ion

فرجام برجام با دو شرط

اندیشه /
شناسه خبر: 358113

در مواجهه با چنین شرایطی، تصمیم‌گیری‌ها باید مبتنی بر نظرات کارشناسان و متخصصان امر دیپلماسی، صاحبنظران علوم‌سیاسی و روابط‌ بین‌الملل و... باشد. نه اینکه یک جمع ناآگاه و بی‌اطلاع که براساس عواطف، احساسات و برخی مصلحت‌اندیشی‌ها گروهی یا حزبی تصمیماتی را بگیرند که در آینده مردم مجبور باشند هزینه‌ آن را بپردازند.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

خروج ترامپ از برجام، از طرفی، دربردارنده تحلیل‌های سیاسی است که عمدتاً کار کارشناسان روابط بین‌الملل و سیاست خارجی است و از طرف دیگر، دربردارنده تحلیل‌های داخلی است که در کنار کارشناسان علوم‌ سیاسی، جامعه‌ شناسان نیز باید به این بحث ورود کنند و در این یادداشت می‌خواهیم از دید یک جامعه‌شناس به تحلیل این موضوع بپردازیم.
آنچه قاطبه کارشناسان در خصوص خروج ترامپ از برجام بر سر آن اجماع دارند دشواری‌هایی است که احتمالاً در جریان قرارداد برجام پیش خواهد آمد و به‌دنبال آن تحت تأثیر قرار گرفتن ارتباطات اقتصادی و مشکلات مربوط به آن است. برآورد عمومی نشان می‌دهد که هر چند رئیس جمهوری امریکا می‌کوشد شرایط را برای ایران دشوار کند اما بسیاری از امریکایی‌ها با سیاست‌ها و رفتارهای ماجراجویانه او همدل و همراه نیستند.

از منظر داخلی، مسئولیت روشنفکران و نخبگان علمی در این فضا این است که شرایط جامعه را تبیین کرده و از یک موضع کارشناسانه، راه‌حل‌های «عقلانی»، «سنجیده» و «مدبرانه» برای برون‌رفت از بحران احتمالی را در دستور کار قرار دهند و به سیاستگذاران و سیاستمداران پیشنهاد کنند.
اصولاً در شرایطی که حکومت‌ها با فشارها و تهدیدهای خارجی رو به رو می‌شوند، برای حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت و امنیت ملی نیازمند حمایت و همراهی مردم هستند. از طرفی، مردم هم هر زمان احساس کنند امنیت کشورشان با تهدیداتی مواجه است، به سهم خود برای حفظ این امنیت تلاش خواهند کرد. اما واقعیت این است که زمانی این حمایت از طرف مردم کلید می‌خورد که حاکمان دو اصل کلی را مدنظر قرار دهند:
1. در شرایطی که کشور در معرض تهدید و مخاطره قرار می‌گیرد، تصمیم‌‌های کارگزاران و سیاستگذاران ناشی از گروه‌های حداقلی نباشد و براساس مکانیزم‌های دموکراتیک، مردم خود را در تصمیم‌گیری‌ها شریک و سهیم ببینند. در این صورت است که جامعه احساس می‌کند نمایندگانشان برای حفظ منافع ملی، با تدبیر تصمیماتی را اتخاذ کرده‌اند. اگر این مکانیزم شکل گرفته باشد، حتماً مردم نیز در شرایط بحرانی هم همراهی خواهند کرد.
2. در مواجهه با چنین شرایطی، تصمیم‌گیری‌ها باید مبتنی بر نظرات کارشناسان و متخصصان امر دیپلماسی، صاحبنظران علوم‌سیاسی و روابط‌ بین‌الملل و... باشد. نه اینکه یک جمع ناآگاه و بی‌اطلاع که براساس عواطف، احساسات و برخی مصلحت‌اندیشی‌ها گروهی یا حزبی تصمیماتی را بگیرند که در آینده مردم مجبور باشند هزینه‌ آن را بپردازند.
بی‌شک، اگر مردم اجرایی شدن این دو اصل را از سوی کارگزاران، به شکل ملموسی درک کنند، در آن صورت، آمادگی خواهند داشت که برای دفاع از کشورشان و عبور از هر بحرانی با حکومت و دولت همراهی کنند.
به‌نظر می‌رسد که در عین اینکه اقلیتی وجود دارند که رفتارهای پرهزینه‌ای انجام می‌دهند اما اکثریت مردم جامعه و همین‌طور بخش‌های مختلف حاکمیت به این مصلحت‌اندیشی و تدبیر باور داشته و فضا را در این مسیر پیش می‌برند.
نکته دیگری که باید مدنظر داشت اینکه، اصولاً مردم ایران همیشه در مواجهه با تهدیدهای خارجی «همیت ملی» و «یکپارچگی» داشته‌اند و امید آن می‌رود که با آن دو شرطی که پیشتر عنوان شد این احساس یکپارچگی و انسجام ملی تحقق پیدا کند. در جریان اعتراضات دی ماه گذشته، آنچه بسیاری از کارشناسان روی آن تأکید داشتند، «شنیده شدن صداهای مردم» بود. جلوه‌های این شنیده شدن صدای مردم را مردم باید در دولت و حکومت ببینند اگر این را دیدند در ارتباط با مشکلات نیز همراهی خواهند کرد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.