فوتبال جهان
28820
موسولینی و فوتبالی که رنگ سیاست گرفت
پیروز شوید یا بمیرید
جام جهانی ۱۹۳۸ فرانسه، در حالی برگزار میشد که اروپا نفسهای آخر صلح را میکشید. فوتبال در آن روزگار، تنها یک بازی نبود بلکه سنگی بود روی تخته سیاست، که صدای برخوردش تا دورترین نقاط شنیده میشد. در این میان، نام بنیتو موسولینی، دیکتاتور ایتالیایی، بیش از هر چهره دیگری با رگههای تاریک این تورنمنت گره خورده است؛ بهویژه آن نامه افسانهای که گفته میشود پیش از ضربات پایانی، جان بازیکنان را نشانه رفته بود: «پیروز شوید یا بمیرید.»
ایتالیا با تاج قهرمانی دوره پیشین بر سر، پا به خاک فرانسه گذاشت اما اینبار، آنها نه تنها نماینده یک کشور، بلکه برده ایدئولوژی رژیمی بودند که ورزش را به کارگاه تبلیغات سیاسی تبدیل کرده بود. پیراهنی که بر تن بازیکنان بود، بیش از آنکه رنگ تیم ملی را داشته باشد، بوی خاکهای گلآلود جنگ میداد. موسولینی، با چشمانی همیشه بیدار، هر حرکت آنها را میپایید؛ هر دریبل، هر پاس، هر شوت، باید روایتگر قدرت بود.
مورخان هنوز بر سر اصالت آن جمله معروف اختلاف نظر دارند. برخی آن را ساخته روزنامههای بعد از جنگ میدانند و برخی آن را تلگرامی حقیقی از دفتر کار دیکتاتور. اما آنچه بیمناقشه است، فضای خفقانآوری است که بر تیم آتزوری سایه انداخته بود. بازیکنان نه در نقش ورزشکار، که در نقش سربازانی در میدان مین قدم میگذاشتند و هر شکست، نه یک ناکامی ورزشی، بلکه یک خیانت سیاسی تلقی میشد که شاید مجازاتش چیزی جز مرگ نبود!
موسولینی که از فوتبال بهعنوان ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژی فاشیستی استفاده میکرد، به موفقیت تیم ملی اهمیت ویژهای میداد. گفته میشود او پیش از دیدار فینال، پیامی کوتاه اما پرمعنا برای بازیکنان ارسال کرده بود؛ پیامی که به شکل نمادین با عبارت «پیروز شوید یا بمیرید» شناخته میشود. هرچند برخی مورخان درباره صحت دقیق این جمله تردید دارند، اما تردیدی نیست که فضای آن دوران آمیخته با فشار سیاسی و انتظارات شدید از سوی حکومت بود.
اما با این حال، ایتالیا فتح جهان کرد. آنها در فینال مجارستان را درهم کوبیدند و دومین جام جهانی متوالی را بالای سر بردند. موسولینی، با آن پوزخند همیشگی، پیروزی را آینه قدرت خویش خواند. اما امروز، سالها پس از فروپاشی آن رژیم سیاه، داستان «نامه» بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی باشد، به تمثیلی از تلاقی زشت قدرت و ورزش تبدیل شده است.
فوتبال، آن بازی پاک و بیپیرایه، هرگز نتوانسته از چنگال سیاست بگریزد. جام جهانی ۱۹۳۸ فقط به خاطر گلهایش در خاطر نمانده بلکه به خاطر آن جملات تهدیدآمیز، آن نگاههای مسموم از جایگاه ویژه، و آن وزنی که بر شانههای بازیکنان نشسته بود، همچنان در تاریخ میچرخد. چه نامه واقعیت داشته باشد و چه افسانهای بیش نباشد، حقیقت این است که در روزهای تاریک آن تورنمنت، فوتبال از بازی بودن افتاد و تبدیل شد به صحنهای برای نمایش وحشت.
و شاید همین، تلخترین روایت از زیباترین بازی جهان باشد.
انتهای پیام/