Thu, Sep9, 2010   پنج شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹   ۱شوال ۱۴۳۱
عضویت در خبرنامه|ارتباط با ما| پیوندها| ارسال خبر
شماره خبر : ۴۶۵۱۰
تاريخ خبر : ۱۳۸۹/۰۴/۱۸
ساعت خبر : ۱۲:۲۵
مرتضی طلایی:
جریان‌های فتنه‌ساز از بستر سیاسی کشور خارج شده‌اند
"هر طیفی که منافع فردی و و حزبی خود را مرجح بر منافع کشور و مردم و اسلام و انقلاب بداند و از هزینه کردن بیت‎المال در راستای رسیدن به قدرت و ثروت ابایی نداشته باشد، به‎طور قطع مصداق این بیان مقام معظم رهبری قرار می‌گیرد. این افراد و اشخاص و گروه‎ها ویژگی‌های بارزی دارند که می‎توان براساس آن به شناختی درخصوص آن‎ها رسید."

شبکه ایران: مرتضی طلایی چه آن زمان که بر مسند فرماندهی انتظامی تهران بزرگ جلوس کرده بود و چه حالا که به‎عنوان رییس کمیسیون فرهنگی - اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران، بر صندلی‌های سبز «بهشت» تکیه می‌دهد، اهل سیاست است. طلایی تحصیلات آکادمیک خود را در رشته علوم‌سیاسی پشت سر گذاشته است و به همین دلیل از منظر علم سیاست نیز به پیرامون خود می‌نگرد.

سیر پرشتاب تحولات سیاسی کشور در سال اخیر و حوادث «فتنه‌گون» پس از انتخابات دهم به مثابه زلزله‌ای سیاسی جریان‌های سیاسی کشور را نیز دچار تحول و تغییر کرده است.

یار دیرین شهردار تهران، با نشریه پنجره از وضعیت جدید احزاب و گروه‌های سیاسی کشور گفته و با لهجه شیرین اصفهانی خود به سئوال‌ها درخصوص جریان‎شناسی آینده سیاسی ایران پاسخ داده است.

طی 30 سال گذشته در آرایش جناح‎های سیاسی کشور شاهد فراز و فرودهای بسیاری برای دو جناح اصلی کشور بوده‌ایم، با توجه به فضای فعلی کشور، ارزیابی شما از جریان‌های سیاسی کشور چیست؟ چند جناح و گروه سیاسی را در آینده پیش‌بینی می‌کنید؟
گروه‎ها و نهاد‌های سیاسی در کشور ما همواره عملکرد مطلوبی در راستای رفع نیازهای جامعه و فراهم کردن شرایط و زمینه‌های مشارکت مردمی نداشته‎اند. اصولا گروه‎ها و احزاب سیاسی در کشورهای در حال توسعه در راستای اهداف و منافع خاص خود، و بیشتر پیرامون مهره‌های کلیدی سیاسی شکل می‌گیرند. در این شرایط اهداف اصولا موقتی بوده و جایگاه واقعی مردمی ندارند.
در هر صورت تا چندی قبل ما دو جناح اصلی کشور به نام اصول‎گرا و اصلاح‌طلب داشتیم که کمابیش با نام‌های دیگر در این 30 سال وجود داشته و مرتبا در مقابل هم صف‌آرایی کرده‌اند.
درخصوص دو جناح اصلی کشور هم شاید این بیان بدین شکل مصداق نداشته باشد، زیرا اطلاق مفهوم حزب به آن‎ها اصولا صحیح نیست. این دو جناح بیشتر دو جریان متفاوت تفکر در عرصه مدیریت کشور هستند که درخصوص اصول کلی نظام با یکدیگر متفق‎القول‎اند و در پیشبرد اهداف کشور، بر این اساس نیز با یکدیگر مشارکت دارند. اما نوع برداشت آن‎ها در نحوه بکارگیری ابزار‌ها برای رسیدن به اهداف نظام، با یکدیگر تفاوت دارد. متأسفانه این تفاوت در ابزار و انحراف در برگزیدن وسیله به‎جای هدف، چالش‎هایی پیرامون مفاهیم و مبانی خدشه ناپذیر نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
فکر نمی‌کنید همین اختلاف و عدم مرزبندی‌ها صدمات جبران‌ناپذیری را به کشور و نظام تحمیل کرده و نیاز به دگرگونی دارد؟
به‎طور قطع این چالش‎ها قابل پاسخ‎گویی است و کیان جمهوری اسلامی نیز قابل دفاع است. اما گرد و غبار فتنه با در آمیختن با بستر‌های حساس جامعه، فعالیت‎های سیاسی گروه‎های موجود در جامعه را به‎نحوی دیگر رقم خواهد زد. ظهور بی‎اخلاقی‌های سیاسی و تهمت و افترا زدن به دیگران، نیازهای واقعی جامعه را از منظر عموم پنهان کرد، و به‎جای آن به برجسته‎سازی اموری پرداخته شد که در حقیقت پرداختن به آن در شرایط توسعه و پیشرفت نیز صحیح نیستند. برآمدن گروهای سیاسی در چنین شرایطی قطعا اگر با هدف ولایت‎پذیری و رشد منافع ملی کشور در راستای سند چشم‎انداز و اهداف انقلاب نباشد، به دامن زدن تنش، منجر خواهد شد. چه این گروه‎ها اندک باشند و چه زیاد، تغییری در اصل مسئله ایجاد نمی‎کند.
برخی از فعالان جریان اصول‎گرایی بر این نظر هستند که این جریان در موقعیت‌های جدیدی که در دوره‌های انتخابات آینده در پیش دارد، به آرایش جدیدی رسیده و به چند گروه تقسیم می‌شود. شما با این مسئله موافقید؟
مکتب اصول‎گرایی مکتب انقلاب و اسلام است و در راستای اهداف اسلام و انقلاب و گردن نهادن به اصل ولایت فقیه خواهان ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌های علمی، فن‎آوری، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی است. در این خصوص شاخص‎هایی مطرح است که براساس آن می‌شود بین اصول‎گرایان واقعی که اساس اندیشه آنان را ولایت‎پذیری و دلبستگی به خدمت به مردم و انقلاب و کشور، شکل داده است و اصول‎گرایان ظاهرنمایی که می‎خواهند با نردبان قرار دادن مفاهیم ارزشی دین و سوء استفاده از فضای ملتهب جامعه خود را ولایت‎پذیر و وامدار نظام و انقلاب نشان دهند، تمایز قائل شد.
به فرض وجود چنین صف‌بندی روشنی ملاک برای تشخیص این دو از هم چیست؟
مهم‎ترین اصل گفتمان اصول‎گرایی بعد از اصل ولایت‎پذیری و گردن نهادن به حکم حاکم شرع، خود اصل اصالت‎پذیری است. منظور از این اصل این است که معتقد باشیم که در پیشبرد اهداف و منافع کشور در یک چهارچوب عقلانی و منطقی و با پرهیز از خشونت‎گرایی و ایجاد آشفتگی و پرهیز از بی‎قاعده‎گی، به حفظ شأن و کرامت انسانی کمک کنیم. بر این اساس نقطه مقابل اصول‎گرایی در اندیشه مقام معظم رهبری، لاابالی‎گری و نداشتن اصول است. ابعاد اصول‎گرایی را مقام معظم رهبری به زیبایی آشکار کرده‌اند که با رجوع به آن‎ها به آسانی قادر به شناخت و تفکیک گروهای سیاسی که خود را فعال در بدنه اصول‎گرایی کشور می‎دانند، هستیم.
براساس این اصول، جریان‎شناسی گروه‌هایی که خود را اصول‎گرا می‌نامند آسان‎تر می‎شود، اصولا گروه‎هایی که فاقد شاخص‎های بالا و یا پایبند به مبانی فوق نباشند، همواره سعی در ایجاد اغتشاش و ایجاد نابه‎سامانی در عرصه‌های عمومی کشور دارند تا با بر انگیختن گرد و غبار و ایجاد تفرقه و بر انگیختن احساسات سیاسی مردم، به گفتمان نامشروع خود مشروعیت بخشیده و مردم را در شناخت حقیقت دچار سردرگمی کنند. تفرقه و چند دستگی نیز که در عرصه سیاسی کشور تحت عنوان چنددستگی اصول‎گرایی مطرح شده است، ناشی از عدم پایبندی واقعی به اصول مکتب مقدس اسلام و فقه سیاسی شیعه که در آن توجه ویژه به مردم و اصل ولایت فقیه ظهور و بروز دارد، است.
برخی دیگر از فعالان این جریان معتقدند که اصول‎گرایان دچار پدیده خطرناک حرکت به سمت معکوس شده‎اند، در‎این‎باره چه نظری دارید؟
استفاده از این ادبیات در‎خصوص عملکرد جریان اصیل اصول‎گرایی صحیح نیست. سعی و تلاش شبه اصول‎گرایان در پیوند خود با مکتب اصول‎گرایی باعث ایجاد و شکل‌‎گیری سوء تعبیرهایی درخصوص عملکرد این مکتب انقلابی و اسلامی شده است. ضعف عملکرد آن‎ها در التهاب حاکم بر فضای سیاسی جامعه این ذهنیت را ایجاد می‌کند که مکتب اصول‎گرایی دچار حرکت معکوس و رو به عقب شده است، در حالی که آینده‌نگری و توجه به آینده بهتر و دقت در تحقق اهداف، ارزش‎های دین مبین اسلام و آرمان‎های انقلاب و امام‌(ره) مانع سرخوردگی و واپس‎زدگی نیروهای اصیل انقلابی و مکتبی این جریان می‌شود. کسانی که در این خصوص و در برابر مسائل پیش آمده به‎راحتی دچار سرخوردگی می‌شوند یا اصلا اصول‎گرا نیستند یا هنوز در الفبای اصول‎گرایی و ابتدای راه هستند. قطعا اصول‎گرایی مکتبی است که با پایداری بر ارزش‎های ناب اسلامی و با پرهیز از تحجرگرایی و پایبندی به ولایت فقیه و گردن نهادن به حاکمیت مردم و حفظ شأن و کرامت انسانی، چشم به آینده‌ای روشن در تحقق توسعه پایدار برای کشور دارد.
در اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم، برخی از افراد درون جریان اصول‎گرا سکوت اختیار کردند، برخی دیگر بر خلاف روند حرکت اصول‎گرایی موضع گرفتند و برخی نیز در چهارچوب نظام و خط مشی اصول‎گرایان حرکت کردند؛ با این وصف، فکر می‌کنید افرادی که مسیری خلاف گفتمان اصول‎گرایی اتخاذ کرده‎اند، از دایره اصول‎گرایان خارج شده‌اند یا خیر؟
نباید فراموش کنیم که اغتشاشات و فتنه سیاسی که سال گذشته دامن جامعه را فرا گرفت، آزمایش بزرگی در شناخت سره از ناسره به‎حساب می‌آید. نیروهای اصیل و پیرو انقلاب در پرتو جهت‎گیری و نوع عمل خود در این خصوص نشان دادند که نباید در برابر فتنه‌های روزگار با سکوت و یا همراهی با موج فتنه ارزش‎های اصیل و ناب اسلامی و انقلابی را به کوران حوادث روزگار سپرد. وظیفه یک نیروی اصول‎گرا و متعهد در اولین مرحله شناخت و تفکیک حقیقت از فتنه است.
خوب ویژگی فتنه هم همین سخت بودن تشخیص و بالارفتن احتمال خطاست.
اگر این امکان و توان برای یک متعهد به اصول‎گرایی فراهم نباشد، باید به مواضع و جهت‎گیری‌های ولی‎فقیه آن جامعه پایبند باشد و بر اساس اجتهاد آن مقام، برای خود تعیین تکلیف کند. درخصوص جریان فتنه اخیر، مقام معظم رهبری به صراحت به مسئولان در موقعیت‌های مختلف هشدار دادند که هوشیاری خود و ارزش‎ها و اهداف اسلامی و انقلابی را فدای جنجال‎های تبلیغاتی عناصر ضدانقلاب و گمراهان و قدرت‎جویان داخل و خارج نظام نکنند. این هوشیاری و تذکر‌های مقام معظم رهبری فرصت هرگونه عذر و بهانه را از افراد و مسئولان بی‎تفاوت می‌گیرد. لذا افرادی که خلاف بیانات مقام معظم رهبری و اصول و ارزش‎های اسلام و انقلاب و آن معیارهایی که در بالا ذکر کردیم موضع‎گیری داشته‎اند، قرار دادن آن‎ها در جبهه اصول‎گرایی کار شایسته‌ای به‎حساب نمی‌آید. برخورداری و پایبندی به شاخص‎هایی که عرض کردم تعریف فرد را در خط و مشی اصول‎گرایی معنا میدهد، در غیر ‎این صورت صرف بیان و تظاهر به اصول‎گرایی، ملاکی جهت تشخص و قرار‎گیری افراد در ردای اصول‎گرایی محسوب نمی‌شود.
با توجه به مواضع متفاوتی که در انتخابات ریاست‎جمهوری دهم از اصول‎گرایان شاهد بودیم، آیا برای این جناح سیاسی در دوره‌های انتخابات آینده وحدتی گسترده در زیر چتر اصول‎گرایی متصور هستید؟
زمانی‎که گروه‎هایی پیرامون ارزش‎های واحد و اهدافی مشترک خط و مشی خود را تعیین می‎کنند، عملا اتحاد و پیوستگی خود را به‎صورت طبیعی با یکدیگر تعریف می‎کنند. کسانی که در‎خصوص انتخابات اخیر مواضعی غیر از مواضع رهبری نظام و به‎دور از اخلاق سیاسی داشته‌اند و با بی‎توجهی به منافع نظام، انقلاب، مردم و اصول مسلم اسلامی، موضع‎گیری‌های نامعقول و بر پایه وهمیات داشته‎اند، در زیر نام مقدس اصول‎گرایی قرار نمی‌گیرند، عدم تفکیک آن‎ها از «جریان اصیل» اصول‎گرایی ذهن جامعه را در چالش و سردرگمی نسبت به مواضع اصول‎گرایان قرار می‎دهد. در پرتو آموزه‌های دینی و ارزشی، و برای پیشبرد اهداف انقلاب اصول‎گرایان همواره در هر سنگری که باشند باید بر خود وظیفه بدانند که به مردم و جامعه خود خدمت کنند و فرهنگ اصیل ولایت‎پذیری و ولایت‎مداری را سر لوحه عمل و کار خود و جامعه قرار دهند. نیازهای واقعی جامعه و گستردگی حوزه‎هایی که دقت و توجه ویژه‌ای را طلب می‎کنند، برای اصول‎گرایان وظیفه شرعی تعریف می‎کند که براساس آن به هیچ وجه نباید به تفرقه و گسترش ابعاد اختلاف‌های بی‌حاصل دامن بزنند.
حوادث پس از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم سبب شد تا برخی از گروه‌های سیاسی مواضع بعضا عجیب و ناامیدکننده‌ای اتخاذ کنند. شما در چنین شرایطی برای این گروه‌ها و به‎خصوص جریان اصلاح‎طلب چه آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنید؟
هر جریانی که برخلاف مواضع رهبری و اصول‎گرایی اقدام به موضع‌گیری‌های خطرناک و فتنه‎ساز کرده و جامعه را دچار تنش و چالش کنند. اصولا از بستر سیاسی و کنش اجتماعی جامعه و نظام خارج می‌شود و جایگاه خود را از دست می‌دهد. بی‎اخلاقی سیاسی در عرصه عمل، فرصت انتقادهای دلسوزانه و مبتنی بر خلوص قلبی را از دلسوزان نظام می‌گیرد. اساس فعالیت سیاسی در بستر حاکمیت یک نظام اسلامی و مردم‎سالار منوط به این است که در اولین مرحله به ارزش‎ها و اصول اساسی و مبانی اعتقادی مردم و منافع ملی آن‎ها پایبند باشیم. ضرورت پایبندی به این اصول و ارزش‎ها ایجاب می‎کند که پیگیری مطالبات سیاسی و دستیابی به قدرت سیاسی با تخریب چهره و شخصیت و هویت دیگران همراه نباشد. به‎طور قطع این‎گونه تخریب‎ها و نامهربانی‌ها از چشم مردم دور نمانده و حافظه تاریخ، آن‎ها را در یاد و ذهن خود نگه خواهد داشت.
رهبر انقلاب پس از گذشت چند ماه از انتخابات و پس از نصایح و تأکیدات فراوان، فرمودند که یک سری از افراد از کشتی نظام پیاده شده‎اند، به‎نظر شما این افراد و گروه‌ها شامل چه طیف‎هایی می‌شوند؟
هر طیفی که منافع فردی و و حزبی خود را مرجح بر منافع کشور و مردم و اسلام و انقلاب بداند و از هزینه کردن بیت‎المال در راستای رسیدن به قدرت و ثروت ابایی نداشته باشد، به‎طور قطع مصداق این بیان مقام معظم رهبری قرار می‌گیرد. این افراد و اشخاص و گروه‎ها ویژگی‌های بارزی دارند که می‎توان براساس آن به شناختی درخصوص آن‎ها رسید. این‎ها کسانی هستند که دست به بی‎اخلاقی‌های سیاسی در تخریب افراد و لکه‎دار کردن چهره شخصیت‎های سالم و دلسوز کشور می‌زنند و برای رسیدن به منافع سیاسی و گروهی و حزبی خود از پایمال کردن چهره اسلامی نظام و سلب آسایش و آرامش مردم و هدر دادن بیت‎المال، ابایی ندارند.
به‎عنوان یکی از نزدیکان آقای قالیباف که قاعدتا باید از برنامه‌های این گروه سیاسی باخبر باشید، آیا در آرایش سیاسی جدید کشور قصد دارید گروهی مستقل را تشکیل دهید؟ در صورت تحقق این فرض در میان اصول‎گرایی کدام مشی سیاسی را اتخاذ خواهید کرد؟
اعتقاد ما این است که چه در حال و چه در آینده، می‎بایست دلسوزان و ولایت‎مداران تمام سعی و تلاش خود را در هر سنگر و هر طیفی که قرار دارند معطوف به این کنند که بستر‌های رشد و توسعه و شکوفایی جامعه و کشور را به‎نحو احسن فراهم کنند. پرهیز از فرقه‎گرایی و تخریب چهره دیگران و پایبندی به اخلاق سیاسی و تعهد جدی به اصل ولایت فقیه در پرتو ولایت والای مقام معظم رهبری، با تمرکز جدی در رفع نیازهای مردم و اثبات خدمت‎گذاری در عمل، خط مشی است که همه مسئولان کشور باید داشته باشند و به آن نیز پایبند
 باشند.

پایان مطلب/

  
     آدرس ایميل :
     نام و نام خانوادگی :
     کد امنيتی :