پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹


چگونه آبی‌ها از اهواز دست خالی برگشتند؟

مدیریت ناامیدکننده استقلال

مدیریت ناامیدکننده استقلال

آنها که در باشگاه استقلال نشسته‌اند باید بتوانند به فرهاد مجیدی هشدار دهند که بر خود مسلط باشد و بر تیمش نیز در جریان بازی مسلط باشد اما آیا روابط تیره و تار باشگاه و تیم چنین اجازه‌ای را برای گفت و گوهای جدی می‌دهد یا هر گفت و گویی به کدورت بیشتر منجر می‌شود؟

ورزشگاه فولاد اهواز را اگر دیشب غرق در تماشاگر تصور می‌کردید، بازی فولاد - استقلال در خیال ما بینندگان تلویزیونی بی‌شک باشکوه‌تر جلوه می‌کرد. فولاد و استقلال بعد از ۴ ماه تعطیلی تیم‌های ناآماده‌ای در نیمه اول نبودند، می‌توانستند به بازی هیجان بدهند، موقعیت‌ خلق می‌کردند، جدی و مصمم بودند و می‌توانستند هر لحظه بیننده را به وجد آورند. به همین دلیل جای تماشاگران بیش از آنچه فکر می‌کردیم، خالی بود.

استقلال دقیقه ۱۲ به گل زودهنگام رسید، با دو ضربه از روزبه چشمی که برای فروریختن دروازه فولاد کافی بود اما گل‌های زودهنگام چیزی را تضمین نمی‌کنند.فولاد بلد بود دستپاچه نشود، خود را نبازد و زود به بازی برگردد. فولاد ده دقیقه بعد از گل خوردن بهترین فرصتش در نیمه اول را ساخت اما ضربه سر فرشاد احمدزاده به تیر خورد و گل نشد. دقیقه ۲۷ اما فولاد با گل موسی کولیبالی خود را از عقب افتادن در نیمه اول نجات داد. بازی که به تساوی کشیده شد، استقلال و فولاد دوباره به خود آمدند. دوباره فهمیدند همه چیز شروع شده و پیش افتادن در این بازی به این سادگی‌ها نیست.

برای این بازی اما غافلگیری بزرگ را سید علی، داور بازی خلق کرد. او واکنش علی کریمی در مقابل کشیده شدن پیراهنش را با کارت قرمز جریمه کرد. قضاوت درباره اینکه واکنش کریمی توأم با عبارت رکیک بوده که منجر به اخراجش شده یا نه، بر عهده داور است اما استقلال بعد از این اخراج که دقیقه ۴۵ رخ داد، نتوانست بر خود مسلط باشد.هیچ‌کس نمی‌داند آن حجم از اعتراض بازیکنان استقلال و فرهاد مجیدی به تصمیم داور چه فایده‌ای برای استقلال داشت اما بازیکنان استقلال اعتراض به داور را رها کردند و فرهاد مجیدی رها نکرد. سرمربی استقلال آنچنان به داور معترض شد که از بازی اخراج شود، در حالی‌که مجیدی باید می‌دانست که حضور سرمربی روی نیمکت تیمی که ده نفره شده، چقدر مهم است.

رفتار مجیدی بزرگترین آسیب برای استقلال بود و عجیب اینکه وریا غفوری و دستیاران مجیدی برای آرام کردن سرمربی هر کاری کردند اما مجیدی از اعتراض دست بر نداشت.

استقلال اگرچه نیمه اول را با یک گل و عالی شروع کرد اما نتوانست بازی را در نیمه اول مدیریت کند. استقلال هم گل خورد، هم مهم‌ترین هافبک خود را از دست داد و هم سرمربی‌اش را روی سکوها دید. این حجم از اشتباه در مدیریت یک بازی که یک بر صفر پیش افتاده‌ای ناامیدکننده است، حتی اگر داور را دچار اشتباه ببینیم یا تصمیمات او را سختگیرانه تلقی کنیم. استقلال اگرچه نیمه اول را با تساوی به رختکن رفت اما همه چیز را برای باختن فراهم کرد. در راه باختن، داور هم برای کمک به استقلال حاضر بود و چیزی را دریغ نمی‌کرد.

تیم عصبانی استقلال در نیمه دوم فقط تا دقیقه ۶۵ دوام آورد که ده نفره باشد و عارف غلامی با اعتراض به صحنه‌ای بی‌اهمیت به سیدعلی برای اعلام کارت قرمز فرصت داد. سیدعلی هم اهل دریغ کردن نبود و کار را تمام کرد. استقلال ۹ نفره شد تا فولاد دیگر دلیلی برای نبردن نداشته باشد. فولاد دقیقه ۸۰ با مجتبی نجاریان به گل دوم رسید و البته مقابل تیم ۹ نفره استقلال، فولاد تیمی نبود که برنامه‌ای غافلگیرکننده داشته باشد و از فرصت استفاده کند. جواد نکونام البته یک پیروزی می‌خواست و با خود چنین قراری نداشت که شکست سخت‌تری را تحمیل کند. او فکرش را نکرده بود که با تصمیمات داور و اشتباهات و عصبانیت استقلال صاحب فرصت بزرگی مقابل استقلال شود. برای استقلال این شکست ناامیدکننده بود. استقلال به اهواز نرفته بود که با شکست برگردد چون گام اول را باید محکم برمی‌داشت و از فرصت بازی معوقه برای نزدیک‌ کردن خود به بالای جدول باید بیشترین بهره را می‌برد.

اما استقلال آمادگی ذهنی برای این کار نداشت. تیمی عصبی بود که توان اداره خود را نداشت. توان کنترل جریان بازی را نداشت و حتی اگر با داور پراشتباه و سختگیر مواجه نبود، نمی‌توانست خود را به اتفافات بازی تحمیل کند. استقلال کم‌‌تجربگی کرد و باخت. برای استقلال باید فکری کرد. آنها که در باشگاه استقلال نشسته‌اند باید بتوانند به فرهاد مجیدی هشدار دهند که بر خود مسلط باشد و بر تیمش نیز در جریان بازی مسلط باشد اما آیا روابط تیره و تار باشگاه و تیم چنین اجازه‌ای را برای گفت و گوهای جدی می‌دهد یا هر گفت و گویی به کدورت بیشتر منجر می‌شود؟

کپی