گزارش
22841
زیر سایه پدر
چرا پسران اسطورههای دنیای فوتبال شکست میخورند؟
به گزارش ایران ورزشی، هواداران و بازیکنان قدیمی فوتبال طبق یک باور قدیمی معتقدند که اگر فردی از طبقه کارگر و فقیر جامعه مسیر خود را برای رسیدن به بهترین باشگاههای فوتبال جهان طی کند، احتمال موفقیت بیشتری نسبت به کسی دارد که امکانات اولیه زندگی او فراهم است و نیازی به جنگیدن برای رسیدن به خواستههای خود ندارد.
برای بسیاری از افراد طبقه فقیر جوامع مختلف، از جمله بچههای نهچندان ثروتمند امریکای جنوبی، فوتبال تنها راه نجات از سیاهی واقعیت و رسیدن به زندگی رؤیایی محسوب میشود که در حالت عادی، دسترسی به آن به هیچ وجه ممکن نیست؛ بویژه در فوتبال امروز که بازیکنان بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر قراردادهای تجاری تبدیل به ثروتمندترین افراد جامعه خود میشوند. از ریوالدو گرفته که در محلههای زاغهنشین برزیل دچار سوءتغذیه در کودکی شد تا رونالدینیو و لوئیز سوارز که صرفاً با کمک فوتبال توانستند هزینه زندگی خانواده خود را مهیا کنند تا ادواردو کاماوینگا که با وجود متولد شدن در کمپ پناهندگان، حالا به لباس رئال مادرید رسیده است.
حالا این شرایط را با پسر جوانی مقایسه کنید که به عنوان فرزند یک فوتبالیست مطرح، از امکانات رفاهی بالاتر از میانگین جامعه، زندگی مرفه، بهترین امکانات برای رشد و بهترین تفریحات برای سپری کردن دوران جوانی برخوردار است. البته که موارد استثنا وجود دارند که با وجود زندگی مرفه، تبدیل به ستارگان بزرگ دنیای فوتبال شدهاند اما افراد کمی هستند که با زندگی در این شرایط، برای رسیدن به بالاترین سطح فوتبال جهان بجنگند. این مسأله، میتواند به خوبی دلیل ناکامی فرزندان بسیاری از ستارگان مطرح دنیای فوتبال را توضیح دهد. هفته گذشته فرزند فرانچسکو توتی اسطوره تیم رم، در سن ۱۹ سالگی اعلام کرد که دیگر تمایلی به ادامه فعالیت فوتبالی ندارد.
این اولین بار نیست که چنین اتفاقی در بین فرزندان بازیکنان بزرگ فوتبال جهان رخ میدهد. رومئو بکام فرزند دیوید بکام که در سالهای اخیر بازی برای تیم تحت مالکیت پدرش یعنی اینترمیامی و برنتفورد انگلیس را تجربه کرده بود، مدتی پیش در ۲۲سالگی تصمیم به خداحافظی از فوتبال گرفت. انزو زیدان، فرزند زینالدین زیدان نیز یکی دیگر از بازیکنانی بود که با وجود حضور در آکادمی رئال مادرید، نتوانست از زیر سایه پدر خارج شود و در ۲۹ سالگی به دوران بازی خود پایان داد. البته که در فوتبال جهان مثالهای نقضی مانند پائولو مالدینی، کسپر اشمایکل، فدریکو کیهزا و ارلینگ هالند وجود دارند که توانستند از زیر سایه پدر خارج شوند اما در اکثر مواقع، نسل دوم موفق به تکرار موفقیتهای نسل اول ستارگان دنیای فوتبال در یک خانواده نمیشوند.
شهرت پدر، همزمان که یک امتیاز محسوب میشود، میتواند باری روانی سنگین بر دوش فرزند باشد. انتظارات زیاد، مقایسههای همیشگی و فشار رسانهها باعث میشود بسیاری از آنها نتوانند در آرامش رشد کنند. گاهی حتی عملکرد قابلقبول، زیر سایه نام پدر «کم» جلوه میکند. فرزندان فوتبالیستهای بزرگ دائماً با پدرانشان مقایسه میشوند. اگر بازیشان شباهتی نداشته باشد، مورد انتقاد قرار میگیرند. اگر هم مشابه باشند، معمولاً میگویند «هرگز به پای پدرش نمیرسد». این فشار مقایسه، تمرکز و اعتماد بهنفس را از بین میبرد. حتی فرزند یک ستاره بودن گاهی باعث حساسیت اطرافیان میشود. مربیان ممکن است با تردید نگاه کنند، همتیمیها از امتیازهای او دلخور باشند یا در رختکن احساس رقابت ناسالم شکل بگیرد؛ بویژه در زمانی که فرزند یک ستاره در جوانی به واسطه آوازه پدر در یک باشگاه بزرگ، در این تیم حضور پیدا کند.
انتهای پیام/