اخبار
27504
انتقاد رسانهها از اتکای بیش از حد به مهاجم ایرانی
وابستگی یونانیها به طارمی
شکست المپیاکوس در دربی حساس برابر پاناتینایکوس، تنها یک ناکامی سه امتیازی نبود؛ این باخت دوباره زنگ خطری را به صدا درآورد که هفتههاست بیسروصدا در اطراف این تیم شنیده میشود. بحثی که نه مستقیماً به کیفیت فنی بازیکنان مربوط است و نه به میزان تلاش آنها در زمین، بلکه بیش از هر چیز به شیوه مدیریت نیروها و نحوه توزیع مسئولیتها برمیگردد. در مرکز این ماجرا، بار دیگر نام مهدی طارمی قرار گرفته؛ مهاجمی که نه به خاطر افت محسوس، بلکه به دلیل فشار بیش از اندازهای که روی دوشش گذاشته شده، مورد توجه قرار دارد.
طارمی از اواسط دسامبر عملاً بدون استراحت در سه جبهه مختلف برای المپیاکوس به میدان رفته است؛ سوپرلیگ یونان، لیگ قهرمانان اروپا و جام حذفی. او گاهی در نقش یک مهاجم کلاسیک و نوک بازی کرده و گاهی هم عقبتر آمده تا در ساختار هجومی تیم مشارکت بیشتری داشته باشد. این جابهجاییهای تاکتیکی و دوندگیهای مداوم، در کنار فشردگی مسابقات، فشار مضاعفی به بدن او وارد کرده است؛ فشاری که دیر یا زود نشانههایش در زمین دیده میشود.
کادر فنی المپیاکوس بهدلیل مصدومیتها و کمبود گزینههای قابل اتکا، عملاً بار اصلی حملات را روی شانههای مهاجم ایرانی گذاشته است. گلها و پاسگلهای طارمی در هفتههای گذشته این تصمیم را تا حدی توجیه میکرد، اما فوتبال حرفهای فقط به آمار وابسته نیست. هر بازیکنی، حتی آمادهترین مهاجم، یک سقف انرژی دارد. وقتی این سقف شکسته شود، کیفیت اجرا افت میکند؛ نه از روی بیانگیزگی، بلکه به دلیل فرسودگی طبیعی.
در بازی اخیر مقابل پاناتینایکوس هم طارمی همچنان در قلب جریان بازی حضور داشت. او در شکلگیری حملات ابتدایی نقش ایفا کرد، با دنیل پودنسی هماهنگی خوبی داشت و در چند صحنه با پاسها و جابهجاییهای هوشمندانه، دفاع حریف را به هم ریخت. حتی در موقعیتهایی که برای ایوب الکعبی و گلسون مارتینز ایجاد شد، ردپای او دیده میشد. با این حال، همان جرقه همیشگی، آن انفجار لحظه آخر و ضربه نهایی بینقص که پیشتر از او دیده بودیم، کمتر به چشم آمد. در دوئلهای تنبهتن و نبردهای هوایی هم طراوت سابق را نداشت؛ نشانهای واضح از خستگی انباشته.
این مسأله یک اتفاق مقطعی نیست. طارمی طی یک ماه و نیم گذشته در حدود ۱۰ مسابقه سنگین و فشرده بازی کرده؛ از تقابلهای دشوار اروپایی برابر تیمهایی مثل لورکوزن و آژاکس گرفته تا دربیهای داخلی و دیدارهای حساس لیگ. او تنها یک مسابقه را از دست داده و تقریباً در تمام بازیهای سرنوشتساز، از ابتدا در ترکیب بوده است. طبیعی است که چنین فشاری، حتی بهترین مهاجمان را هم از اوج فاصله بدهد.
رسانههای یونانی از جمله Thrylos24 هم به نکته مهمی اشاره کرده: مشکل اصلی خود طارمی نیست، بلکه وابستگی بیش از حد تیم به اوست. المپیاکوس طوری بازی میکند که انگار همه چیز باید با جادوی مهاجم ایرانی حل شود. وقتی او گل نزند یا روز معمولیتری داشته باشد، کل خط حمله قفل میشود. سایر بازیکنان یا فرصت کافی برای درخشش پیدا نمیکنند یا مسئولیتپذیری لازم را به عهده نمیگیرند و این عدم تعادل، تیم را قابل پیشبینی میکند.
با توجه به ادامه مسابقات دشوار در هفتههای آینده، المپیاکوس ناچار است در رویکرد خود تجدیدنظر کند. مدیریت دقایق بازی، چرخش ترکیب و تقسیم مسئولیتهای هجومی، نه فقط برای محافظت از طارمی، بلکه برای سلامت کلی تیم ضروری است. حفظ ستارهای مثل طارمی تنها به معنای استفاده حداکثری از او نیست؛ گاهی بهترین تصمیم، کمتر بازی دادن است تا در لحظات تعیینکننده، همان مهاجم مرگبار همیشگی باشد.
انتهای پیام/
طارمی از اواسط دسامبر عملاً بدون استراحت در سه جبهه مختلف برای المپیاکوس به میدان رفته است؛ سوپرلیگ یونان، لیگ قهرمانان اروپا و جام حذفی. او گاهی در نقش یک مهاجم کلاسیک و نوک بازی کرده و گاهی هم عقبتر آمده تا در ساختار هجومی تیم مشارکت بیشتری داشته باشد. این جابهجاییهای تاکتیکی و دوندگیهای مداوم، در کنار فشردگی مسابقات، فشار مضاعفی به بدن او وارد کرده است؛ فشاری که دیر یا زود نشانههایش در زمین دیده میشود.
کادر فنی المپیاکوس بهدلیل مصدومیتها و کمبود گزینههای قابل اتکا، عملاً بار اصلی حملات را روی شانههای مهاجم ایرانی گذاشته است. گلها و پاسگلهای طارمی در هفتههای گذشته این تصمیم را تا حدی توجیه میکرد، اما فوتبال حرفهای فقط به آمار وابسته نیست. هر بازیکنی، حتی آمادهترین مهاجم، یک سقف انرژی دارد. وقتی این سقف شکسته شود، کیفیت اجرا افت میکند؛ نه از روی بیانگیزگی، بلکه به دلیل فرسودگی طبیعی.
در بازی اخیر مقابل پاناتینایکوس هم طارمی همچنان در قلب جریان بازی حضور داشت. او در شکلگیری حملات ابتدایی نقش ایفا کرد، با دنیل پودنسی هماهنگی خوبی داشت و در چند صحنه با پاسها و جابهجاییهای هوشمندانه، دفاع حریف را به هم ریخت. حتی در موقعیتهایی که برای ایوب الکعبی و گلسون مارتینز ایجاد شد، ردپای او دیده میشد. با این حال، همان جرقه همیشگی، آن انفجار لحظه آخر و ضربه نهایی بینقص که پیشتر از او دیده بودیم، کمتر به چشم آمد. در دوئلهای تنبهتن و نبردهای هوایی هم طراوت سابق را نداشت؛ نشانهای واضح از خستگی انباشته.
این مسأله یک اتفاق مقطعی نیست. طارمی طی یک ماه و نیم گذشته در حدود ۱۰ مسابقه سنگین و فشرده بازی کرده؛ از تقابلهای دشوار اروپایی برابر تیمهایی مثل لورکوزن و آژاکس گرفته تا دربیهای داخلی و دیدارهای حساس لیگ. او تنها یک مسابقه را از دست داده و تقریباً در تمام بازیهای سرنوشتساز، از ابتدا در ترکیب بوده است. طبیعی است که چنین فشاری، حتی بهترین مهاجمان را هم از اوج فاصله بدهد.
رسانههای یونانی از جمله Thrylos24 هم به نکته مهمی اشاره کرده: مشکل اصلی خود طارمی نیست، بلکه وابستگی بیش از حد تیم به اوست. المپیاکوس طوری بازی میکند که انگار همه چیز باید با جادوی مهاجم ایرانی حل شود. وقتی او گل نزند یا روز معمولیتری داشته باشد، کل خط حمله قفل میشود. سایر بازیکنان یا فرصت کافی برای درخشش پیدا نمیکنند یا مسئولیتپذیری لازم را به عهده نمیگیرند و این عدم تعادل، تیم را قابل پیشبینی میکند.
با توجه به ادامه مسابقات دشوار در هفتههای آینده، المپیاکوس ناچار است در رویکرد خود تجدیدنظر کند. مدیریت دقایق بازی، چرخش ترکیب و تقسیم مسئولیتهای هجومی، نه فقط برای محافظت از طارمی، بلکه برای سلامت کلی تیم ضروری است. حفظ ستارهای مثل طارمی تنها به معنای استفاده حداکثری از او نیست؛ گاهی بهترین تصمیم، کمتر بازی دادن است تا در لحظات تعیینکننده، همان مهاجم مرگبار همیشگی باشد.
انتهای پیام/