مصاحبه
29165
تحلیل جلال چراغپور از نیمکتنشینی و عملکرد پرنوسان ملیپوشان در لیگهای اروپایی
ستارههای خاموش
جلال چراغپور، کارشناس شناختهشده فوتبال ایران و سرمربی تیم مس رفسنجان، در گفتوگو با «ایران ورزشی» تصویری هشداردهنده از وضعیت تیم ملی در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ ارائه میدهد؛ تصویری که در آن نشانههای افت، فرسودگی و فاصله از استانداردهای کلیدی فیفا بهوضوح دیده میشود.
*با توجه به شرایط فعلی، به نظر میرسد لژیونرهای ما مثل جهانبخش (که با مصدومیت هم مواجه است)، قلیزاده و دیگران نسبت به رقبا دست پایینتری دارند. ارزیابی شما چیست؟
موضوعی که شما مطرح میکنید، تنها بخشی از ماجراست. مسأله از جهات دیگری پیچیدهتر هم میشود. درست است، ما دیگر نشانههای اوج آمادگی را در این بازیکنان نمیبینیم. دلیلش این است که دوره شکوفایی، چابکی و جنگندگی آنها رو به پایان است. این بازیکنان عملاً وارد سالهای پایانی فوتبال خود شدهاند. در چنین شرایطی معمولاً بازیکن ناگزیر میشود پست یا سبک بازیاش را تغییر دهد؛ میزان درگیریهای فیزیکی و حرکات انفجاری را کاهش دهد و بیشتر به دویدنهای هوازی تکیه کند. این یک روند طبیعی در سالهای پایانی دوران حرفهای است.
از سوی دیگر، تعطیلی لیگ داخلی هم تأثیر منفی جدی گذاشته است. وقتی بازی رسمی برگزار نمیشود، تیم ملی مجبور است به بازیهای دوستانه اکتفا کند؛ آن هم هر چند روز یکبار. اما این دیدارها حتی ۲۰درصد فشار یک مسابقه واقعی را هم ایجاد نمیکنند. در این بازیها نه از جنگ واقعی خبری هست، نه از چالش، نه تکلهای سنگین و نه توپگیریهای جدی. علاوه بر این، بسیاری از بازیکنان با احتیاط بازی میکنند تا ریسک مصدومیت و از دست دادن جام جهانی را کاهش دهند. اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، میبینیم که تیم ملی با یک بحران جدی مواجه است. این یک نگاه بدبینانه نیست، بلکه نشانههای افت کاملاً قابل مشاهده است. به این شرایط باید میانگین سنی بالای بازیکنان داخلی-حدود ۳۳ تا ۳۵ سال- را هم اضافه کرد.
* با این اوصاف، به نظر میرسد تیم ملی از استانداردهای روز فوتبال جهان فاصله گرفته است. فیفا چه شاخصهایی را برای موفقیت معرفی کرده و ما چقدر با آنها فاصله داریم؟
فیفا در مقالهای با عنوان «کلید موفقیت»، هفت شاخص اساسی را مطرح میکند که برای موفقیت در جام جهانی ضروری هستند. اگر این شاخصها را بررسی کنیم، متوجه فاصله خودمان میشویم.
اولین شاخص، «تکنیک و جنگندگی با انگیزه مثبت» است. بازیکن باید از نظر تکنیکی در بهترین سطح باشد. فیفا بهطور خاص روی «پاس» تأکید دارد، اما نه هر پاسی؛ پاسی که در خدمت بازی باشد. پاسهای عرضی یا رو به عقب که دریافتکننده را تحت فشار قرار میدهند، عملاً ارزش ندارند.
شاخص دوم، «تلاش مضاعف برای بازپسگیری توپ» است. متأسفانه تیم ملی ما در این بخش عملکرد مطلوبی ندارد. وقتی توپ را از دست میدهیم، بهجای پرس مؤثر، بیشتر «پرسه» میزنیم؛ یعنی حرکت آرام، بدون فشار و بدون تعهد واقعی به بازپسگیری توپ. این نشاندهنده کمبود انگیزه و اجرای ناقص وظایف تاکتیکی است.
شاخص سوم، «خلق و بهرهبرداری از عمق» است. خلق فضا فقط در عمق دفاع حریف معنا پیدا میکند؛ یعنی ایجاد شکاف بین خطوط. اما این کافی نیست؛ باید از این فضا استفاده هم بشود. اگر بازیکنی در عمق فرار کند اما پاس مناسب به او داده نشود، آن حرکت عملاً بیاثر خواهد بود.
شاخص چهارم، «داشتن مهاجم گلزن طراز بالا» است. همه تیمهای موفق یک مهاجم دارند که بتواند هم موقعیت خلق کند و هم آن را به گل تبدیل کند.
شاخص پنجم، «استراتژی روشن در حمله» است. تیمی که برنامه مشخصی در فاز تهاجمی نداشته باشد، نمیتواند موفق شود. سؤال اینجاست؛ استراتژی حمله تیم ملی ما چیست؟ به همین دلیل است که پاسهای بیهدف، رفتوآمدهای بینتیجه توپ و پاسهای رو به عقب زیاد دیده میشود و کمتر بازیکنی مسئولیت پاسهای عمقی و تعیینکننده را میپذیرد.
*با این شرایط، به نظر میرسد نهتنها تطبیق با استانداردهای جهانی دشوار است، بلکه فاصله ما با سطح اول فوتبال اروپا هم بیشتر شده. قبلاً لژیونرهای ما در لیگهای سطح بالا حضور داشتند، اما حالا بیشتر در لیگهای سطح پایینتر یا مناطق حاشیهای بازی میکنند. دلیل این روند چیست؟
این مسأله یک ریشه اساسی دارد و آن، ضعف در «کمیته آموزش» است. من سالهاست که به این موضوع اشاره میکنم. کمیته آموزش مستقیماً بازیکن تولید نمیکند، اما مربی میسازد و مربی، ابزار اصلی تولید بازیکن است. اگر آموزش به مربیان بهدرستی انجام نشود، خروجی این چرخه بازیکنانی خواهند بود که کیفیت لازم را ندارند. این دقیقاً مثل کارخانهای است که بیوقفه کار میکند، اما محصول نهاییاش بیکیفیت است.
*وضعیت تمرینات تیم ملی را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این تمرینات میتواند بازیکنان را برای سطح بالای رقابت آماده کند؟
متأسفانه آنچه در تمرینات میبینیم، فاصله زیادی با استانداردهای روز فوتبال دارد. بازیکنان در صف میایستند، یکییکی با ضربه بغل پا پاس میدهند و مسافت کوتاهی میدوند، در حالی که بقیه منتظر نوبت خود هستند و مشغول صحبت و خندهاند. در چنین فضایی نه از فشار تمرینی خبری هست، نه از آمادگی جسمانی در سطح بالا و نه از شبیهسازی شرایط واقعی مسابقه (Game Situation).این نوع تمرینات متعلق به چند دهه قبل است، شاید ۵۵ سال پیش. وقتی تیمی با چنین شیوهای آمادهسازی میشود، طبیعی است که در سطح جام جهانی با مشکل مواجه شود. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار اتفاقی متفاوت یا معجزهآسا داشت.
* در پایان اگر نکتهای دارید، بفرمایید.
فقط همین را بگویم که تیمهای قدرتمند از حالا ارزیابیشان را شروع کردهاند. ما لکه بزرگی از یک خودنویس روی کاغذ سفید انداختهایم، بعد میگوییم اشکال ندارد پاکش میکنند. نکات مثبت در این تیم آنقدر کم است که ترجیح میدهم چیزی نگویم. فقط امیدوارم کسی از این صحبتها ناراحت نشود. وظیفه کارشناس این است که واقعیت را بگوید.
انتهای پیام/