ion

عوام زدگی، از ظاهر کلام عبور نکردن، قطع ارتباط با گذشته و آینده و از دیالوگ دور شدن از جمله مولفه هایی است که باعث از خود بیگانگی زبان می شود.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

زبان، زمان بر و تدریجی الوصول است، ای بسا همه ما تجربه کرده ایم که جملاتی در دوران گذشته شنیده ایم اما معنای آن را بعد از سپری شدن مدت زمانی فهمیده ایم. 

مثلا وقتی می شنیدیم آیه از قرآن [ فی السماء رزقکم و ما توعدون] رزق شما در آسمانها بسته شده، تفهیم ابتدایی ما این بود که بصورت فردی و ویژه، خداوند رزق و روزی هر کسی را می رساند، فهم ما کاملا متافیزیکی بود. 
اما بعد از زمانی متوجه می شویم که موضوع کاملا طبیعی است و رزق آسمانی همان نزولات برف و باران آسمان است که موجب خیر و برکات همگانی می گردد. 
و کلمات و معانی گویا از خان غیب از عالم معنا به اقتضای کامل شدن می آیند، چنانچه بارها تجربه شده به دنبال واژه ای حیران و منتظر مانده ایم، یک آن بدونه آمادگی می بینی که آمد ، 
گویا بنظر می آید مولانا در رابطه با تدریج الوصول بودن زبان این ابیات را سروده به مفهوم اینکه کلمه ها سرشار از می معنا مستانه می آیند؛
اندک اندک جمع مستان میرسند 
اندک اندک می پرستان می رسند ،
دلنوازان ناز نازان در رهند 
گلعذاران از گلستان می رسند ، 
اندک اندک زین جهان هست و نیست 
نیستان رفتند و هستان می رسند ،
سر خموش کردم که آمد خوان غیب 
نک بتان با آبدستان می رسند ،
البته این منوط است بر اینکه زبان، بویژه زبان دینی از خود بیگانه نشود.
مؤلفه های که باعث از خود بیگانگی زبان می شود عبارتند از  :
۱ - از دیالوگ و گفتگو افتادن، زبان منولوگ، که زبان قدرت است 
۲ - از ظاهر کلام عبور نکردن و به عمق و پشت پرده کلام و زبان نرفتن
۳ - عوام زدگی ،به خاطر رضایت مخاطب و هواداران را با نحوه ای سخن جلب کردن ، همان که مورد تعرض مرحوم شهید مطهری قرار گرفت ، و فرمود خطیبان حرفهای جدید نمی گویند از ترس عوام ، مبادا از حریم حرمشان متفرق و پراکنده بشوند ، چون از طریق وجوهات عوام امرار معاش و ابراز وجود می کردند
۴ - قطع ارتباط با گذشته و آینده و معطوف شدن به وضع موجود که همانا زبان معطوف به قدرت است
این عوامل که باعث خود بیگانگی زبان می گردد ، و در تقابلش زبان معطوف به قدرت را بوجود می آورد.
با توجه به اینکه  ماهیت انسان به ماهو انسان چیزی نیست جز اندیشه  و اندیشه همان زبان بی صدا است. لذا وقتی زبان انسانی معطوف بخدا نباشد و معطوف به قدرت باشد، بمثابه این است که خدا را فراموش کرده است و خدا هم بنابر آیه  ۱۹ سوره حشر «خدا را فراموش کردند و خدا هم آنها را از یاد خودشان برد » آنها را از یاد خودشان که همان (اندیشه و به عبارتی زبان بی صدا باشند ) می برد./ برگرفته از درسگفتار های فلسفه زبان استاد شبستری

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.