گزارش
29041
رقص ماریو کمپس در میان باران کاغذهای رنگی
بازیکنی که سبیلهایش را فدا کرد
در تاریخ جام جهانی، مهاجمان بسیاری با گلهای خود سرنوشت بازیها را تغییر دادهاند اما کمتر بازیکنی مانند ماریو کمپس در سال ۱۹۷۸ توانسته است بارِ آرزوهای یک ملت رنجدیده را به تنهایی بر دوش بکشد. او که با لقب «الماتادور» (گاو باز) شناخته میشد، در جامی که زیر سایه سنگین سیاست و وحشت بود، به تنها منبع نور و شادی برای مردم آرژانتین تبدیل شد.
کمپس در تیمی که سزار لوئیس منوتی ساخته بود، یک استثنا بهشمار میرفت؛ او تنها بازیکن لیست بود که در خارج از آرژانتین (باشگاه والنسیا اسپانیا) بازی میکرد که البته این انتقال شروع دورانی کابوسوار برای ستاره آرژانتینی بود. او در سه بازی اول مرحله گروهی هیچ گلی نزد و منتقدان شروع به تاختن به او کردند. داستان مشهوری وجود دارد که منوتی پیش از مرحله دوم به او گفت: «ماریو، سبیلهایت را بتراش! شاید جادوی گلزنیات پشت آن سبیلها گیر کرده باشد.» کمپس سبیلهایش را زد و گویی با این کار، وزنی سنگین از روی شانههایش برداشته شد.
در مرحله دوم گروهی، کمپس به یک کابوس برای مدافعان تبدیل شد. او ابتدا مقابل لهستانِ قدرتمند، دو بار دروازه را باز کرد. جالب اینجاست که در همان بازی، او با دست مانع ورود توپ به دروازه آرژانتین شد اما فقط یک پنالتی به حریف داد که دروازهبان مهارش کرد. سپس در آن بازی سرنوشتساز مقابل پرو، کمپس باز هم دو گل دیگر به ثمر رساند تا آرژانتین با پیروزی ۶-۰ راهی فینال شود.
فینال ۱۹۷۸ مقابل هلند، صحنه نمایشِ تمامعیار ماریو کمپس بود. او در نیمه اول با یک فرار سریع و ضربهای دقیق، ورزشگاه را به مرز انفجار رساند اما اوج کار او در وقتهای اضافه رقم خورد. در حالی که بازی ۱-۱ و نفسها در سینه حبس شده بود، کمپس با یک نفوذ انفرادی و پس از عبور از دو مدافع و دروازهبان هلند، گل دوم را زد. او با پیراهنی که از عرق خیس شده بود و موهای بلندی که در باد تکان میخورد، در میان باران کاغذهای رنگی میدوید؛ تصویری که به ماندگارترین فریم تاریخ فوتبال آرژانتین تبدیل شد.
کمپس در سال ۱۹۷۸ کاری کرد که پیش از آن فقط گارینشا در سال ۱۹۶۲ انجام داده بود: کسب همزمان کفش طلا، توپ طلا و جام قهرمانی در یک دوره. منوتی درباره او گفته بود: «او قدرت، مهارت و لبخند را همزمان داشت. او به ما یاد داد که چگونه در اوج فشار، آزادانه بازی کنیم.» ماریو کمپس با آن ۶ گل، نه تنها آقای گل شد، بلکه به مردمی که در بندِ دیکتاتوری بودند، یادآوری کرد که هنوز هم میتوان به معجزه و زیبایی ایمان داشت.
انتهای پیام/