مردمانی که با اسلحه در خیابان تردد میکنند
گلادیاتورهای کارائیب
در خیابانی در حومه پورتوپرنس، 12 نوجوان با استفاده از سنگهایی به عنوان تیر دروازه، غرق در بازی یکشنبهشان هستند. اتومبیلها به سختی از میانشان راه باز میکنند. سوت گل را مسلسلهای دورادوری که در چند کوچه آنطرفتر طنین میاندازند در خود غرق کردهاند. این هائیتی ژوئن ۲۰۲۶ است. کشوری که هرج و مرج سیاسی، فقر و جرم و مجازات، بخش مهمی از هویت روزمرهاش شده اما در دل همه این هراس، قلب این ملت برای یک چیز میتپد و آن چیزی نیست جز فوتبال.
52 سال از آخرین حضور هائیتی در جام جهانی میگذرد، جایی که شاگردان سباستین مینیه در سالن مشاهیر افتخارآفرینی کردند و نام خودشان را در تاریخ ماندگار ساختند. آلمان غربی ۱۹۷۴. حریفان؛ ایتالیا، لهستان و آرژانتین. نتایج؛ سه شکست اما این بار همه چیز فرق میکند. گلادیاتورها، نه برای رقابت با بزرگان به میدان میرفتند بلکه میخواستند دستکم صدای زنده بودن کشورشان را به دنیا برسانند.
مگر میشود از صفر شروع نکرد؟
برای درک ابعاد این صعود باید نگاهی به جغرافیا و جمعیت انداخت. هائیتی ۲۷,۶۵۰ کیلومتر مربع وسعت دارد، تقریباً به اندازه ارمنستان یا دو برابر استان چهارمحال و بختیاری. در مرز شرقی، جمهوری دومینیکن قرار دارد و بقیه جزیره هیسپانیولا را پوشانده است. جمعیتش در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۲٫۱ میلیون نفر تخمین زده میشود که پرجمعیتترین کشور کارائیب هم هست.
زبان رسمی؛ کریول هائیتیایی و فرانسوی. واحد پول؛ گورد. درآمد سرانه سالانه حدود ۱,۷۶۰ دلار.
با یک معادله ساده ریاضی میتوان فهمید که این کشور فقیرترین ملکالعین قاره آمریکا است. در سطح شهر مردمش با چماق فقر و فساد بالای سر خود رو به رو هستند.
اعتقادات؛ آمیزهای از کاتولیک، پروتستان و آیین ودون. آیینی که ریشه در باورهای آفریقایی دارد و در آوریل ۲۰۰۳ رسماً به رسمیت شناخته شد.
فرهنگی که گریه و رقصیدن را یکسان میشناسد
فرهنگ هائیتی، تلفیقی عجیب از عناصر آفریقایی، تاینو و اروپایی است. ترکیبی از غذاهایی با طعم تند و شیرین، هنر تجسمی با رنگهای جیغ و شاد و ادبیات بومی کریول که چیزی برای پنهان کردن از تلخیهای روزمره خود ندارد. در پس هرکوچه یا میدانی که بمب و نارنجک جای خوشوبش را گرفته، ناخودآگاه یکی از اعیاد تابستانی کلید میخورد.
فوتبال در همه جا بازی میشود. پابرهنه، با دمپایی لاستیکی یا کفش کتانی. روی آسفالت، خاک یا چمن فرسوده مصنوعی. در لیگهای محلی، مسابقات بینمدرسهای و تورنمنتهایی که باشگاههای حرفهای و آماتور را گرد هم میآورد. و همیشه جمعیت تماشاگر روی سنگها و پیادهروهای ترکخورده مینشینند و تا آخرین دقیقه، با شور و فریاد.
مردی که هرگز به تیمش پا نگذاشت
سباستین مینیه (۵۲ ساله) هیچگاه پایش را روی خاک هائیتی نگذاشته است. سرمربی فرانسوی از ۱۸ ماه قبل تیم را اداره میکند که حتی تمرینات بازیکنانش را از نزدیک ندیده و حتی یکبار هم به این کشور سفر نکرده و فقط از راه دور و با تماسهای تلفنی و گزارشهای ریز و درشت مسئولان فدراسیون این تیم را به جام جهانی رساند.
«ورود غیرممکن است، بسیار خطرناک. من معمولاً در کشورهایی که تیم دارم زندگی میکنم، اما اینجا نمیتوانم. دیگر پرواز بینالمللی به آنجا انجام نمیشود.»
وزارت خارجه آمریکا به شهروندان خود هشدار میدهد: «به دلیل آدمربایی، جرم و جنایت و ناآرامیهای داخلی، به هائیتی سفر نکنید.» تیم مجبور شده تمام بازیهای خانگی را در کوراسائو برگزار کند. ورزشگاه اصلی سیلویو کاتور، با ظرفیت ۱۵,۰۰۰ نفر، از فوریه ۲۰۲۴ تعطیل شده است.
با این اوصاف، تیم مینیه در انتخابی منطقه کونکاکاف با ۱۱ امتیاز از شش بازی بالاتر از کاستاریکا و هندوراس صدرنشین شد و سهمیه مستقیم را تصاحب کرد. فقط گفتنش سخت است. انجام دادنش، معجزه به نظر میرسد.
استفاده از فرصت قرن
صعود به جام جهانی، تنها یک رویداد ورزشی برای هائیتی نیست. حکم جشنی است برای خیابانهایی که دیگر جای خوشی ندارند. بیش از ۵٫۷ میلیون نفر با ناامنی غذایی شدید دستوپنجه نرم میکنند. خشونت باندی ۸۵ درصد پورتوپرنس را زیر سلطه خود درآورده است. نرخ تورم سالانه به ۳۷٫۵ درصد رسیده. اقتصاد شش سال متوالی است کوچک میشود. بیش از ۱٫۴ میلیون نفر در داخل کشور آواره شدهاند، حدود ۱۲ درصد جمعیت که با زندگی در خیابانها و کمپهای موقت روزگار میگذرانند.
در چنین فضایی، «گلادیاتورها» نور امیدی در انتهای تونل محسوب میشوند. چند روز پیش از قرعهکشی جام، دولت انتقالی از برنامه برگزاری انتخابات پس از یک دهه وقفه خبر داد و نیروهای بینالمللی برای آرام کردن نسبی خیابانها وارد عمل شدند. تا لااقل اتوبوس حامل تیم ملی مشکلی نداشته باشد. شاید همین کافی باشد.
تیم در تبعید؛ آرزوی بازگشت
مهمترین سلاح هائیتی در این پیکار، شناخت دقیق مینیه از استعدادهای فوتبال مهاجر است. ژان-ریکنر بِلگارد (ولورهمپتون)، دانکز نازون (مهاجم سابق استقلال)، فرانتزدی پیرو (آ.ا.ک آتن) و... تمام بازیکنان تیم در خارج از کشور توپ میزنند و همین تیم در تبعید، یک تنه سمفونی امید را در قلب کارائیب کوک کرد.
آنهایی که باور ندارند
رویارویی در گروه C با برزیل، مراکش و اسکاتلند شاید برای این تیم حتی یک برد هم به همراه نداشته باشد چرا که هر سه رقیب، صاحب کارنامههای درخشان هستند. برزیل همواره یکی از مدعیان اصلی جام. مراکش، اولین تیم آفریقایی حاضر در نیمهنهایی جام است و اسکاتلند، سنت کهن فوتبال بریتانیا است اما همین «بیتجربگی» شاید بزرگترین برگ برنده باشد. کاپیتان ۳۵ ساله، جانی پلاسید، در لحظه صعود رو به دوربینها گفت: «برای کل یک ملت، افتخار عظیمی خواهد بود. نه فقط برای ما بازیکنان. برای جوانان، ویترینی جدید، چشماندازی تازه.»
او درست میگوید. حدود ۵۴ درصد جمعیت هائیتی زیر ۲۵ سال سن دارند. نسلی که با بمب بزرگ شده، و شاید هیچچیز به اندازه دیدن پرچم دو رنگ (آبی و قرمز) کشورش در بزرگترین صحنه فوتبال دنیا برایش التیامبخش نباشد.
انتهای پیام/