اخبار
23384
خداحافظی تلخ سپیده نزهتی از ملوان
وقتی پایانها هم رنگ جدایی میگیرند
به گزارش ایران ورزشی، سپیده نزهتی، یکی از چهرههای شاخص فوتبال زنان ایران، شب گذشته با انتشار پیامی احساسی از هواداران و همتیمیهایش در باشگاه ملوان بندرانزلی خداحافظی کرد. او که طی چند دوره با پیراهن سفید ملوان درخشید و یکی از ارکان تیم به شمار میرفت، حالا باید در جایی دیگر به میدان برود. اما جدایی نزهتی از ملوان تنها یک نقلوانتقال ساده نیست؛ بلکه آغاز بحثی تازه درباره شیوه برخورد باشگاهها با بازیکنان باتجربه است.
ماجرا از جایی آغاز شد که پگاه نوری، سرمربی ملوان، در جریان نقلوانتقالات تابستانی به نزهتی اعلام کرد در فصل پیشرو بهعنوان بازیکن روی او حساب نخواهد کرد. پیشنهاد نوری این بود که سپیده به جای ترک باشگاه، کفشهایش را آویزان کند و به کادرفنی بپیوندد اما نزهتی که خود را همچنان آماده میداند، این پیشنهاد را نوعی پایان تحمیلی بر دوران بازیگریاش تلقی کرد و ترجیح داد راه جدایی را انتخاب کند.
این اتفاق یادآور داستانهای مشابه در فوتبال مردان است. جایی که سرمربیان گاه ترجیح میدهند به جای بازیکن باتجربه، از نیرویی جوانتر و پرانرژی در پستهای حساس استفاده کنند. در پرسپولیس نیز نمونهای مشابه رخ داد؛ وقتی وحید امیری با وجود جایگاه مهمش با تصمیم فنی کنار گذاشته شد و در نهایت راه جدایی را در پیش گرفت. همانطور که سالها قبل وحید هاشمیان نیز تجربهای نزدیک به این ماجرا داشت. مقایسه «سپیده-ملوان» با «وحید-پرسپولیس» نشان میدهد که چالش میان تجربه و جوانی، محدود به فوتبال مردان یا زنان نیست.
از یک سو میتوان حق را به سرمربی داد چراکه هر مربی در نهایت مسئول عملکرد تیم است و طبیعی است که بخواهد با ترکیبی جوانتر وارد میدان شود. از سوی دیگر، بازیکنی مانند نزهتی حق دارد برای آینده حرفهایاش خودش تصمیم بگیرد. وقتی او همچنان احساس میکند توانایی بازی در سطح اول فوتبال را دارد، کنار گذاشتن ناگهانی میتواند برایش تلخ و غیرقابلپذیرش باشد.
این جدایی یک بار دیگر خلأ بزرگ فوتبال ایران را نشان داد؛ نبود فرهنگ درست در زمینه خداحافظی بازیکنان. در بسیاری از کشورها، باشگاهها با برگزاری مراسم رسمی، تقدیر و حتی قراردادهای افتخاری، به بازیکنان خود فرصت میدهند تا در شأن کارنامهشان از میادین کنار بروند اما در فوتبال ایران، چه در بخش مردان و چه زنان، اغلب پایانها رنگ اجبار و دلخوری میگیرند.
سپیده نزهتی شاید دیگر در ملوان نباشد، اما بدون تردید نام او برای هواداران این تیم تداعیگر سالها تلاش، تعصب و خاطرات ماندگار خواهد بود. این جدایی نهتنها پرسشی درباره آینده او، بلکه نقدی بر سازوکار فوتبال ایران است که هنوز نمیداند چگونه باید از سرمایههای انسانیاش بدرقهای درخور داشته باشد.
انتهای پیام/
ماجرا از جایی آغاز شد که پگاه نوری، سرمربی ملوان، در جریان نقلوانتقالات تابستانی به نزهتی اعلام کرد در فصل پیشرو بهعنوان بازیکن روی او حساب نخواهد کرد. پیشنهاد نوری این بود که سپیده به جای ترک باشگاه، کفشهایش را آویزان کند و به کادرفنی بپیوندد اما نزهتی که خود را همچنان آماده میداند، این پیشنهاد را نوعی پایان تحمیلی بر دوران بازیگریاش تلقی کرد و ترجیح داد راه جدایی را انتخاب کند.
این اتفاق یادآور داستانهای مشابه در فوتبال مردان است. جایی که سرمربیان گاه ترجیح میدهند به جای بازیکن باتجربه، از نیرویی جوانتر و پرانرژی در پستهای حساس استفاده کنند. در پرسپولیس نیز نمونهای مشابه رخ داد؛ وقتی وحید امیری با وجود جایگاه مهمش با تصمیم فنی کنار گذاشته شد و در نهایت راه جدایی را در پیش گرفت. همانطور که سالها قبل وحید هاشمیان نیز تجربهای نزدیک به این ماجرا داشت. مقایسه «سپیده-ملوان» با «وحید-پرسپولیس» نشان میدهد که چالش میان تجربه و جوانی، محدود به فوتبال مردان یا زنان نیست.
از یک سو میتوان حق را به سرمربی داد چراکه هر مربی در نهایت مسئول عملکرد تیم است و طبیعی است که بخواهد با ترکیبی جوانتر وارد میدان شود. از سوی دیگر، بازیکنی مانند نزهتی حق دارد برای آینده حرفهایاش خودش تصمیم بگیرد. وقتی او همچنان احساس میکند توانایی بازی در سطح اول فوتبال را دارد، کنار گذاشتن ناگهانی میتواند برایش تلخ و غیرقابلپذیرش باشد.
این جدایی یک بار دیگر خلأ بزرگ فوتبال ایران را نشان داد؛ نبود فرهنگ درست در زمینه خداحافظی بازیکنان. در بسیاری از کشورها، باشگاهها با برگزاری مراسم رسمی، تقدیر و حتی قراردادهای افتخاری، به بازیکنان خود فرصت میدهند تا در شأن کارنامهشان از میادین کنار بروند اما در فوتبال ایران، چه در بخش مردان و چه زنان، اغلب پایانها رنگ اجبار و دلخوری میگیرند.
سپیده نزهتی شاید دیگر در ملوان نباشد، اما بدون تردید نام او برای هواداران این تیم تداعیگر سالها تلاش، تعصب و خاطرات ماندگار خواهد بود. این جدایی نهتنها پرسشی درباره آینده او، بلکه نقدی بر سازوکار فوتبال ایران است که هنوز نمیداند چگونه باید از سرمایههای انسانیاش بدرقهای درخور داشته باشد.
انتهای پیام/