تانیا موسوی

تانیا موسوی

ورزش‌های زمستانی

24841
مارپیچِ کوچک – نبرد قهرمانان روی شیب یخ‌زده لوی

مارپیچِ کوچک – نبرد قهرمانان روی شیب یخ‌زده لوی

صبح در لوی با وزش باد سردی آغاز میشود که از میان درختان سوزنی‌برگ عبور میکند و خود را به پیست افسانه‌ای این منطقه می رساند؛ پیستی که امروز میزبان یکی از حساس‌ترین رقابت‌های مارپیچِ کوچک مردان در آغاز فصل میباشد. هوای قطبی، نور کم‌جان خورشید و بستری سراسر یخ‌زده، فضای رقابتی می سازد که تنها قوی‌ترین‌ها می توانند در آن نفس بکشند.

در مرکز توجه، دو نام آشنا قرار دارد؛ هنریک کریستوفرسنِ نروژی، دارنده گوی فصل گذشته و دو بار فاتح همین پیست، دوباره به لوی بازگشته میشود تا نشان دهد چرا هنوز از برجسته‌ترین چهره‌های این رشته میباشد. در مقابل او، کلمان نوالِ فرانسوی ایستاده میشود؛ قهرمان لوی در سال گذشته و کسی که بیشترین پیروزی‌های مارپیچِ کوچک را در فصل پیش به دست آورد. جدال این دو تنها رقابت دو اسکی‌باز نیست، برخورد دو فلسفه در اسکی فنی میباشد: دقت یخی و تجربه در برابر سرعت انفجاری و ریسک‌پذیری حساب‌شده.

کریستوفرسن با آرامش و هوشیاری خاص خود وارد مسابقه می‌شود. نگاهش همیشه به یک نقطه ثابت میباشد؛ خط پایان، جایی که می خواهد دوباره سلطه اش را اثبات کند. او شیب‌های لوی را مثل خطوط کف دستش می شناسد و این آشنایی مزیتی می‌باشد که در چنین شرایط حساسی می تواند تفاوت‌ساز شود.
از سوی دیگر، نوال همان اسکی‌بازی میباشد که با هر حرکت، انرژی و تهاجم را به نمایش می گذارد. سبک او بر لبه باریک میان سرعت و خطر حرکت می‌کند و همین موضوع باعث میشود هر بار حضورش در پیست با هیجان و دلهره همراه باشد.

پیست لوی، با شیب‌های تیز و برفی سخت همچون شیشه، پیستی میباشد که قهرمان را بی‌رحمانه انتخاب میکند. کوچک‌ترین لغزش در یکی از دروازه‌های تنگ، فرصت مدال را از بین می برد. مربیان بارها هشدار داده اند که این پیست بر اساس قدرت بدنی تصمیم نمی گیرد، بلکه ذهن و تمرکز را می آزماید.
در چنین شرایطی، پرسشی که میان تماشاگران و کارشناسان در گردش میباشد این است که آیا تاج مارپیچِ کوچک بار دیگر میان کریستوفرسن و نوال تقسیم میشود، یا ستاره‌ای تازه از دل سرمای لوی طلوع میکند.
اسکی‌بازان جوانی مانند لویک مِیارد یا آلکسی پنتورولت نیز آماده اند که نظم همیشگی این رقابت را بر هم بزنند. پیست لوی بارها نشان داده می‌باشد که اهل شگفتی است و نام‌های بزرگ به تنهایی برای پیروزی کافی نیستند.

امروز در سرمایی که تا عمق استخوان نفوذ می‌کند، هیجان مسابقه داغ‌تر از هر گرمایی میشود. جمعیت کنار پیست، با پرچم‌ها و صدای زنگ‌های اسکاندیناویایی، رونقی می بخشند که تضاد زیبایی با سکوت سفیدبرفی اطراف ایجاد میکند.

لوی آماده می‌باشد که فصل جدید جام جهانی را با روایتی پرتنش و پرهیجان آغاز کند؛ روایتی که شاید امروز نوشته نشود، بلکه روی یخ حک شود. ادامه این داستان در پیچ‌وخم‌های همین پیست شکل می‌گیرد و تماشاگران می توانند مطمئن باشند که هیچ چیزی در این رقابت قابل پیش‌بینی نمی‌باشد.

 

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های ورزش‌های زمستانی