تحلیل مشترک محمد قوچانی، علیرضا معزی و محمد مهاجری از رویدادهای مهم ایران

سه گام ضروری برای عبور ایران از شکننده ترین وضعیت انسجام ملی

سیاست

146287
سه گام ضروری برای عبور ایران از شکننده ترین وضعیت انسجام ملی

محمد قوچانی، علیرضا معزی و محمد مهاجری، سه فعال رسانه ای در یادداشتی به ابعاد و چشم انداز مذاکرات روز پنجشنبه میان ایران و آمریکا در ژنو پرداخته اند.

ایران آنلاین: این یادداشت با تأکید بر اهمیت مقطع پیش‌رو در سیاست خارجی ایران، «فردا» را نقطه عطفی می‌داند که می‌تواند به اوج یا پایان دیپلماسی در روابط ایران و آمریکا بینجامد؛ روابطی که از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ وارد بحرانی پایدار شد و ریشه‌های آن حتی به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش دولت جمهوریخواه آمریکا در کودتا علیه دولت ملی بازمی‌گردد. نویسندگان با اشاره به بازتولید برخی الگوهای تاریخی، هشدار می‌دهند که همان‌گونه که در ماجرای ملی شدن نفت، طولانی شدن و فرسایشی شدن مذاکرات دولت دکتر محمد مصدق با آمریکا نهایتاً به اقناع واشنگتن برای همراهی با براندازی انجامید، امروز نیز تحریک بیرونی می‌تواند مسیر دیپلماسی را منحرف کند؛ نقشی که به باور آنان اکنون اسرائیل در قبال آمریکا ایفا می‌کند.
 
نویسندگان یادداشت معتقدند که در دهه ۱۳۳۰، انفعال دولت ملی در جلب مشارکت مردم و نیز انعطاف‌ناپذیری در مذاکرات، زمینه سقوط دولت مشروطه و بازگشت سلطنت مطلقه را فراهم کرد. در مقابل، وضعیت کنونی می‌تواند متفاوت باشد؛ زیرا پس از جنگی که با تجاوز اسرائیل آغاز و با ورود آمریکا به آستانه پایان رسید، ملت–دولت ایران با مقاومت ملی و موشکی از مرحله نخست رویارویی هسته‌ای عبور کرد؛ رخدادی که با ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ مقایسه می‌شود، یعنی کودتای نافرجامی که سه روز بعد به ۲۸ مرداد ختم شد. با این حال، نویسندگان تصریح می‌کنند که در فاصله شش‌ماهه از جنگ ۱۲ روزه تا مقطع فعلی، حاکمیت نتوانست سرمایه اجتماعی ناشی از آن مقاومت را حفظ و از وفاداری مردم صیانت کند و اکنون کشور در شکننده‌ترین وضعیت انسجام ملی قرار دارد.
 
سه دستاورد راهبردی هیات ایرانی
 
با وجود این ضعف در «پشت جبهه» دیپلماسی، تیم مذاکره‌کننده ایران به سه دستاورد راهبردی رسیده است: نخست، تمرکز کامل مذاکرات بر پرونده هسته‌ای و جلوگیری از ادغام موضوعات موشکی و منطقه‌ای؛ به‌گونه‌ای که به‌رغم جنگ روانی، در دو دور گذشته حتی یک کلمه درباره این دو حوزه مطرح نشده است. دوم، عبور از «نقطه صفر غنی‌سازی» و پذیرش عملی حق غنی‌سازی ایران در داخل خاک خود، فارغ از مواضع مصرف داخلی در آمریکا. سوم، کنار گذاشتن فشار برای انتقال فوری ذخایر اورانیوم و پذیرش رقیق‌سازی و تبدیل آن به سوخت در چارچوب نظارت آژانس.
 
به اعتقاد نویسندگان، این سه عقب‌نشینی آمریکا با مطالبات متقابل همراه است تا واشنگتن بتواند از آرایش جنگی فاصله بگیرد؛ از جمله محدود بودن سطح غنی‌سازی به نیازهای اعلامی، مخدوش نشدن روایت ترامپ از موفقیت حملات گذشته و تداوم نظارت آژانس با راه‌حلی حرفه‌ای. در قالب «سه در برابر سه»، دستاورد اصلی ایران ترسیم نقشه‌راهی شش‌گانه است: تولید سوخت هسته‌ای در داخل، بی‌نیازی از انباشت، پذیرش نظارت همراه با صیانت از حقوق ایران، لغو تحریم‌ها، همکاری اقتصادی دوجانبه به‌ویژه در نفت، و عدم تهدید و احترام به امنیت ملی.
 
یادداشت تأکید می‌کند که طرف آمریکایی بیش از آنکه درگیر پیچیدگی‌های فنی باشد، به دنبال یک توافق سیاسی و معامله‌ای است که بتواند آن را پیروزی معرفی کند؛ بازی‌ای که به زعم نویسندگان دو برنده دارد و بازنده اصلی آن بنیامین نتانیاهو است، زیرا اسرائیل از تداوم وضعیت «نه جنگ–نه صلح» سود می‌برد و می‌کوشد با سایه جنگ، مانع مصالحه شود. از این رو، ایران باید با تبدیل «پیروزی روی زمین» به «پیروزی روی کاغذ» از طریق توافق برد–برد، سایه جنگ را از سر دو کشور بردارد.
 
نویسندگان در بخش پایانی، سه گام داخلی را ضروری می‌دانند: جلوگیری از جنگ خارجی و عبور از زمینه‌های جنگ داخلی؛ ترمیم زخم‌های اجتماعی از مسیر لغو تحریم، سرمایه‌گذاری و احیای طبقه متوسط؛ و بازسازی مشروعیت و انسجام ملی از طریق احیای قدرت انتخاب مردم. آنان نقش رئیس‌جمهور، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه را در اجماع ‌سازی تاریخی تعیین‌ کننده می‌دانند و تأکید می ‌کنند ایران فراتر از دولت‌ها و جناح‌هاست. به باور آنان، آغاز این مسیر از فرداست؛ روزی که جلوگیری از جنگ می‌تواند اندکی از اندوه مردمی بکاهد که زیر سایه تهدید، آینده‌ای روشن پیش چشم نمی‌بینند.

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست