ion

دغدغه یوسف اباذری؛ برابری انسان ها

اندیشه /
شناسه خبر: 356317

همواره از چیزی به اسم تاریخ اندیشه نفرت داشتم و به نظرم مفهومی قلابی می‌رسید. تاریخ‌نگاری اندیشه حتی در بهترین نمونه لیبرالی آن تز وبری ساده‌ای دارد: تکثر ارزش‌ها. ارزش‌ها متکثرند و نمی‌توان آنها را با هم جمع کرد. اگر آزادی بخواهید عدالت را از دست می‌دهید و اگر عدالت بخواهید آزادی را از دست می‌دهید.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

هفته گذشته نشست نقد کتاب «تئاترکراسی در عصر مشروطه» اثر کامران سپهران در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد. در این نشست یوسف اباذری و ابراهیم توفیق در حضور نویسنده به نقد و بررسی کتاب پرداختند. آنچه در ا دامه می آید متن سخنرانی دکتر اباذری به نقل از «شرق» است:

 

کتاب «تئاترکراسی در عصر مشروطه» از چند جنبه قابل توجه است.

نخست از جهت شیوه کار. زمانی که من به دانشگاه آمدم رسم بر این بود که اگر می‌خواستند فرضا تزی راجع به خانواده بنویسند رهیافت‌های مختلف را درباره موضوع بررسی می‌کردند: کارکردگرایی راجع به خانواده چه گفته، نظریه کنش متقابل چه گفته و غیره. سپس می‌رفتند یک کار را ترجمه و چاپ می‌کردند.

من در دانشگاه تلاش کردم بگویم افراد باید برنامه تحقیقی داشته باشند. این اصلا به معنای نظریه انتقادی نیست. در ایران رسم است که یک نفر یک بار می‌گوید پارسونز، یک بار می‌گوید گیدنز و هربار یک اسم می‌گوید. این قضیه نشان‌دهنده اسکیزوفرنی است.

کتاب کامران سپهران نشان می‌دهد که لازم نیست به صراحت از برنامه تحقیقی سخن بگوییم بلکه این برنامه باید در درون کتاب جاری و ساری باشد، به گونه‌ای که هرکس کتاب را خواند بفهمد این کتاب فوکویی است یا متأثر از رهیافت خاصی. بالاخره ما هم از یک جایی برمی‌داریم چون خودمان که صاحب‌نظر نیستیم. از این جهت این رویه تبدیل به یک الگو شد. از آن به بعد به دوستان و همکارانم تأکید زیادی کردم که کتاب سپهران الگویتان باشد.

در این کتاب سه صفحه بیشتر راجع به نظر رانسیر نوشته نشده ولی بعد از آن بسط خوبی یافته و تحقیق تجربی عالی و قابل اعتنایی از کار درآمده. این برای من تکان‌دهنده بود. «تئاترکراسی در عصر مشروطه» از پراکنده‌گویی پرهیز می‌کند و این حسن آن است.

مورد دوم بر‌می‌گردد به محتوای کتاب. من زمانی مقاله‌ای برای رییس دولت اصلاحات نوشته بودم با عنوان «یوتوپیا و سیاست» که الان فکر می‌کنم بسیار کار اشتباهی کردم. در آن مقاله چیزهایی هم راجع به رانسیر نوشته بودم. آن‌موقع درست متوجه موضوع نشدم ولی وقتی «تئاترکراسی در عصر مشروطه» را خواندم بیشتر فهمیدم که اعلام برابری از همان ابتدا خیلی مهم است.

در آن مقاله این مفهوم رانسیری را آورده بودم که کسانی که در یک نهضت جمعی شرکت می‌کنند همان اول اعلام برابری می‌کنند و بعدا پلیس یا هرکسی این برابری را از آنها سلب می‌کند. ماجرای برابری برای من همواره از این قرار بود که چه کنیم افراد برابر شوند؟ یعنی کدام سیاست‌های رفاهی و عدالت‌طلبانه را در پیش بگیریم تا آدم‌ها برابر شوند. در این زمینه، از هر منظری که به برابری بپردازید ایرادی در آن هست، چون برابری احاله می‌شود به یک اتوپیا که در آن افراد برابرند. اما از نظر رانسیر، همواره از همان ابتدا برابری اعلام می‌شود ولی بعدا آن را از ما پس می‌گیرند. این برای من مفهوم مهمی بود که در این کتاب به آن اشاره شده است.
مورد سوم بخش پایانی کتاب است در نقد تاریخ اندیشه. من از این منظر با سپهران اشتراک نظر دارم. چون همواره از چیزی به اسم تاریخ اندیشه نفرت داشتم و به نظرم مفهومی قلابی می‌رسید. تاریخ‌نگاری اندیشه حتی در بهترین نمونه لیبرالی آن، آیزایا برلین، تز وبری ساده‌ای دارد: تکثر ارزش‌ها. ارزش‌ها متکثرند و نمی‌توان آنها را با هم جمع کرد. اگر آزادی بخواهید عدالت را از دست می‌دهید و اگر عدالت بخواهید آزادی را از دست می‌دهید.

برلین بر مبنای این ایده رنسانسی تاریخ اندیشه نوشته است. شروع او از رنسانس و نه مثلا از افلاطون و ایده‌های افلاطونی به این دلیل بوده که نیازی به این کار نداشته و مجبور به بندبازی هم نبوده. برلین مثل آقای طباطبایی و امثالهم آدم و عالم را به هم نمی‌دوزد تا روایتی عجیب‌و‌غریب از ما‌قبل‌تاریخ ایران تا حال و آینده به دست دهد. از این جهت، با سپهران هم‌عقیده بودم که نوشتن تاریخ اندیشه همه چیز و حتی تاریخ معاصر را به اغتشاش می‌کشد.

ایشان به طرز درخشانی نشان می‌دهد که تغییر در توزیع امر محسوس و حس‌پذیری تصادفی است. من معتقدم بخشی از آن تصادفی است، اما بخشی از آن تصادفی نیست کما اینکه نوشته‌شدن این کتاب هم تصادفی نیست.

در تاریخ اندیشه فرض بر این است که مجموعه‌ای از اندیشه‌ها وجود دارد که جهان را تبیین می‌کند. رانسیر نشان می‌دهد اصل اندیشه‌ای در کار نیست، بلکه مجموعه‌ای از اعمال و پراکسیس در زندگی روزمره وجود دارد. این البته بدان معنا نیست که در این اعمال اندیشه‌ای مستتر نیست.
مهم‌ترین سنت ما ایرانی‌ها از مشروطه به بعد است. قبل از آن هیچ چیزی نداریم یا چیزهای اندکی داریم که به درد نمی‌خورد. در عصر جدید دو سنت پست‌مدرنیسم و مطالعات پسااستعماری به وجود آمد. درون پست‌مدرنیسم همین نولیبرالیسم سرمایه‌داری متأخر بود. اینها مضحکه تاریخ اندیشه را به راه انداختند: آیا انقلاب مشروطه تجدد بود یا سنت یا پیوند تجدد و سنت؟ بحث‌های بیهوده‌ای که امروز هیچ اثری از آنها باقی نمانده، هیچ کارکردی هم نداشت و قرار نبود مسئله‌ای را حل کند. پسااستعماری‌ها به سه گروه تقسیم می‌شوند:

1) بومی‌گرایان؛ افرادی مثل آقای کچوئیان که به سنت‌های دینی متوسل می‌شوند. اساس مطالعات پسا‌استعماری، متأثر از مارکسیسم، مبتنی است بر تفاوت‌های میان انواع سرمایه‌داری، مثلا سرمایه‌داری هند با سرمایه‌داری غربی فرق دارد چون این سرمایه‌داری را غرب به ما حقنه کرده و در نتیجه مأموریت‌هایی شبیه آوردن دموکراسی و هژمونی به همه طبقات انجام نشده.

از این مقدمه نتیجه می‌گیرند که ما مقولاتی داریم که باید در ملاحظه استعمار و ما‌بعد‌استعمار مورد توجه قرار بگیرد چون ظهور سرمایه‌داری ناقص بوده و در آن بقایای فئودالیسم و برده‌داری حضور دارد. سپس مدعی می‌شوند که خرد تا دم دروازه ما می‌آید ولی داخل نمی‌شود. آقای کچوئیان همین حرف را می‌زند و معتقد است در برابر علم غربی باید علم شرقی داشته باشیم که در 300 سال آینده آن را تأسیس می‌کنیم. 

2) سلطنت‌طلبان ایرانشهری که نماینده آنها سیدجواد طباطبایی است؛

3) بی‌هویت‌ها که نماینده آنها آقای توفیق است. گروه اخیر بلاتکلیف‌اند، معلوم نیست چه می‌گویند. من وقتی کتاب «نظام دانش» ایشان را خواندم دیدم ایشان پست‌مدرن و پسا‌استعماری هستند. از طرفی به سنت دینی رجوع نمی‌کند (گروه اول) و از طرف دیگر منتقد سلطنت ایرانشهری است (گروه دوم). اینجاست که پای معرفت‌شناسی باز می‌شود که آقای سروش در ایران به راه انداخت. اگر کتاب «علیه معرفت‌شناسی» آدورنو را بخوانید درمی‌یابید که هایدگر حق داشت بگوید معرفت‌شناسی مشخصه دوره‌های بحران است و ملتی که نمی‌داند چه باید بکند فکر می‌کند اول باید معرفتش را سفت کند و بعد زندگی کند.

مشخصه دیگر کتاب «تئاترکراسی در عصر مشروطه» این است که به معرفت‌شناسی نمی‌پردازد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.