ion

گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند

جشن لبخند در همسایگی هامون+ تصاویر

زندگی /
شناسه خبر: 362679

در پی انتشار گزارش « درس بخشندگی در دیار آفتاب» در صفحه زندگی هجدهم اردیبهشت ماه، یک بار دیگر دانش آموزان دو مقطع ابتدایی مدرسه آل طه در روستای دور افتاده جلال آباد از توابع شهرستان هیرمند استان سیستان و بلوچستان با کوله باری از خاطرات خوش رهسپار خانه های محقر و کاهگلی شان شدند.

ایران آنلاین /این شادمانه که به واسطه یک کانال پیام‌رسان و به همت تعدادی از خیرین تهرانی برگزار شد، پایان از سال تحصیلی 75دانش آموز این دبستان را با اهدای بسته های گوشت و لوازم ورزشی به یکی از متفاوت ترین روزهای تحصیل شان بدل ساخت.

زینب نبوی، بانوی جوانی که با راه‌اندازی یک کانال پیام رسان بیش از 250نفر را همپیمان کرده است تا گوشه‌ای از نیازهای کودکان مناطق محروم و مرزی ایران را برطرف سازند، در مورد انتخاب این جامعه هدف گفت: عاشق کودکان و دنیای صاف و ساده‌شان هستم، برای همین همیشه دوست داشتم لبخند را بر چهره این فرشته‌های زمینی  بنشانم که با ساده‌ترین هدیه‌ها هم خوشحال می‌شوند چه برسد به کودکانی که در روستاهای محروم زندگی می‌کنند و در مورد شرایط سخت زندگی‌هایشان بی تقصیر هستند و البته  به نسبت کودکان شهرنشین، برآورده کردن آرزوها و نیازهایشان راحت‌تر است.
خوشبختانه خداوند بهترین یاری‌رسانم بود و در فاصله کوتاهی بعد از ایجاد یک صفحه شخصی در فضای اینستاگرام، تعداد زیادی از کسانی که دغدغه کمک به کودکان محروم سرزمین‌مان  دارند، با من همراه شدند و به دنبال ترتیب دادن یک کانال پیام‌رسان، تعدادمان به بیشتر از 250 نفر رسید.
زینب و همراهانش که با توزیع بیش از 80 کیلوگرم گوشت بره در میان دانش‌آموزان دبستان آل طه، متفاوت‌ترین هدیه را به آنها تقدیم کردند، ادامه داد: چند روز پیش که در جریان وضعیت زندگی دانش‌آموزان روستای جلال‌آباد قرار گرفتم، اینکه این کودکان از لحاظ تغذیه‌ای در وضعیت بدی به سر می‌برند و تعدادی‌ از آنها به دلیل اینکه در طول ماه کمتر اتفاق می‌افتد، غذای مقوی بخورند دچار سوء تغذیه هستند و بسیاری از مشکلات دیگر که معیشت خانواده‌هایشان را به خطر انداخته است، از این رو موضوع را با اعضای کانال در میان گذاشتم و قرار شد با اهدای گوشت بره در میان این دانش‌آموزان، آنها و خانوادهایشان را به خوردن چند وعده غذای گرم و مقوی دعوت کنیم. با موافقت اعضای گروه راهی شهرستان زابل شدم و با همکاری یکی از معلم‌های مدرسه، به نسبت اعضای خانواده هر یک از دانش‌آموزان، بسته‌‌های یک و نیم تا 3 کیلوگرمی گوشت را آماده کردیم تا به همراه تعدادی وسایل ورزشی در اختیار دانش‌آموزان قرار بگیرد.
روز توزیع راهی تهران شدم، اما از طریق عکس‌های ارسالی در جریان شادمانی دانش‌آموزان قرار گرفتم. برق چشمان‌شان و لبخندی را که روی صورت تک تک آنها شکفته بود با تمام وجود احساس کردم و این تصاویر که همه رنگ و لعاب‌شان از لباس‌های سوزن دوزی شده کودکان بلوچ بود، انرژی غیرقابل وصفی را به من و کسانی که در این حرکت همراهم بودند، هدیه کرد.
زینب که 30 سال دارد و به کمک خیرین دغدغه‌مند در کمتر از 10 ماه، نزدیک به 100 میلیون تومان را صرف بهبود وضعیت زندگی کودکان محروم از تحصیل کرده‌، کارشناسی ارشد کارآفرینی دارد اما بیکار است. او که وقت زیادی را صرف کمک به کودکان مناطق محروم ایران می‌کند، در مورد سایر فعالیت‌هایشان گفت: تا کنون توانسته‌ایم در روستاهای محروم و مرزی استان‌های آذربایجان غربی، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و سیستان و بلوچستان برای بهبود وضعیت تحصیل دانش‌آموزان این مناطق قدم‌های مثبتی برداریم و همه ما خوشحال هستیم که با تغییرهایی هرچند کوچک در زندگی این کودکان، توانسته‌ایم در شادمانی آنها سهیم باشیم. برای مثال وقتی در روستاهای واقع در کوهستان‌ها و جاده‌های بن‌بست استان کهگیلویه و بویراحمد حضور داشتیم و بسته‌های لباس گرم را برای 700دانش‌آموز این مناطق آماده می‌کردیم، تعدادی از هموطنان‌مان که ساکن امریکا بودند مبلغی را جمع‌آوری کردند و از ما خواستند آن را برای کارهای فرهنگی در آن مناطق صرف کنیم، این طور شد که با خرید بیش از هزار جلد کتاب کودک و نوجوان، برای مدارس کانکسی این مناطق کتابخانه‌هایی را راه‌اندازی کردیم و با برگزاری مسابقات کتابخوانی برای آنها، علاقه به کتابخوانی را در وجودشان زنده کردیم ضمن اینکه به برکت شادمانی این فرشته‌ها، به زندگی‌هایمان رنگ بخشیدیم. همین که همسرم تا به این حد من و دغدغه‌هایم را درک می‌کند و در جواب همه کسانی که می‌گویند چطور اجازه می‌دهی همسرت برای کمک‌رسانی به دورترین روستاهای کشور برود، می‌گوید: «او را به خدا سپرده‌ام» برای من خوشایند است و خوشحالم که خداوند این فرصت را به من داده تا گوشه‌ای از خواسته‌هایش را عملی کنم.
کودکانی از جنس باران
ساکنان روستا به سادگی و بی‌پیرایگی شهره‌اند. مردمانی که به دور از پیچیدگی‌های زندگی شهری، با قناعت،صداقت، صلح و صفا روزگارشان را پیش می‌برند و با کمبود امکانات و حتی گاه بی‌مهری مسئولان نیز کنار آمده‌اند.. وقتی بزرگترهای یک روستا را به سادگی و صمیمیت بشناسیم، بدون شک این ویژگی‌ها در وجود کودکان روستایی پررنگ‌تر خواهد بود و در این بین کودکانی که‌زاده روستاهایی به دور از امکانات اولیه زندگی باشند در سادگی و زلالی سرآمد خواهند بود. درست شبیه به کودکان روستای جلال آباد که به‌ دلیل موقعیت جغرافیایی حاکم بر منطقه زندگی شان، درشرایطی رشد کرده‌اند که کمترین امکانات رفاهی را به چشم ندیده‌اند، صبح‌ها که راهی مدرسه می‌شوند چیزی جز یک تکه نان با خود به همراه ندارند و ظهر که به‌خانه برمی‌گردند پای سفره‌ای می‌نشینند که گاه از ساده‌ترین مواد غذایی هم تهی است. کودکانی که شهر را ندیده‌اند، از دوچرخه و اسباب بازی‌های رنگارنگ ذهنیتی ندارند، مزه خیلی از خوراکی‌ها و مواد غذایی را نمی‌شناسند، جز لباس‌های محلی و سوزن دوزی شده، لباس دیگری به تن نکرده‌اند، نمی‌دانند پارک چیست، تاب بازی و سرسره سواری را تجربه نکرده‌اند، آن قدر پدرهایشان را که از صبح خیلی زود برای کارگری می‌روند و شب ها دیرو وقت به خانه می‌آیند کم دیده‌اند که نمی‌دانند بازی کردن با پدر چه لذتی دارد، تلفظ درست ماژیک رنگی و تخته وایت برد را بلد نیستند و بسیاری از امکانات و حتی دغدغه‌های کودکان امروز را حتی درک هم نمی‌کنند، اما همین کودکان قلبی به وسعت یک دریا دارند، برق چشمان‌شان به دنیایی می‌ارزد، خنده لب هایشان مرهم زخم‌های ناسور است و مهربانی ناب‌شان فراموش نمی‌شود.همین حال خوب است که معلم‌هایشان را پایبند کرده و با وجود همه مشکلاتی که بر وضعیت شغلی‌شان سایه انداخته است حاضر نیستند دست از این دانش‌آموزان بردارند. «محمود سارانی»یکی از همین معلم‌ها است که سال های طولانی تدریس‌اش را در روستاهای مرزی، دورافتاده و خالی از امکانات استان سیستان و بلوچستان گذرانده و حالا چند سالی است که مدیریت دبستان آل طه در روستای محروم جلال آباد را بر عهده دارد.  او در مورد هدیه متفاوتی که همزمان با آخرین روز سال تحصیلی دانش‌آموزانش در میان آنها توزیع شد گفت: مردم روستای جلال آباد از لحاظ معیشتی در تنگنا قرار دارند، بخصوص در روزهای نزدیک به ماه مبارک رمضان که نداشتن آذوقه کافی بیشتر به چشم می‌آید. واقعیت این است که بعد از انتشار گزارش برگزاری جشن روز معلم در مدرسه ما و کار بزرگی که دو دانش‌آموز‌مان انجام دادند گروهی از خیرین  که در تهران حضور دارند تصمیم گرفتند هدیه‌ای به این دانش‌آموزان بدهند که علاوه بر خودشان خانواده‌های آنها را نیزخوشحال کند. بهترین هدیه هم که برای این کودکان خوراک، پوشاک و لوازم‌التحریر است و به همین خاطر خیرین بسته‌هایی از گوشت بره با وزن‌های مختلف را برای این دانش آموزان در نظر گرفتند. علاوه بر این یکسری لوازم ورزشی هم در اختیارشان قرار دادند تا به غیر از بازی‌های بسیار ساده و ابتدایی که خودشان را با آنها سرگرم می‌کنند، بازی و ورزش با توپ، طناب، راکت بدمینتون، شطرنج و وسایل دیگری را که تا به حال ندیده‌اند، یاد بگیرند. محمود سارانی در ادامه گفت: روز آخر مدرسه همزمان شد با توزیع این هدایا و بچه‌ها که نخستین بار بود چنین هدیه متفاوتی می‌گرفتند به‌ قدری خوشحال بودند که حتی چشم هایشان هم می‌خندید. از اینکه با دستان کوچک‌شان برای خانواده پر جمعیت‌شان آذوقه می‌بردند سر از پا نمی‌شناختند برای اینکه بچه‌های روستا بسیار مهربان و سخاوتمند هستند. تا سال گذشته در مدرسه شیر توزیع می‌کردیم و این بچه‌ها که فقط نان را به‌عنوان خوراکی مدرسه می‌شناختند، به قدری خوشحال بودند که انگار بهترین خوراکی را می‌خورند، تازه خیلی از آنها نیمی از شیر را نگه می‌داشتند تا با خود به خانه ببرند و خواهر و برادرهایشان هم طعم آن را بچشند، اما متأسفانه امسال دیگر از شیر خبری نبود و موضوع سوء تغذیه دانش‌آموزان برای من بسیار زجرآور بود، ولی خوشبختانه روز آخر سال تحصیلی خیالم راحت شد که این بچه‌ها لااقل تا چند روز گرسنه نخواهند بود. آقای مدیراز کودکانی می‌گفت که تشنه محبت هستند و همین که یک نفر با گرمی به آنها سلام کند یا به حرف هایشان گوش بسپرد، حس می‌کنند بزرگترین هدیه را گرفته‌اند.
 

گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون
گروهی از خیران تهرانی در پایان سال تحصیلی متفاوت ترین هدیه را به دانش آموزان دبستان طه در  روستای محروم و مرزی جلال آباد دادند   جشن لبخند در همسایگی هامون

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.