گزارش

23998
راز ناکامی نسل طلایی از زبان جرارد

اردوهای کسل‌کننده و نفرت‌انگیز

راز ناکامی نسل طلایی از زبان جرارد

به گزارش ایران ورزشی، ناکامی تیم ملی انگلیس در دهه‌ ۹۰ و ۲۰۰۰ با وجود در اختیار داشتن نسل طلایی‌ از ستارگان همچون دیوید بکام، فرانک لمپارد، پل اسکولز، استیون جرارد و وین رونی، همچنان از پرسش‌های تکراری دنیای فوتبال است. تیمی که از نظر استعداد و کیفیت فردی یکی از قدرتمندترین ترکیب‌های تاریخ فوتبال اروپا بود، اما هرگز نتوانست در تورنمنت‌های بزرگ به موفقیت دست یابد.


 اکنون استیون جرارد، کاپیتان سابق لیورپول و دارنده ۱۱۴ بازی ملی، در گفت‌وگویی با پادکست «ریو فردیناند» پرده از بخشی از واقعیت آن دوران برداشته است؛ روایتی صادقانه که بیش از هر چیز، از شکاف فرهنگی و نبود همبستگی در رختکن سه‌شیرها حکایت دارد.
 
اردوهای سرد و روزهای بی‌روح
 جرارد درباره حال‌و‌هوای اردوهای تیم ملی می‌گوید: «از آن متنفر بودم. لذت نمی‌بردم. از اتاق‌ها بدم می‌آمد. اوایل دوران ملی‌ام روزهایی بود که واقعاً افسرده می‌شدم. مثلاً هفت ساعت در یک اتاق می‌ماندم و با خودم می‌گفتم: «خب، حالا چی؟» نه خبری از شبکه‌های اجتماعی بود، نه پخش‌کننده دیجیتال. فقط پنج کانال تلویزیون داشتیم. واقعاً احساس دل‌گرفتگی می‌کردم. از بازی‌ها لذت می‌بردم چون واقعاً مایه افتخار بود. از تمرینات هم خوشم می‌آمد، ولی اینها فقط نود دقیقه طول می‌کشید؛ اما بعد از آن، در لندن یا رومانی یا هر جای دیگر، تنها بودم. حس نمی‌کردم بخشی از تیم هستم. حس نمی‌کردم با دیگر بازیکنان انگلیس ارتباط دارم.»


 این توصیف، تصویری از فضای خشک و جداافتاده‌ای است که حتی بزرگ‌ترین ستارگان فوتبال دنیا را در خود منزوی کرده بود. در دورانی که رقابت باشگاهی میان لیورپول، چلسی و منچستریونایتد به اوج خود رسیده بود، تیم ملی نتوانست این بازیکنان را در یک مسیر مشترک قرار دهد.
 
رقابت‌هایی که به دشمنی تبدیل شد
 جرارد در ادامه می‌گوید: «فکر می‌کنم ما همه بازندگانی خودشیفته بودیم. حالا تلویزیون را نگاه می‌کنم و (جیمی) کرگر را کنار پل اسکولز می‌بینم که طوری با هم بحث می‌کنند که انگار ۲۰ سال است بهترین دوستان یکدیگرند؛ یا رابطه کرگر با گری نویل را می‌بینم، با خودم می‌گویم: «چرا آن زمان، وقتی در تیم ملی هم‌تیمی بودیم، نتوانستیم این‌طور با هم ارتباط بگیریم؟» دلیلش فرهنگ حاکم بر تیم ملی بود. همه درون اتاق‌های خودمان بودیم، نه صمیمیت داشتیم و نه اتحاد. ما هیچ‌وقت تبدیل به یک تیم واقعی و قدرتمند نشدیم. به نظر من ساوت‌گیت به خاطر ایجاد این ارتباط در تیم ملی انگلیس، کمتر از آنچه باید، تحسین شده است.»


 این گفته‌ها نشان می‌دهد که مشکل تیم ملی انگلیس در آن دوران نه تاکتیکی، بلکه فرهنگی و روانی بود. رقابت‌های داخلی چنان ریشه‌دار شده بود که حتی پیراهن ملی هم نتوانست بازیکنان را متحد کند.
 
پشیمانی دیرهنگام از تلخی‌های گذشته
 جرارد در پایان با نگاهی انتقادی به گذشته خود می‌گوید: «کمی تلخی، کمی نفرت و کمی رقابت شخصی وجود داشت. حالا که از آن دوران گذشته‌ام و تجربه مربیگری دارم، می‌فهمم چقدر کودکانه بود. ولی در عین حال، شاید کادر فنی باید بیشتر روی ما فشار می‌آورد و می‌گفت که باید این چیزها را فراموش کنید.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های گزارش