
عابد اکبری_ استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل بینالملل در یادداشت خود برای روزنامه ایران نوشت: در جهان معاصر، دولتها دیگر صرفاً بر قدرت اجرایی یا تصمیمات فنی تکیه ندارند؛ مشروعیت و کارآمدی آنها در گرو تواناییشان در درک جامعه، شنیدن صداهای متکثر و ترجمه دغدغههای اجتماعی به سیاستهای عمومی است.

عابد اکبری_ استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل خارجی در یادداشتی نوشت: تحولات اخیر در خاورمیانه، بهویژه در پی توافقهای مرتبط با بحران غزه، بهسرعت به عنوان نشانهای از «نظم جدید منطقهای» تفسیر شدهاند. در نگاه اول، برخی تحلیلگران این روند را بازگشت آمریکا به منطقه و شکلگیری نوعی تعادل جدید میان بازیگران محلی و جهانی میدانند؛ تعادلی که گویا میتواند ثبات، همکاری اقتصادی و کاهش تنشهای تاریخی را به همراه آورد.

عابد اکبری استاد دانشگاه علامه طباطبایی و صاحبنظر مسائل سیاست خارجی در یادداشتی نوشت: در یکی از صحنههای به یادماندنی کارتون آلیس در سرزمین عجایب، آلیس در برابر یک دوراهی میایستد و از گربهای که آنجا نشسته بود، میپرسد: «کدام راه را باید بروم؟» گربه در پاسخ میگوید: «بستگی دارد میخواهی به کجا برسی.» آلیس جواب میدهد: «نمیدانم.» گربه لبخندی میزند و میگوید: «پس فرقی ندارد کدام راه را انتخاب کنی؛ در هر صورت جایی خواهی رسید.»

ایران در سالهای اخیر از رهگذر تعامل فنی و مستمر با آژانس کوشیده است روایت خود از برنامه هستهای را در قالبی شفاف و مبتنی بر منطق فنی تثبیت کند. این رویکرد برآمده از فهمی عمیق نسبت به اهمیت حفظ مسیر دیپلماسی و پرهیز از تشدید تنشهایی است که میتوانند پرونده هستهای را از حوزه تخصصی به میدان کشاکشهای سیاسی و امنیتی منتقل کنند. همکاری مستمر با آژانس بخشی از راهبرد کلان برای تقلیل هزینههای ژئوپلیتیکی و کاهش اجماعسازیهای خصمانه علیه ایران بوده است.

عابد اکبری _ کارشناس مسائل اروپا در یادداشتی نوشت: نشست آلاسکا میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای دیپلماتیک سالهای اخیر بود. بسیاری از ناظران با اشتیاق منتظر بودند ببینند آیا این دیدار میتواند نقطه عطفی برای پایان جنگ اوکراین باشد یا نه.

عابد اکبری، کارشناس مسائل اروپا در یادداشتی نوشت: در حالی که بریتانیا، فرانسه و آلمان بار دیگر تحرکات جدی خود را در ارتباط با مانعتراشی در مسیر پایان توافق هستهای و در موعد زمانی تعیینشدهاش در دستورکار قرار دادهاند، نوعی تحرک موازی در سطح ساختاری نیز در حال وقوع است: تشکیل یک هسته جدید در اروپای غربی با محوریت این سه قدرت قدیمی. پیمان تازهای که میان بریتانیا و آلمان با عنوان «دوستی راهبردی» امضا شده و همزمان تلاش لندن برای نزدیکی به فرانسه در حوزههایی چون مهاجرت و دفاع، نوید تجدید آرایش ژئوپلیتیکی در اروپای غربی را میدهد؛ آرایشی که شاید در ظاهر برای فشار بر ایران، یکپارچه و هدفمند جلوه کند، اما در عمق خود بازتاب اضطرابی گستردهتر از تهدید ترامپ است.