تیمی که هرگز به جایی نرسید، اما هرگز تسلیم نشد
سرزمین دامن و نیانبان
در تاریخ فوتبال جهان، هیچ تیمی به اندازه اسکاتلند «شکستهای باشکوه» ندارد. هشت دوره در جام جهانی حضور داشته اما هرگز از گروه صعود نکرده. دوازده دوره در یورو حضور داشته اما تنها یک بار (۱۹۹۲) از گروه بالا رفته. آماری که هر تیم دیگری را به سطح یک «بازنده مزمن» تنزل میداد، اما برای اسکاتلند، این آمار نه تنها باعث شرم نیست بلکه نشاندهنده چیزی عمیقتر است، مردمی که از دل یک قرن افول اقتصادی، زوال صنعت و کشمکش هویتی با همسایه جنوبی خود، هنوز ایستادهاند و برای تیم ملی خود، درست مانند روزهای نخست، شوریدهوار شعار میدهند.
اسکاتلند تنها تیم ملی جهان است که شعارش این است «ما ممکن است بازنده باشیم، اما هرگز تسلیم نمیشویم». این تناقض، خلاصه تمام هویت اسکاتلندی است که زیستن در حاشیه را انجام میدهند اما پذیرفتن حاشیه را به عنوان سرنوشت هرگز انجام نمیدهند.
کارخانههای زنگزده و فوتبالی که نفس میکشد
برای درک فوتبال اسکاتلند، باید از گلاسکو شروع کرد؛ شهری که روزگاری قلب انقلاب صنعتی جهان بود. کشتیسازی، فولاد، لکوموتیو و مهندسی سنگین. کارخانههای «رودخانه کلاید» نیمی از کشتیهای جهان را در اوایل قرن بیستم ساختند اما همان کارخانهها از دهه ۱۹۶۰ یکی پس از دیگری تعطیل شدند. امروز، در محل اسکلههای سابق، موزههای صنعتی و آپارتمانهای لوکس قد علم کردهاند و بیکاری در برخی مناطق محروم گلاسکو هنوز از ۱۵ درصد عبور میکند.
در دل این زوال اقتصادی، فوتبال تنها نهادی بود که هرگز تعطیل نشد. هواداران سلتیک و رنجرز (دو قطبی مذهبی-سیاسی گلاسکو) در روزهای تعطیلی کارخانهها، به جای اعتصاب، به استادیوم میرفتند. برای مردمی که شغل، مسکن و آینده خود را از دست داده بودند، یک برد ساده روز شنبه میشد «دلیل موجه برای زنده ماندن تا دوشنبه». جامعهشناس اسکاتلندی، تام دیواین، این پدیده را «جایگزینی اعتراض» نامیده: وقتی اتحادیههای کارگری نتوانستند از کارگران دفاع کنند، باشگاههای فوتبال از آنها دفاع کردند و نه با حقوق و مزایا، با معنا.
تیم ملی اسکاتلند اما فراتر از رقابتهای محلی عمل میکرد. برای اسکاتلندیها، بازی مقابل انگلیس هر ساله مهمتر از هر جام جهانی بود. و در عجیبترین آمار تاریخی، اسکاتلند در ۱۰ بازی اخیر رودررو با انگلیس (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)، ۴ برد، ۳ مساوی و ۳ باخت داشته؛ آماری که هیچ تیم دیگری در جهان نمیتواند از انگلیس ثبت کند. یعنی همان تیمی که در جام جهانی موفقیتی ندارد، در «نبرد بریتانیایی» حریف را به زانو درمیآورد. این همان اقتصاد عاطفی اسکاتلند است، شاید فقیرتر باشیم، شاید کارخانه نداشته باشیم اما در روز بازی، دیوارهای ومبلی فرو میریزد.
از دامنهای ادینبورو تا بغض ویلیام والاس
اما فراتر از اقتصاد، هویت فرهنگی اسکاتلند با سه نماد گره خورده: دامن (kilt)، نیانبان (bagpipe) و جنگجوی قرن سیزدهم، ویلیام والاس. هر سه نماد «مقاومت در برابر اشغال» هستند. دامن، لباس سنتی کوهستانیهایی که هرگز زیر یوغ انگلیسیها نرفتند. نیانبان، صدایی که ارتش اسکاتلند را در نبرد بانوکبرن (۱۳۱۴) به پیروزی رساند و والاس، که تریلرهای فیلم «شجاعدل» هر شب از تلویزیون اسکاتلند پخش میشود.
تیم ملی اسکاتلند نیز همین نمادها را درون خود حمل میکند. بازیکنان اسکاتلندی به ندرت «نابغه» هستند. آنها بیشتر از اینکه با دریبل بدرخشند، با غرور میدرخشند. هافبک اسکاتلندی، شاید پاسهایش خطی باشد، اما تا دقیقه ۹۰ با همان شدت اول میدود. این همان DNA والاس است، شاید شمشیرش کوتاهتر باشد، اما ارادهاش بلندتر است.
در یورو ۲۰۲۱، اسکاتلند پس از ۲۳ سال به یک تورنمنت بزرگ رسید. بازی اول مقابل جمهوری چک را ۲ بر صفر باخت، بازی دوم مقابل انگلیس را صفر-صفر مساوی کرد و بازی سوم را ۳-۱ به کرواسی باخت. حذف شد اما پس از بازی با انگلیس، هواداران اسکاتلندی در خیابانهای لندن شعار میدادند: «ما حذف میشویم، اما شما (انگلیس) از دیدن خودتان در آینه خجالت میکشید.» این سطح از «غرور در شکست»، در هیچ فرهنگ دیگری دیده نمیشود.
اتحاد در جنوبیترین نقطه شمال
جامعه اسکاتلند، علیرغم تصویری که از «کوهستانهای پوشیده از مه» وجود دارد، شهریترین جامعه بریتانیا پس از انگلستان است. ۸۲ درصد اسکاتلندیها در شهرها زندگی میکنند. اما این شهرنشینی، برخلاف مدل فردگرای انگلیسی، شکلی جمعی و اجتماعی دارد. اسکاتلندیها که در کارخانههای کشتیسازی همسایه بودند، در محلههای کارگری نزدیک جمع میشدند. تیم ملی نیز همین مدل «همسایگی» را به کل کشور تعمیم میدهد.
یادداشت معروفی از روزنامه گلاسکو هرالد در سال ۲۰۲۲ منتشر شد: «اسکاتلند تیمی است که استعدادهایش از زمینهای خاکی روشن میشوند، نه از آکادمیهای مجهز. در اسکاتلند، یک مهاجم یاد میگیرد در باد ۴۰ کیلومتر بر ساعت و باران شدید، ضربه سر بزند. یک دروازهبان یاد میگیرد در زمینی که سه سانت آب روی آن نشسته، شیرجه بزند. این شرایط، بازیکنانی میسازد که در شرایط نرمال اروپایی، «خام» به نظر میرسند اما در شبهای سرد لیگ اروپا، از حریفانی که در آفتاب اسپانیا بزرگ شدهاند، بالاتر میپرند.
در سال ۲۰۱۸، نظرسنجیها نشان داد که ۷۶ درصد اسکاتلندیها «حس هویت ملی» خود را بیش از هر نهاد دیگری، مدیون تیم ملی فوتبال میدانند. اعدادی که برای یک کشور مستقل معنای سیاسی عمیقی دارد. تیم ملی به اسکاتلندیها اجازه میدهد بدون اعلام استقلال سیاسی، «استقلال عاطفی» خود را جشن بگیرند.
تیمی که هرگز پیروز نمیشود، اما هرگز منحل هم نمیشود
اسکاتلند اسطورهای به اندازه پله یا مارادونا ندارد. کنی دالگلیش (تنها اسکاتلندی که جام قهرمانی اروپا را با لیورپول برد) در جهان فوتبال، نامی در سطر دوم است. اما همین کنی دالگلیش یکبار گفت: «مهمترین شبی که در فوتبال تجربه کردم، باخت ۲-۱ به انگلیس در ومبلی نبود. شبی بود که همه اسکاتلند پس از آن باخت، به جای سرزنش، دور هم جمع شدند و گفتند: «دفعه بعد.»
و این، خلاصه فوتبال اسکاتلند است. تیمی که هرگز نرسید، اما هرگز دست از تلاش برنداشت. تیمی که رؤیای قهرمانی را سالها پیش در قفسه گذاشت و حالا برای «احساس بودن» بازی میکند. در عصر فوتبالی که همه چیز با نتیجه سنجیده میشود، اسکاتلند آخرین سنگر «مهم نبودن نتیجه است، مهم بودن کنار هم است» باقی مانده است.
انتهای پیام/