خوش به حال بیرانوند!
تکلیف آن چشم نابینا چه میشود؟
در شرایطی که به نظر میرسد مدیران پرسپولیس و تراکتور در کلیت ماجرا به توافق رسیدهاند تا در عوض انتقال یکی دو بازیکن به پرسپولیس پرونده شکایت از بیرانوند بسته شود این وسط گلر ملیپوش تراکتور قطعاً خوشحالتر از بقیه خواهد بود و از هر دو باشگاه بیشتر سود خواهد کرد.
ماجرای صدور رأی محرومیت و جریمه 20 میلیارد تومانی بیرانوند یک سال کش آمد و حالا قرار است بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد تمام شود! در واقع بیرانوند که فصل قبل بدون مشکل برای تیم جدیدش بازی کرد، پولش را گرفت، قهرمان شد و در تیم ملی هم حضور کامل و بیدردسری داشت به همین منوال به حضورش در تیم باشگاهی خود و تیم ملی ادامه میدهد، پولش را میگیرد و البته جریمهای هم پرداخت نخواهد کرد.
با این حال سؤال اینجاست که حق پرسپولیس و چیزی که در تمام یک سال گذشته باشگاه پرسپولیس از آن دم میزد و مدام تأکید داشت که باشگاه باید حقش را بگیرد و پاسخگوی هواداران باشد چطور و با چه معیاری دود شد و به هوا رفت؟ آیا هوادارانی که در طول یک سال گذشته خون دل خوردند و مدام پیگیر صادر نشدن رأی پرونده بیرانوند بودند الان با جذب یکی دو بازیکن از تراکتور راضی میشوند که بیرانوند هم جریمه ندهد هم بدون محرومیت به کارش ادامه دهد؟ پس تکلیف جریمه و مجازات فسخ غیرقانونی بیرانوند چه میشود؟ یا جریمه و مجازات ضربهای که او به پرسپولیس زد و حواشی بسیاری برای این تیم ایجاد کرد چه خواهد شد؟ آیا این رویه سبب نمیشود تا از این به بعد هر بازیکنی با طراحی یک نقشه از قبل برنامهریزی شده دنبال فسخ یکطرفه قراردادش باشد و بعداً سر و ته قضیه را هم بیاورد و از جرایم آن فرار کند؟
آیا جذب دو بازیکن از تراکتور – با هر اسم و هر کیفیتی – آنچه طی یک سال گذشته بر هواداران پرسپولیس در این قضیه گذشت و تیم از بابت آن متضرر شد را جبران خواهد کرد؟
واقعیت اینکه پرسپولیس به عنوان شاکی این پرونده با صرف نظر از شکایتش می تواند به کلی این پرونده را مختومه کند و اینطوری پایانی عجیب و کاملاً خاص در عجیبترین و پرحاشیهترین پرونده انضباطی فوتبال ایران در سالهای اخیر رقم خواهد خورد.
با این وجود سوال اینجاست که پس نقش حقطلبی و عدالت محوری چه میشود؟ مگر نه اینکه مدیرعامل باشگاه پرسپولیس هر بار پای این پرونده وسط میآمد، قویاً تاکید میکرد که تا رسیدن به نتیجه و احقاق حق هواداران پرسپولیس کوتاه نخواهد آمد، پس چه شد؟
البته که باید منفعت باشگاه را در نظر گرفت و شاید با نگاه حرفهای گذشتن از این پرونده برای پرسپولیس بد هم نباشد چرا که محرومیت بیرانوند برای پرسپولیس سود فوتبالی ندارد اما در عوض با یکی دو بازیکن تراکتور شاید بتواند نقاط ضعفش را بپوشاند. در واقع بحث سازش با تراکتور بد هم نیست چرا که بیرانوند در فصلی که تراکتور به عنوان رقیب پرسپولیس برای قهرمانی میجنگید اثرگذاری فنیاش را در این تیم گذاشت و دیگر کار از کار گذشته اما سوال اینجاست که تکلیف چشم آن هواداری که در پی نزاعهای ناشی از صادر نشدن رأی بیرانوند کور شد چه میشود؟ تکلیف آن گوش بریده و جمجمه شکسته چه خواهد شد؟ آیا این همه نزاع و درگیری جسمی و روحی با یک سازش منفعت طلبانه تمام میشود؟
نکته آخر اینکه این سازش ثابت میکند عدالت و عدالتخواهی وقتی معنا پیدا میکند که پای منفعت در میان باشد اما آنچه اهمیت دارد آسیبهای فیزیکی به هواداران است و این سوال که تکلیف آسیب روحی که طی یک سال گذشته به هواداران وارد شد و خود درویش بارها دربارهاش حرف زد و حتی کار به سکته یک هوادار کشید چه میشود؟
انتهای پیام/