شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹

دلالیسم، بی‌تجربگی مدیران یا تبلیغات رسانه‌ای؟

بدهی‌های استقلال از کجا نشأت می‌گیرد؟

بدهی‌های استقلال از کجا نشأت می‌گیرد؟

در همین ۵ سال اخیر اگر پرونده جذب بازیکنان خارجی باشگاه استقلال را مرور کنیم به انبوهی از نام‌ها برمی‌خوریم که با دریافت مبالغ چشمگیر با باشگاه استقلال قرارداد منعقد کرده‌اند و بی‌آنکه ثمره‌ای برای این باشگاه داشته باشند، ایران را ترک کرده و پرونده مالی قطوری را هم روی دست این باشگاه گذاشته‌اند.

حمیدرضا عرب hamidreza59arab@ | گرچه احمد سعادتمند اعلام کرد بدهی باشگاه استقلال به بویان پرداخت خواهد شد تا آبی‌ها از فعالیت در نقل‌و‌انتقالات محروم نشوند، اما قصه بدهی‌های این باشگاه سر دراز دارد که متولیان ورزش و حتی دستگاه قضایی کشور باید به آن ورود کرده و جلوی این حجم از بریز و بپاش‌های بیهوده را که فقط ثروت‌های دلاری را به باد می‌دهند بگیرند.در همین ۵ سال اخیر اگر پرونده جذب بازیکنان خارجی باشگاه استقلال را مرور کنیم به انبوهی از نام‌ها برمی‌خوریم که با دریافت مبالغ چشمگیر با باشگاه استقلال قرارداد منعقد کرده‌اند و بی‌آنکه ثمره‌ای برای این باشگاه داشته باشند، ایران را ترک کرده و پرونده مالی قطوری را هم روی دست این باشگاه گذاشته‌اند.بی‌توجهی دستگاه قضایی ورزش به تخلفات سریالی موجب شده مدیران بی‌آنکه در راستای جذب بازیکنان خارجی از خود وسواس و دقت بیشتری به خرج دهند، تنها به جذب این بازیکنان مبادرت ورزند و باشگاه را با پرونده‌های مالی در فیفا مواجه سازند.پرونده بویان یکی از ده‌ها پرونده‌ای است که باشگاه استقلال با آن درگیر است و اگر نگاهی به فهرست شکایت‌های خارجی علیه این باشگاه بیندازیم به این باور می‌رسیم که جذب بازیکنان خارجی به ساده‌ترین شکل ممکن انجام می‌شود و مدیران باشگاه استقلال هیچ ارزشی برای پول بیت‌المال قائل نبوده‌اند؛ نمونه‌اش پرداختی هنگفت باشگاه استقلال در زمان مدیریت امیرحسین فتحی به گرو و نویمایر که آن زمان با محاسبات دلاری به رقمی در حدود ۵میلیارد تومان می‌رسید. این دو بازیکن بی‌کیفیت که در زمان مدیریت فتحی و به خواست شفر و فرزندش به استقلال ملحق شدند با حداقل کارآیی قرارداد‌هایی منعقد کردند که هیچ‌گاه در طول دوران بازیگری‌شان چنین دستمزد‌هایی را دریافت نکرده بودند، اما باشگاه استقلال در اقدامی بحث‌برانگیز راضی به پرداخت مبالغی به این دو بازیکن شد که در مخیله هیچ کارشناسی نمی‌گنجید؛ برای مثال بویان از باشگاه استقلال ۳۵۰هزار دلار دستمزد گرفته بود، اما از باشگاه قبلی خود ۵۰هزار دلار!حال شاید اگر گرو و نویمایر که گفته می‌شد حضور آنها در ایران به‌واسطه تماس با پسر وینفرد شفر صورت گرفته بود در ترکیب استقلال نمایش قابل توجهی را از خود به‌جا می‌گذاشتند، نقدی به حضورشان نبود، اما شگفتا که گرو در طول دوران بازی‌اش فقط یک گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند و نویمایر نیز دائماً مصدوم و نیمکت‌نشین بود و دست آخر در نیم‌فصل به‌واسطه فشار‌های برخی رسانه‌ها ناچار به ترک ایران شدند؛ جدایی که برای باشگاه استقلال در آن زمان مبلغی بیش از ۵میلیارد تومان هزینه دربر داشت.در حضور چنین اعجوبه‌هایی در باشگاه‌های بزرگ فوتبال ایران عوامل بسیاری سهیم‌اند که باید موشکافانه به آن پرداخت، اما متأسفانه در سال‌های اخیر که پدیده جذب بازیکنان خارجی به نقطه اوج رسیده هیچ حساسیتی روی این موضوعات زیرپوستی اعمال نشده و در مقابل می‌شنویم که دستگاه ورزش در اقدامی بحث‌برانگیز اعلام می‌کند باشگاه‌ها از جذب مربیان خارجی امتناع کنند که این خود جای پرسش دارد که چرا و به چه دلیل حساسیت در مواجهه با مربیان خارجی تا این حد گسترش یافته که قانون‌گذاران حضور مربیان خارجی را منع می‌کنند، اما به‌سادگی از کنار حضور بازیکنان خارجی که ارقام بیشتری را از باشگاه‌ها به باد داده‌اند می‌گذرند و همچنان اجازه می‌دهند این قبیل بازیکنان در فوتبال ایران جولان بدهند.اگر آنها که دستی بر آتش فوتبال دارند و سیاست‌ها را می‌نویسند نسبت به پرداختی‌ها به مربیان خارجی حساسیت دارند چرا همین نگرانی را نسبت به بازیکنان خارجی ندارند و به‌راحتی اجازه داده می‌دهند این قبیل بازیکنان به باشگاه‌های بزرگ فوتبال ایران رسوخ کرده و مشکلاتی را پدید آورند؟تناقض‌ها تا جایی پیش رفته که تصمیم‌سازان حتی با مدیران متخلف که عامل اصلی به‌جا ماندن این بدهی‌ها هستند هیچ برخوردی نمی‌کنند و اجازه می‌دهند دلال‌ها در باشگاه‌های بزرگ رفت‌و‌آمد داشته باشند. سؤال این است که وقتی می‌شود با ریشه‌های این مشکلات مبارزه کرد چرا ساده‌انگارانه از کنار آنها عبور می‌شود؟ آیا بهتر نیست با تبیین متر و معیاری درست در راستای جذب خارجی‌ها به این غائله خاتمه داد؟روزگاری سازمان لیگ اعلام کرد تنها بازیکنان خارجی می‌توانند وارد فوتبال ایران شوند که در لیگ‌های حرفه‌ای بازی کرده باشند، اما این قانون به‌سادگی دور زده می‌شود و با ادله‌های گوناگون بازیکنانی وارد باشگاه‌ها می‌شوند که شرایط پوشیدن پیراهن تیم‌های لیگ دویی فوتبال ایران را هم ندارد حال چه رسد به باشگاهی همچون استقلال که جزو تیم‌های درجه یک فوتبال آسیا محسوب می‌شود و حداقل‌هایی باید برای عضویت در این باشگاه وجود داشته باشد.به نظر می‌رسد آنچه باشگاه بزرگی همچون استقلال را با این چالش عظیم مواجه ساخته در درجه اول دلالیسم پنهانی است که یقه این باشگاه را سال‌ها است گرفته و هیچ بازدارنده‌ای را هم در برابر خود نمی‌بیند. دیگر عاملی که موجب بروز چنین وضعی شده ناواردی برخی مدیران است که این می‌تواند هم سهوی باشد و هم عمدی. البته برای مدیرانی که با مصاحبه‌های پرطمطراق، خود را همواره تافته جدا بافته می‌نامند و به افکار عموم اینطور القا می‌کنند که با زیر و بم مدیریت در چنین باشگاه‌هایی آشنا هستند حتماً باید از واژه عمد استفاده کرد و هرگز نمی‌توان خطای آنها را سهوی دانست.انگار برخی در لایه‌های تصمیم‌گیری نیز با این قبیل مدیران همسو و هم‌نظرند که به‌راحتی از کنار خطا‌های بزرگ مالی‌شان می‌گذرند و اجازه می‌دهند این‌گونه ثروت‌ها را به باد بدهندمدیری که مدعی است زبان خارجی را مثل بلبل صحبت می‌کند و در زمان مدیریتش در باشگاه استقلال بار‌ها برای فروش بازیکنان (صیادمنش، حسینی و نورافکن) به ترکیه و امارات رفته قطعاً نباید زمینه حضور بازیکنانی همچون گرو و نویمایر را در باشگاه استقلال فراهم می‌کرد و آن حجم از بودجه دولتی را به باد می‌داد، اما انگار برخی در لایه‌های تصمیم‌گیری نیز با این قبیل مدیران همسو و هم‌نظرند که به‌راحتی از کنار خطا‌های بزرگ مالی‌شان می‌گذرند و اجازه می‌دهند این‌گونه ثروت‌ها را به باد بدهند.به هر حال ماجرای بدهی‌های باشگاه استقلال سر دراز دارد و اگر بی‌توجهی دستگاه قضایی ورزش و تصمیم‌گیران در بخش کلان را یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز چنین شرایطی بدانیم باید به دلالیسم، ناآگاهی مدیران و حتی گا‌هاً تبلیغات رسانه‌ای اشاره کنیم که در رفت‌وآمد بازیکنان بی‌کیفیت و به‌جا ماندن بدهی‌های بسیار نقشی کلیدی ایفا کرده‌اند.

کپی