فوتبال ایران
28736
خواهر و برادرانی که در یک ریشه یک عشق را زیستند
از ناینگولان رم تا ترکمانهای استقلالی
فوتبال اروپا همیشه با نامهای خانوادگی گره خورده است؛ از مالدینیها تا باجوها. اما روایت خواهر و برادرهایی که در دو جنس متفاوت، اما در یک زمین گرد هم آمدهاند حلقه مفقودهای است که امروز سعی کردم به آن بپردازیم. توماش نتسید و خواهرش سیمونا، مانولو و ملانیا گابیادینی یا رادجا و ریانا ناینگولان، تصویری از فوتبالی خانوادگی ساختند که در آن رقابت جای خود را به افتخار میدهد.
اما این الگو تنها محدود به اروپا نیست. در فوتبال ایران نیز نمونههای کمتعداد اما ارزشمندی از این پیوند وجود دارد که یکی از برجستهترین آنها، رابطه «مارال ترکمان» (بازیکن تیم ملی فوتسال) و برادرش «مهدی ترکمان» (بازیکن سابق سپاهان و حال حاضر هوادار تهران) است.
روایت مارال: «همه خانواده استقلالی هستند، حتی برادرم که در سپاهان بود»
در گفتوگویی صمیمی، مارال ترکمان از ریشه عشقش به فوتبال میگوید: «نهفقط من، بلکه همه اعضای خانواده ما از پدر و مادر گرفته تا مهدی، استقلالی هستند.» این نقطه اشتراک برای یک فوتبالیست حرفهای، معنایی عمیقتر از یک هواداری ساده دارد. مارال تأکید میکند: «مهدی یکی از دلایل اصلی علاقهمندی من به فوتبال و فوتسال بود. هرچند خودش فرصت نشد بازیکن استقلال شود.»
واقعیت این است که مهدی ترکمان در سپاهان اصفهان توپ زده و حالا در تیم هوادار بازی میکند. اما در دیوار خانه آنها، رنگ آبی استقلال مرز بین رقیب ورزشی و وفاداری خانوادگی را از بین برده. این همان چیزی است که در نمونههای دیگری هم دیده میشود. زمانی که رادجا ناینگولان در رم توپ میزد، خواهرش ریانا در تیم زنان رم بازی میکرد یا سالهای نهچندان دور وقتی مانولو گابیادینی در ناپولی بود و ملانیا در ورونا توپ میزد اما هر دو به ریشه مشترک و حمایت بیچون و چرای خانوادگی افتخار میکردند.
همین حالا هم بازیکنانی مانند انیولا آلوکو (چلسی و انگلستان) و برادرش سونه (نیجریه) یا مارک و مارتا تورخون (اسپانیا) نمونههایی از این افتخار خانوادگی هستند که فرا از جنسیت خود با زبان عشق فوتبالی به مستطیل سبز گره خوردهاند.
این حضور نشان میدهند که فوتبال حرفهای میتواند مسیرهای متفاوتی برای خواهر و برادر ایجاد کند اما حس غرور مشترک میماند. در ایران نیز مارال و مهدی ترکمان اگرچه در سطح باشگاهی متفاوتی نسبت به نمونههای اروپایی فعالیت کردهاند، اما همان «خون فوتبالی» را در رگهای خود دارند که ملانیا گابیادینی از آن گفت.
نکته جالب در گفتوگوی مارال این است که او برخلاف بسیاری از خواهران فوتبالیست ایرانی که اغلب تنها بازیکن خانواده هستند، برادری همسطح دارد که حرفهاش را درک میکند. مهدی دقیقاً همان نقشی را دارد که توماش نتسید برای خواهرش سیمونا داشت.
فوتبال زنانه و مردانه نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند. وقتی یوفا از «برادران و خواهران فوتبالی» مینویسد، در واقع مرز کلیشههای جنسیتی را کمرنگ میکند. در ایران نیز گفتن از مارال و مهدی ترکمان، الگویی است برای نسل جدید که «دختر خانواده» میتواند در کنار پسر، رؤیای فوتبالی خود را دنبال کند بدون آنکه کسی به او بگوید «فوتبال ورزش پسرهاست».
متأسفانه در رسانههای ایران کمتر به این زاویه خانوادگی پرداخته شده است. در حالی که در اروپا، یوفا چنین گزارشهایی را در بستری رسمی و با افتخار منتشر میکند. اگر روزی فهرستی از «خواهر و برادرهای فوتبالی ایران» تهیه شود، نام مارال و مهدی ترکمان، شاید در کنار نمونههایی دیگر، میتواند نشان دهد که فوتبال ایران هم از این جنس «پیوندهای آبی» کم ندارد.
در پایان، حرف مارال را باید شنید: «همه خانواده استقلالی هستیم، حتی مهدی که بازیکن سپاهان بود.» این جمله، شاید بهترین خلاصه برای یک گزارش جهانی باشد؛ فوتبال گاهی از باشگاهها و شهرها هم فراتر میرود و در یک «خانواده» گره میخورد. فرقی نمیکند در اروپا باشد یا ایران.
انتهای پیام/
اما این الگو تنها محدود به اروپا نیست. در فوتبال ایران نیز نمونههای کمتعداد اما ارزشمندی از این پیوند وجود دارد که یکی از برجستهترین آنها، رابطه «مارال ترکمان» (بازیکن تیم ملی فوتسال) و برادرش «مهدی ترکمان» (بازیکن سابق سپاهان و حال حاضر هوادار تهران) است.
روایت مارال: «همه خانواده استقلالی هستند، حتی برادرم که در سپاهان بود»
در گفتوگویی صمیمی، مارال ترکمان از ریشه عشقش به فوتبال میگوید: «نهفقط من، بلکه همه اعضای خانواده ما از پدر و مادر گرفته تا مهدی، استقلالی هستند.» این نقطه اشتراک برای یک فوتبالیست حرفهای، معنایی عمیقتر از یک هواداری ساده دارد. مارال تأکید میکند: «مهدی یکی از دلایل اصلی علاقهمندی من به فوتبال و فوتسال بود. هرچند خودش فرصت نشد بازیکن استقلال شود.»
واقعیت این است که مهدی ترکمان در سپاهان اصفهان توپ زده و حالا در تیم هوادار بازی میکند. اما در دیوار خانه آنها، رنگ آبی استقلال مرز بین رقیب ورزشی و وفاداری خانوادگی را از بین برده. این همان چیزی است که در نمونههای دیگری هم دیده میشود. زمانی که رادجا ناینگولان در رم توپ میزد، خواهرش ریانا در تیم زنان رم بازی میکرد یا سالهای نهچندان دور وقتی مانولو گابیادینی در ناپولی بود و ملانیا در ورونا توپ میزد اما هر دو به ریشه مشترک و حمایت بیچون و چرای خانوادگی افتخار میکردند.
همین حالا هم بازیکنانی مانند انیولا آلوکو (چلسی و انگلستان) و برادرش سونه (نیجریه) یا مارک و مارتا تورخون (اسپانیا) نمونههایی از این افتخار خانوادگی هستند که فرا از جنسیت خود با زبان عشق فوتبالی به مستطیل سبز گره خوردهاند.
این حضور نشان میدهند که فوتبال حرفهای میتواند مسیرهای متفاوتی برای خواهر و برادر ایجاد کند اما حس غرور مشترک میماند. در ایران نیز مارال و مهدی ترکمان اگرچه در سطح باشگاهی متفاوتی نسبت به نمونههای اروپایی فعالیت کردهاند، اما همان «خون فوتبالی» را در رگهای خود دارند که ملانیا گابیادینی از آن گفت.
نکته جالب در گفتوگوی مارال این است که او برخلاف بسیاری از خواهران فوتبالیست ایرانی که اغلب تنها بازیکن خانواده هستند، برادری همسطح دارد که حرفهاش را درک میکند. مهدی دقیقاً همان نقشی را دارد که توماش نتسید برای خواهرش سیمونا داشت.
فوتبال زنانه و مردانه نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند. وقتی یوفا از «برادران و خواهران فوتبالی» مینویسد، در واقع مرز کلیشههای جنسیتی را کمرنگ میکند. در ایران نیز گفتن از مارال و مهدی ترکمان، الگویی است برای نسل جدید که «دختر خانواده» میتواند در کنار پسر، رؤیای فوتبالی خود را دنبال کند بدون آنکه کسی به او بگوید «فوتبال ورزش پسرهاست».
متأسفانه در رسانههای ایران کمتر به این زاویه خانوادگی پرداخته شده است. در حالی که در اروپا، یوفا چنین گزارشهایی را در بستری رسمی و با افتخار منتشر میکند. اگر روزی فهرستی از «خواهر و برادرهای فوتبالی ایران» تهیه شود، نام مارال و مهدی ترکمان، شاید در کنار نمونههایی دیگر، میتواند نشان دهد که فوتبال ایران هم از این جنس «پیوندهای آبی» کم ندارد.
در پایان، حرف مارال را باید شنید: «همه خانواده استقلالی هستیم، حتی مهدی که بازیکن سپاهان بود.» این جمله، شاید بهترین خلاصه برای یک گزارش جهانی باشد؛ فوتبال گاهی از باشگاهها و شهرها هم فراتر میرود و در یک «خانواده» گره میخورد. فرقی نمیکند در اروپا باشد یا ایران.
انتهای پیام/