اخبار
19337

دورهمی بازنشستهها
علی رغبتی هم از وزارت ورزش به پارالمپیک رفت
به گزارش ایران ورزشی رئیس کمیته ملی پارالمپیک باز هم یک حکم جدید صادر کرد که میتواند نشاندهنده علاقهمندی وی به نیروهای بازنشسته وزارت ورزش و جوانان باشد. در حکم جدید غفور کارگری، علی رغبتی به عنوان مسئول پروژه توسعه و ارتقای پاراشنای کمیته ملی پارالمپیک منصوب شد.
در حکم کارگری به رغبتی آمده است که این پروژه به منظور توسعه اصولی رشته پاراشنا تعریف شده و ازجمله موضوعات محوله در آن میتوان به تدوین برنامه راهبردی رشته پاراشنا با هدف حضور موفق در بازیهای مهم پیش رو ازجمله بازیهای پاراآسیایی جوانان ۲۰۲۵، بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی ۲۰۲۵، بازیهای پاراآسیایی ناگویا ۲۰۲۶ و بازیهای پارالمپیک لسآنجلس ۲۰۲۸ اشاره کرد. این در حالی است که این حکم چند ایراد بزرگ دارد. اول اینکه اگر قرار است تصمیم راهبردی در رشتهای گرفته شود باید از سوی فدراسیون و انجمن باشد و طبیعی است که کمیته فقط باید مشورت بدهد. دومین ایراد هم به ورود افرادی که به دوران پایانی خود در وزارت ورزش رسیدهاند، برمیگردد.
محمد پولادگر بعد از اینکه در وزارت ورزش و جوانان به بنبست رسید به عنوان نایب رئیس کمیته ملی المپیک انتخاب شد. مریم کاظمیپور هم همین وضعیت را دارد. او هم مدتی معاون بانوان وزارت ورزش بود اما به یکباره وارد کمیته ملی پارالمپیک شد و حالا هم نوبت به علی رغبتی رسیده است. انتخابهای غفور کارگری خیلی با آرمان ورزش پارالمپیک همخوانی ندارد. قرار است که این ورزش انگیزه تولید کند و ارادهها را به حرکت دربیاورد اما چطور میتوان با ورود افرادی که به پایان دوران مدیریت خود در ورزش رسیدهاند، چنین انگیزهای را تولید کرد؟
ظاهراً کمیته ملی پارالمپیک به حیاط خلوت بازنشستههای وزارت ورزش تبدیل شده است. هر کسی از آنجا خارج شد و یا قرار است از آنجا خارج شود بلافاصله یک حکمی در کمیته ملی المپیک میگیرد. یکی دیگر از ایرادهای حکم کارگری به میزان شناخت رغبتی از پاراشنا برمیگردد؛ او که مدتها از مدیران میانی اما تأثیرگذار وزارت ورزش بوده چه شناختی از شنا و پاراشنا دارد که حالا پروژه توسعه این ورزش را برعهده گرفته است؟
اگر قرار است پاراشنا توسعه پیدا کند باید از محمد بیداریان و محمد علیرضایی استفاده کرد که خودشان در شنا حرف برای گفتن داشتند. اگر قرار است به دنبال پیشکسوتان این رشته بروند باید به سراغ محمد حسین اقبالی و یا حمید اسکندریون بروند که آنها هم عمر خود را در این رشته گذاشتند.
یا اگر واقعاً دیگر خیلی به فکر توسعه پاراشنا هستند، میرفتند سراغ بزرگان شنا در خارج از ایران. واقعاً با کسی که سالها سرش در کار آییننامه و اساسنامه بوده چه توسعهای در پاراشنا قرار است رخ بدهد؟ همیشه اسم علی رغبتی با کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال در سال 2006 خیلی مطرح شد؛ حالا او چگونه میخواهد پاراشنا را توسعه بدهد؟
انتهای پیام/
در حکم کارگری به رغبتی آمده است که این پروژه به منظور توسعه اصولی رشته پاراشنا تعریف شده و ازجمله موضوعات محوله در آن میتوان به تدوین برنامه راهبردی رشته پاراشنا با هدف حضور موفق در بازیهای مهم پیش رو ازجمله بازیهای پاراآسیایی جوانان ۲۰۲۵، بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی ۲۰۲۵، بازیهای پاراآسیایی ناگویا ۲۰۲۶ و بازیهای پارالمپیک لسآنجلس ۲۰۲۸ اشاره کرد. این در حالی است که این حکم چند ایراد بزرگ دارد. اول اینکه اگر قرار است تصمیم راهبردی در رشتهای گرفته شود باید از سوی فدراسیون و انجمن باشد و طبیعی است که کمیته فقط باید مشورت بدهد. دومین ایراد هم به ورود افرادی که به دوران پایانی خود در وزارت ورزش رسیدهاند، برمیگردد.
محمد پولادگر بعد از اینکه در وزارت ورزش و جوانان به بنبست رسید به عنوان نایب رئیس کمیته ملی المپیک انتخاب شد. مریم کاظمیپور هم همین وضعیت را دارد. او هم مدتی معاون بانوان وزارت ورزش بود اما به یکباره وارد کمیته ملی پارالمپیک شد و حالا هم نوبت به علی رغبتی رسیده است. انتخابهای غفور کارگری خیلی با آرمان ورزش پارالمپیک همخوانی ندارد. قرار است که این ورزش انگیزه تولید کند و ارادهها را به حرکت دربیاورد اما چطور میتوان با ورود افرادی که به پایان دوران مدیریت خود در ورزش رسیدهاند، چنین انگیزهای را تولید کرد؟
ظاهراً کمیته ملی پارالمپیک به حیاط خلوت بازنشستههای وزارت ورزش تبدیل شده است. هر کسی از آنجا خارج شد و یا قرار است از آنجا خارج شود بلافاصله یک حکمی در کمیته ملی المپیک میگیرد. یکی دیگر از ایرادهای حکم کارگری به میزان شناخت رغبتی از پاراشنا برمیگردد؛ او که مدتها از مدیران میانی اما تأثیرگذار وزارت ورزش بوده چه شناختی از شنا و پاراشنا دارد که حالا پروژه توسعه این ورزش را برعهده گرفته است؟
اگر قرار است پاراشنا توسعه پیدا کند باید از محمد بیداریان و محمد علیرضایی استفاده کرد که خودشان در شنا حرف برای گفتن داشتند. اگر قرار است به دنبال پیشکسوتان این رشته بروند باید به سراغ محمد حسین اقبالی و یا حمید اسکندریون بروند که آنها هم عمر خود را در این رشته گذاشتند.
یا اگر واقعاً دیگر خیلی به فکر توسعه پاراشنا هستند، میرفتند سراغ بزرگان شنا در خارج از ایران. واقعاً با کسی که سالها سرش در کار آییننامه و اساسنامه بوده چه توسعهای در پاراشنا قرار است رخ بدهد؟ همیشه اسم علی رغبتی با کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال در سال 2006 خیلی مطرح شد؛ حالا او چگونه میخواهد پاراشنا را توسعه بدهد؟
انتهای پیام/