متصل کردیم. همین موضوع باعث شده بود تا مجبور شوم در آن شرایط سخت و وضعیت جوی نامساعد، به آرامی حرکت کنم اما خوشبختانه توانستم کشتی را به سلامت به بندر آفتاب برسانم که مناسب‌ترین مقصد برای انتقال شناور و مسافرانش بود.
دریایی از آرامش
عادل که از لحظه رسیدن به بندر آفتاب تا به امروز هیچ کدام از آن مسافرهای نجات یافته را ندیده است، همین که می‌داند همه آنها حتی آن بانویی که دچار حمله قلبی شده بود نجات پیدا کرده‌اند وجدانش آسوده است. او که با دریا بزرگ شده و دوری از این آبی بی‌انتها برایش امکان پذیر نیست در این سال‌ها به قدری از آرامش نهفته در دل دریا خاطره‌های خوب دارد که به‌هیچ عنوان دوست نداشت مسافران آن شناور آسیب دیده خاطره دلخراشی را از دریا به‌ذهن بسپارند.

گفت و گو با دریانورد جوانی که برای نجات 38 سرنشین شناور مسافربری به آب زد  دریا خانه دوم من است
گفت و گو با دریانورد جوانی که برای نجات 38 سرنشین شناور مسافربری به آب زد  دریا خانه دوم من است

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.