جام جهانی جای نمایش نیست
چهار تعویض، صفر تغییر!
یکی از مهمترین وظایف هر سرمربی در تورنمنتهای بزرگ، توانایی تغییر دادن جریان مسابقه از روی نیمکت است. مربیان بزرگ جهان فقط با انتخاب ترکیب اصلی شناخته نمیشوند بلکه بخش مهمی از اعتبار خود را از کیفیت تصمیمهایی به دست میآورند که در طول بازی اتخاذ میکنند.
امیر قلعهنویی در نیمه دوم بازی ایران مقابل نیوزیلند چهار تعویض انجام داد اما هیچ کدام از این تغییرات نتوانستند اثر قابل توجهی بر روند مسابقه بگذارند.
مهدی قائدی به جای آریا یوسفی وارد زمین شد؛ علی علیپور جانشین شهریار، احسان حاجصفی به جای سامان قدوس به میدان رفت و امیرحسین حسینزاده نیز جای مهدی طارمی را گرفت.
اما حاصل این تصمیمها چه بود؟ تقریباً هیچ.
قائدی بازیکنی است که همواره از او به عنوان یک مهره انفجاری نام برده میشود اما در این مسابقه نتوانست تغییری جدی در ساختار هجومی تیم ملی ایجاد کند. او نه برتری عددی قابل توجهی در کنارهها ساخت و نه موفق شد ریتم حملات ایران را افزایش دهد. شاید قایدی انتظار داشت در ترکیب اصلی تیم ملی بازی کند، نه اینکه بازیکن تعویضی باشد.
علی علیپور نیز سرنوشتی مشابه داشت. مهاجمی که به زمین آمد تا انرژی تازهای به خط حمله تزریق کند، عملاً در جریان بازی گم شد و تأثیرگذاری قابل توجهی از خود به جا نگذاشت.
در میان تعویضهای انجام شده شاید فقط امیرحسین حسینزاده توانست تا حدودی شرایط را تغییر دهد. او با تحرک بیشتر در میانه میدان به افزایش سرعت گردش توپ کمک کرد و تلاش داشت پویایی بیشتری به حملات ایران ببخشد اما این تأثیر نیز آنقدر نبود که بتوان آن را یک برگ برنده تاکتیکی دانست.
اما عجیبترین تصمیم شاید ورود احسان حاجصفی بود؛ تعویضی که از ابتدا نیز بیشتر جنبه نمادین و نمایشی داشت تا یک تصمیم کاملاً فنی. به نظر میرسید فرصت حضور او بیشتر با هدف افزایش تعداد بازیهایش در جام جهانی صورت گرفته باشد تا ایجاد یک تحول تاکتیکی در تیم ملی.
حاجصفی نیز در مدت حضورش در زمین نه تنها تأثیر خاصی بر بازی نگذاشت بلکه یک کارت زرد هم دریافت کرد تا حضورش چندان دستاورد مثبتی برای تیم ملی نداشته باشد.
با وجود این چهار تعویض اما ایران گل دوم خود را نه به واسطه اثرگذاری تعویضها بلکه به لطف خلاقیت و کیفیت فردی رامین رضاییان و محمد محبی به ثمر رساند. این دو بازیکن با تواناییهای شخصی خود جریان بازی را تحت تأثیر قرار دادند و تیم را به مسابقه بازگرداندند.
همین مسأله پرسشهایی مهم را مطرح میکند. آیا امیر قلعهنویی در انتخاب تعویضهای خود کاملاً بر اساس معیارهای فنی عمل میکند یا بخشی از این تصمیمها تحت تأثیر احساسات و ملاحظات دیگر قرار میگیرد؟
پاسخ دادن به این سؤال هنوز زود است. جام جهانی تورنمنتی طولانی و پیچیده است و برای قضاوت نهایی باید تا بازی پایانی صبر کرد.
البته نباید از یک واقعیت مهم هم غافل شد. تیم ملی پیش از آغاز مسابقات، بازیهای تدارکاتی بزرگی را پشت سر نگذاشت و شاید همین موضوع در هماهنگی بازیکنان و حتی کیفیت تصمیمگیری کادر فنی تأثیرگذار بوده باشد.
با این حال انتظار میرود در بازیهای آینده شرایط متفاوت باشد. ایران مقابل بلژیک دیگر فرصت آزمون و خطا نخواهد داشت. سرمربی تیم ملی باید از نیمکت خود به عنوان یک سلاح مخرب علیه حریف استفاده کند، نه ابزاری برای احتمالاً راضی نگه داشتن برخی بازیکنان.
انتهای پیام/
امیر قلعهنویی در نیمه دوم بازی ایران مقابل نیوزیلند چهار تعویض انجام داد اما هیچ کدام از این تغییرات نتوانستند اثر قابل توجهی بر روند مسابقه بگذارند.
مهدی قائدی به جای آریا یوسفی وارد زمین شد؛ علی علیپور جانشین شهریار، احسان حاجصفی به جای سامان قدوس به میدان رفت و امیرحسین حسینزاده نیز جای مهدی طارمی را گرفت.
اما حاصل این تصمیمها چه بود؟ تقریباً هیچ.
قائدی بازیکنی است که همواره از او به عنوان یک مهره انفجاری نام برده میشود اما در این مسابقه نتوانست تغییری جدی در ساختار هجومی تیم ملی ایجاد کند. او نه برتری عددی قابل توجهی در کنارهها ساخت و نه موفق شد ریتم حملات ایران را افزایش دهد. شاید قایدی انتظار داشت در ترکیب اصلی تیم ملی بازی کند، نه اینکه بازیکن تعویضی باشد.
علی علیپور نیز سرنوشتی مشابه داشت. مهاجمی که به زمین آمد تا انرژی تازهای به خط حمله تزریق کند، عملاً در جریان بازی گم شد و تأثیرگذاری قابل توجهی از خود به جا نگذاشت.
در میان تعویضهای انجام شده شاید فقط امیرحسین حسینزاده توانست تا حدودی شرایط را تغییر دهد. او با تحرک بیشتر در میانه میدان به افزایش سرعت گردش توپ کمک کرد و تلاش داشت پویایی بیشتری به حملات ایران ببخشد اما این تأثیر نیز آنقدر نبود که بتوان آن را یک برگ برنده تاکتیکی دانست.
اما عجیبترین تصمیم شاید ورود احسان حاجصفی بود؛ تعویضی که از ابتدا نیز بیشتر جنبه نمادین و نمایشی داشت تا یک تصمیم کاملاً فنی. به نظر میرسید فرصت حضور او بیشتر با هدف افزایش تعداد بازیهایش در جام جهانی صورت گرفته باشد تا ایجاد یک تحول تاکتیکی در تیم ملی.
حاجصفی نیز در مدت حضورش در زمین نه تنها تأثیر خاصی بر بازی نگذاشت بلکه یک کارت زرد هم دریافت کرد تا حضورش چندان دستاورد مثبتی برای تیم ملی نداشته باشد.
با وجود این چهار تعویض اما ایران گل دوم خود را نه به واسطه اثرگذاری تعویضها بلکه به لطف خلاقیت و کیفیت فردی رامین رضاییان و محمد محبی به ثمر رساند. این دو بازیکن با تواناییهای شخصی خود جریان بازی را تحت تأثیر قرار دادند و تیم را به مسابقه بازگرداندند.
همین مسأله پرسشهایی مهم را مطرح میکند. آیا امیر قلعهنویی در انتخاب تعویضهای خود کاملاً بر اساس معیارهای فنی عمل میکند یا بخشی از این تصمیمها تحت تأثیر احساسات و ملاحظات دیگر قرار میگیرد؟
پاسخ دادن به این سؤال هنوز زود است. جام جهانی تورنمنتی طولانی و پیچیده است و برای قضاوت نهایی باید تا بازی پایانی صبر کرد.
البته نباید از یک واقعیت مهم هم غافل شد. تیم ملی پیش از آغاز مسابقات، بازیهای تدارکاتی بزرگی را پشت سر نگذاشت و شاید همین موضوع در هماهنگی بازیکنان و حتی کیفیت تصمیمگیری کادر فنی تأثیرگذار بوده باشد.
با این حال انتظار میرود در بازیهای آینده شرایط متفاوت باشد. ایران مقابل بلژیک دیگر فرصت آزمون و خطا نخواهد داشت. سرمربی تیم ملی باید از نیمکت خود به عنوان یک سلاح مخرب علیه حریف استفاده کند، نه ابزاری برای احتمالاً راضی نگه داشتن برخی بازیکنان.
انتهای پیام/