به بهانه برد پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان
تقابل آتشین ساپینتو و اوسمار در دربی
با برد سرخها مقابل استقلال خوزستان و ارائه فوتبالی هجومی دربی پایتخت دوباره رنگ و بوی خاصی گرفته است. پس از هفتههایی که استقلال با هدایت ساپینتو جانی دوباره گرفت و نمایشهایی پرانرژی و هجومی از خود نشان داد، حالا نوبت پرسپولیس است که با بازگشت اوسمار تحولی اساسی را تجربه کند. پیروزی اخیر سرخپوشان مقابل استقلال خوزستان نهتنها سه امتیاز حیاتی برای بازگشت به کورس قهرمانی بود، بلکه نشان داد تغییرات فنی و ذهنی در تیم آغاز شده است. پرسپولیسِ اوسمار دیگر آن تیم محتاط و کند هفتههای گذشته نیست، بلکه تیمی است که با جسارت، میل به حمله و جابهجاییهای سریع در خطوط مختلف بازی میکند.
بازگشت اوسمار، فراتر از یک تغییر نیمکتنشینی ساده است؛ او توانسته روح تازهای در کالبد تیم بدمد و بازیکنانی را که پیشتر زیر فشار روانی و تاکتیکی از فرم ایدهآل خارج شده بودند، احیا کند.
در نخستین گام، نشانههای این تحول بهروشنی دیده شد: پرس شدید از جلو، حضور مؤثر هافبکهای هجومی در نیمفضاها و استفاده از عرض زمین برای باز کردن دفاع حریف. این تغییرات باعث شده پرسپولیس دوباره چهرهای مدعی به خود بگیرد؛ تیمی که برای بردن میجنگد، نه فقط برای نباختن بازی کند.
در سوی دیگر میدان، استقلالِ ساپینتو نیز هفتههاست که با قدرت و اعتماد بهنفس پیش میرود. سرمربی پرتغالی با خلق فضایی پرشور در رختکن، توانسته عطش پیروزی را به شاگردانش تزریق کند. استقلال با سیستم پویا، پاسهای سریع در عمق و بهرهگیری از مهاجمان سرعتی، به تیمی تهاجمی و خطرناک بدل شده است. شاید برای نخستینبار در سالهای اخیر، هر دو تیم پایتخت با ذهنیت هجومی پا به دربی خواهند گذاشت؛ اتفاقی که نویدبخش یکی از تماشاییترین مصافهای سالهای اخیر است.
آنچه این دربی را خاصتر میکند، نه فقط حساسیت همیشگی و جایگاه دو تیم در جدول، بلکه تضاد و در عین حال شباهت فلسفه دو مربی است. اوسمار با تفکرات منظم و سازمانیافتهاش که برخی آن را برآمده از مکتب برزیل میدانند، تیمی متفکر اما مهاجم ساخته است. در مقابل، ساپینتو با شور و احساساتش، استقلال را به تیمی انفجاری و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است. تقابل این دو نگرش میتواند به خلق دیداری منجر شود که نهتنها نتیجه، بلکه کیفیت فنی و تاکتیکیاش در یادها بماند.
انتهای پیام/
بازگشت اوسمار، فراتر از یک تغییر نیمکتنشینی ساده است؛ او توانسته روح تازهای در کالبد تیم بدمد و بازیکنانی را که پیشتر زیر فشار روانی و تاکتیکی از فرم ایدهآل خارج شده بودند، احیا کند.
در نخستین گام، نشانههای این تحول بهروشنی دیده شد: پرس شدید از جلو، حضور مؤثر هافبکهای هجومی در نیمفضاها و استفاده از عرض زمین برای باز کردن دفاع حریف. این تغییرات باعث شده پرسپولیس دوباره چهرهای مدعی به خود بگیرد؛ تیمی که برای بردن میجنگد، نه فقط برای نباختن بازی کند.
در سوی دیگر میدان، استقلالِ ساپینتو نیز هفتههاست که با قدرت و اعتماد بهنفس پیش میرود. سرمربی پرتغالی با خلق فضایی پرشور در رختکن، توانسته عطش پیروزی را به شاگردانش تزریق کند. استقلال با سیستم پویا، پاسهای سریع در عمق و بهرهگیری از مهاجمان سرعتی، به تیمی تهاجمی و خطرناک بدل شده است. شاید برای نخستینبار در سالهای اخیر، هر دو تیم پایتخت با ذهنیت هجومی پا به دربی خواهند گذاشت؛ اتفاقی که نویدبخش یکی از تماشاییترین مصافهای سالهای اخیر است.
آنچه این دربی را خاصتر میکند، نه فقط حساسیت همیشگی و جایگاه دو تیم در جدول، بلکه تضاد و در عین حال شباهت فلسفه دو مربی است. اوسمار با تفکرات منظم و سازمانیافتهاش که برخی آن را برآمده از مکتب برزیل میدانند، تیمی متفکر اما مهاجم ساخته است. در مقابل، ساپینتو با شور و احساساتش، استقلال را به تیمی انفجاری و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است. تقابل این دو نگرش میتواند به خلق دیداری منجر شود که نهتنها نتیجه، بلکه کیفیت فنی و تاکتیکیاش در یادها بماند.
انتهای پیام/