این فوتبال آرزوهای ما نیست
وقتی جانی اینفانتینو رئیس فیفا شد، تمام دنیای فوتبال، با هیجان از یک تغییر بزرگ میگت. همه میگفتند بلاتر فاسد که صدها میلیون دلار به جیب زده از ریاست نهاد جهانی فوتبال رفته و یک مرد بینالمللی جای او را گرفته. مدیری که به 6 زبان رسمی دنیا صحبت میکند و با اندیشههای نو آمده تا دنیای فوتبال را متحول کند.
همه با هیجان از اتفاقاتی میگفتند که قرار است در آینده رخ دهد. از ایدهها و برنامههای کلان که به فوتبال، سیمای آبرومندتری میدهد.
زمان گذشت و همه به این نتیجه رسیدند که تمام آرزوهایشان در حد رویاهایی محال باقی مانده است. هیچ ایده جدیدی در کار نبود. نه تنها فوتبال، چهره مناسبتری نگرفت که ویران شد. بیش از 60 هزار انسان بیگناه در فلسطین و غزه کشته شدند و شریک شماره یک رژیم صهیونیستی در این نسل کشی، جام صلح گرفت تا دنیا بداند شعار جدایی فوتبال از سیاست را زیاد هم نباید جدی گرفت.
امریکا و رژیم صهیونیستی بیدلیل و با توهماتی غیرمستند، به ایران حمله کردند، کودکان بیگناه را در میناب و انسانهای بیگناه و شریف فراوانی را در تمام این خاک شهید کردند و نمایندگان فوتبال هر دو متجاوز اجازه حضور در کنگره را پیدا کردند و نمایندگان فوتبال ایران که بدون برنامه راهی شده بودند، خیر.
فوتبال امروزه تنها وسیلهای برای تخدیر است. برای منحرف کردن ذهن انسانهای دنیا به سویی، تا در سوی دیگر سیاستمداران خون بریزند و نسلکشی کنند... و افسوس که فیفا در این میان به بازیچهای بدل شده که کاملاً در اختیار است و هر فرمانی میدهند، میپذیرد. بیآنکه استقلال و اختیاری داشته باشد... و چقدر این فوتبال از دنیای سفیدی که وعدهاش را داده بودند فاصله دارد. چقدر این فوتبال، نخواستنی است که اجازه میدهد موجودات خونخوار، اهرمها را در دست بگیرند و آدمکها را حرکت دهند.
فوتبال قرار بود صلح ایجاد کند، انسانها را به هم نزدیک کند و دنیای جذابتری برای ما بسازد. دنیا خود قضاوت میکند که این فوتبال با فوتبال آرزوهای ما چقدر تفاوت دارد.
انتهای پیام/