سؤال بیپاسخ درست مثل سرنوشت سرمربی
درویش برود که کی بیاید؟
وضعیت سکوهای پرسپولیس از ابتدای این فصل بسیار ملتهب بوده و وضعیتی بغرنج پیدا کرده است که قبلاً نمونهاش را ندیده بودیم. سالها قبل وقتی حمید استیلی بهعنوان سرمربی جدید پرسپولیس جایگزین علی دایی شد برخی هواداران با این ذهنیت که رفاقت حبیب کاشانی با استیلی باعث شده تا او جای دایی را روی نیمکت تیم محبوبشان بگیرد از همان بازی هفته اول و دقایق نخست مسابقه علیه او شعار دادند و خواستار بازگشت دایی شدند اما سابقه نداشته که مدیرعامل باشگاه از هفته اول سیبل انتقادها باشد.
رضا درویش که سه ماه دیگر چهارمین سال حضورش در پرسپولیس را پشت سر خواهد گذاشت در یک ماه و نیم اخیر و از وقتی فصل تازه لیگ برتر شروع شده به شکل بیسابقه و وحشتناکی مورد هجمه هواداران پرسپولیس قرار گرفته است.
این تماشاگران معترض در هفتههای نخست بعد از پایان بازی و زمانی که پرسپولیس نتیجه نمیگرفت علیه درویش شعار میدادند، بعدتر وقتی پرسپولیس گل میخورد شعار «حیاکن رهاکن» را در ورزشگاه میشنیدیم اما بعد وضعیت بهگونهای عجیب و غریب شد که قبل از شروع بازی، تماشاگران از درویش خواستار رها کردن میشوند و حتی بعضاً شنیده شده که وقتی پرسپولیس گل میزند نیز علیه او شعار داده شده است!
البته که رضا درویش مدیرعامل ایدهآلی برای پرسپولیس نبوده و اشتباهات بسیاری داشته که بعضی از آنها در امور نقل و انتقالاتی مشهود بوده اما انصافاً این میزان از هجمه و شعار غیرطبیعی به نظر میرسد و انگار جریانی وجود دارد تا در صفحات مجازی، هواداران را کوک کنند که بزرگترین مشکل پرسپولیس درویش است و او باید برود اما هیچکس نگفته که اگر درویش برود بهجایش چه کسی بیاید و مدیر بعدی دقیقاً باید چه کاری انجام بدهد که پرسپولیس شرایط بهتری پیدا کند؟
نکته مهم اینجاست که امروز بین هواداران پرسپولیس دودستگی افتاده چراکه برخی از آنها معتقدند وحید هاشمیان باید کنار گذاشته شود چراکه در شش هفته ابتدایی فصل نتیجه نگرفته و تیمش هم شرایط امیدوارکنندهای ندارد اما عدهای معتقدند بعد از شش مسابقه نمیتوان این مربی و میزان توانمندیهایش را قضاوت کرد و باید به هاشمیان زمان داد و هیچ جای دنیا بعد از شش بازی سرمربی را اخراج نمیکنند.
با وجود این عجیب اینجاست که چنین ذهنیتی در مورد مدیرعامل باشگاه وجود ندارد و حتی همانهایی که میگویند باید به هاشمیان زمان بیشتری داد بعضاً معتقدند درویش باید از سمتش کنارهگیری کند یا کنسرسیوم بانکی بهعنوان مالک باشگاه او را کنار بگذارد که این خودش پارادوکسی عجیب به وجود میآورد کمااینکه ممکن است بعد از هفته ششم ورق برگردد، نتایج پرسپولیس تحت سرمربیگری هاشمیان بهتر شود، تیم در جدول بالا بیاید و حتی فوتبال بهتری بازی کند که حتماً آن روز همه درباره این حرف خواهند زد که خریدهای درویش کافی بود و جواب داد، او در نقل و انتقالات موفق بود و حتی در انتخاب سرمربی هم اشتباه نکرد.
جدا از این پارادوکس آنچه اهمیت دارد اینکه هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس برای درویش هیچ آلترناتیوی ندارد و حداقل اینکه گزینههایی که از آنها نام برده شده یا در قواره مدیریت پرسپولیس نیستند یا قبلاً امتحانشان را پس داده و نکات منفی زیادی در کارنامه کاری آنها دیده میشود. عجیبتر اینکه حتی آنهایی که بعضاً در میان هواداران بهعنوان مدیر موفق و کاربلد شناخته میشوند نیز نقاط تاریکی در کارنامه مدیریتیشان دارند و بعضاً در دادگاه کارکنان دولت پروندههای قطوری داشتهاند.
در عین حال بسیاری از هوادارانی که معتقدند با رفتن هاشمیان هیچ گزینهای برای جانشینی او در این مقطع از فصل وجود ندارد و البته با گزینههای مطرح شده مخالفت میکنند نزد خودشان حتماً این سؤال را مطرح کردهاند که هاشمیان برود، چه کسی جانشین او شود؟ این سؤال حتماً در جمع دوستانه هوادارانی که نگران آینده تیمشان هستند هم شنیده شده و برخی از آنهایی که معتقدند فعلاً باید به هاشمیان زمان داد، بدین خاطر پای این اعتقاد ایستادهاند چون معتقدند گزینه مناسبی برای جانشینی او وجود ندارد.
حالا اگر همین وضعیت را به سیستم مدیریت باشگاه پرسپولیس تعمیم دهیم سؤال بزرگ اینجاست که درویش برود، چه کسی بیاید؟ یا گزینه جانشینی درویش چه کار ویژه و خاصی میتواند انجام دهد که به سرعت شرایط تیم تغییر یافته و پرسپولیس شبیه همان تیم قدرتمند سالهای گذشته شود؟ در واقع کدام مدیر کاربلد، سالم، توانمند و پرسپولیسی که سابقه روشنی هم دارد میتواند بهسرعت تغییراتی محسوس در باشگاه و تیم اول باشگاه ایجاد کند که خوشایند هوادارن باشد؟ واقعاً در شرایط کنونی چنین مدیری وجود دارد یا اصلاً اگر پای کار بیاید میتواند بهسرعت منشأ تحول شود؟
چرا آنهایی که نگران عدم ثبات ناشی از تغییرات پیاپی سرمربی هستند به بیثباتی ناشی از تغییر مدیرعامل فکر نمیکنند؟ آیا این عده سرنوشت استقلال طی دو فصل اخیر را در پی انبوه تغییرات مدیریتی ندیدهاند و قبول ندارند که وضع باشگاه پرسپولیس در سیستم مدیریتی و اداره باشگاه به مراتب بهتر از رقیب سنتیاش بوده است؟
انتهای پیام/
رضا درویش که سه ماه دیگر چهارمین سال حضورش در پرسپولیس را پشت سر خواهد گذاشت در یک ماه و نیم اخیر و از وقتی فصل تازه لیگ برتر شروع شده به شکل بیسابقه و وحشتناکی مورد هجمه هواداران پرسپولیس قرار گرفته است.
این تماشاگران معترض در هفتههای نخست بعد از پایان بازی و زمانی که پرسپولیس نتیجه نمیگرفت علیه درویش شعار میدادند، بعدتر وقتی پرسپولیس گل میخورد شعار «حیاکن رهاکن» را در ورزشگاه میشنیدیم اما بعد وضعیت بهگونهای عجیب و غریب شد که قبل از شروع بازی، تماشاگران از درویش خواستار رها کردن میشوند و حتی بعضاً شنیده شده که وقتی پرسپولیس گل میزند نیز علیه او شعار داده شده است!
البته که رضا درویش مدیرعامل ایدهآلی برای پرسپولیس نبوده و اشتباهات بسیاری داشته که بعضی از آنها در امور نقل و انتقالاتی مشهود بوده اما انصافاً این میزان از هجمه و شعار غیرطبیعی به نظر میرسد و انگار جریانی وجود دارد تا در صفحات مجازی، هواداران را کوک کنند که بزرگترین مشکل پرسپولیس درویش است و او باید برود اما هیچکس نگفته که اگر درویش برود بهجایش چه کسی بیاید و مدیر بعدی دقیقاً باید چه کاری انجام بدهد که پرسپولیس شرایط بهتری پیدا کند؟
نکته مهم اینجاست که امروز بین هواداران پرسپولیس دودستگی افتاده چراکه برخی از آنها معتقدند وحید هاشمیان باید کنار گذاشته شود چراکه در شش هفته ابتدایی فصل نتیجه نگرفته و تیمش هم شرایط امیدوارکنندهای ندارد اما عدهای معتقدند بعد از شش مسابقه نمیتوان این مربی و میزان توانمندیهایش را قضاوت کرد و باید به هاشمیان زمان داد و هیچ جای دنیا بعد از شش بازی سرمربی را اخراج نمیکنند.
با وجود این عجیب اینجاست که چنین ذهنیتی در مورد مدیرعامل باشگاه وجود ندارد و حتی همانهایی که میگویند باید به هاشمیان زمان بیشتری داد بعضاً معتقدند درویش باید از سمتش کنارهگیری کند یا کنسرسیوم بانکی بهعنوان مالک باشگاه او را کنار بگذارد که این خودش پارادوکسی عجیب به وجود میآورد کمااینکه ممکن است بعد از هفته ششم ورق برگردد، نتایج پرسپولیس تحت سرمربیگری هاشمیان بهتر شود، تیم در جدول بالا بیاید و حتی فوتبال بهتری بازی کند که حتماً آن روز همه درباره این حرف خواهند زد که خریدهای درویش کافی بود و جواب داد، او در نقل و انتقالات موفق بود و حتی در انتخاب سرمربی هم اشتباه نکرد.
جدا از این پارادوکس آنچه اهمیت دارد اینکه هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس برای درویش هیچ آلترناتیوی ندارد و حداقل اینکه گزینههایی که از آنها نام برده شده یا در قواره مدیریت پرسپولیس نیستند یا قبلاً امتحانشان را پس داده و نکات منفی زیادی در کارنامه کاری آنها دیده میشود. عجیبتر اینکه حتی آنهایی که بعضاً در میان هواداران بهعنوان مدیر موفق و کاربلد شناخته میشوند نیز نقاط تاریکی در کارنامه مدیریتیشان دارند و بعضاً در دادگاه کارکنان دولت پروندههای قطوری داشتهاند.
در عین حال بسیاری از هوادارانی که معتقدند با رفتن هاشمیان هیچ گزینهای برای جانشینی او در این مقطع از فصل وجود ندارد و البته با گزینههای مطرح شده مخالفت میکنند نزد خودشان حتماً این سؤال را مطرح کردهاند که هاشمیان برود، چه کسی جانشین او شود؟ این سؤال حتماً در جمع دوستانه هوادارانی که نگران آینده تیمشان هستند هم شنیده شده و برخی از آنهایی که معتقدند فعلاً باید به هاشمیان زمان داد، بدین خاطر پای این اعتقاد ایستادهاند چون معتقدند گزینه مناسبی برای جانشینی او وجود ندارد.
حالا اگر همین وضعیت را به سیستم مدیریت باشگاه پرسپولیس تعمیم دهیم سؤال بزرگ اینجاست که درویش برود، چه کسی بیاید؟ یا گزینه جانشینی درویش چه کار ویژه و خاصی میتواند انجام دهد که به سرعت شرایط تیم تغییر یافته و پرسپولیس شبیه همان تیم قدرتمند سالهای گذشته شود؟ در واقع کدام مدیر کاربلد، سالم، توانمند و پرسپولیسی که سابقه روشنی هم دارد میتواند بهسرعت تغییراتی محسوس در باشگاه و تیم اول باشگاه ایجاد کند که خوشایند هوادارن باشد؟ واقعاً در شرایط کنونی چنین مدیری وجود دارد یا اصلاً اگر پای کار بیاید میتواند بهسرعت منشأ تحول شود؟
چرا آنهایی که نگران عدم ثبات ناشی از تغییرات پیاپی سرمربی هستند به بیثباتی ناشی از تغییر مدیرعامل فکر نمیکنند؟ آیا این عده سرنوشت استقلال طی دو فصل اخیر را در پی انبوه تغییرات مدیریتی ندیدهاند و قبول ندارند که وضع باشگاه پرسپولیس در سیستم مدیریتی و اداره باشگاه به مراتب بهتر از رقیب سنتیاش بوده است؟
انتهای پیام/