string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

اخبار

30167
آخر دنیا برای یوزها کجاست؟

از رؤیای بزرگ جام جهانی تا واقعیت‌های تلخ فوتبال آسیا

آخر دنیا برای یوزها کجاست؟


جام جهانی همواره میدانی بی‌رحم و در عین حال باشکوه برای آزمودن توانایی‌ها در بالاترین سطح فوتبال جهان است؛ اتمسفری مینیاتوری که در آن ظرایف و جزئیات، نقش اول سناریو را ایفا می‌کنند و هر اشتباه کوچکی می‌تواند سرنوشت یک ملت فوتبالی را دگرگون کند. تیم ملی ایران نیز با راهیابی به جام جهانی ۲۰۲۶، در صدد است تا بهترین تصویر ممکن از فوتبال کشورمان را به ویترین دنیا بفرستد. با این حال در کنار تمامی هیجانات، شعارها و آرزوهای رنگین ضرورت دارد تا واقعیت‌های عریان فوتبال امروز دنیا را مدنظر قرار داده و با دیدگاهی واقع‌بینانه و به دور از احساسات، مسیر آینده را ترسیم کنیم.
سالیان متمادی است که حضور در جام جهانی برای فوتبال ایران به یک اتمسفر روتین و رویداد مهم تبدیل شده است. نسلی طلایی از بازیکنان باتجربه و کهنه‌کار توانسته‌اند ایران را به یکی از مسافران ثابت این رقابت‌ها مبدل کنند اما سؤال استراتژیک و اساسی اینجاست که هدف غایی و نهایی ما از حضور در بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان چیست؟ آیا صرفاً حضور، عکس یادگاری و رقابت فرسایشی در مرحله گروهی کفایت می‌کند، یا باید برنامه‌ای بلندمدت برای دستیابی به جایگاهی فراتر داشته باشیم؟
قطعاً دیدار با تیم ملی مصر یکی از مسابقاتی بود که برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت؛ اما این بازی، فارغ از هر نتیجه‌ای که روی تابلو ثبت کرد، یک علامت سؤال بزرگ در خود داشت؛ آیا صرف صعود یا عدم صعود در این جام جهانی، برای ما افتخار و شاهکار محسوب می‌شود؟
خیلی‌ها در محافل فوتبالی، جام جهانی را فارغ از فرمت جدید و ۴۸تیمی آن، صرفاً بلیت صعودش را یک دستاورد بزرگ می‌دانند و خیلی‌های دیگر با نگاهی نقادانه می‌گویند تازه به ۴سال پیش یعنی پاداش تورنمنت ۳۲تیمی رسیده‌ایم. اما نهایت رؤیاپردازی ایران در این ویترین چیست؟ یک بازی بیشتر در مرحله حذفی یا هر چیز دیگر؟ قطعاً رؤیاپردازی برای ما ناممکن نیست، اما باید شجاع بود و اعتراف کرد که ما در حد و اندازه قهرمانی جهان نیستیم. پس فارغ از هر نتیجه‌ای که در این جام جهانی رقم بخورد، باید نگاه استراتژیک‌مان به «جام ملت‌های آسیا» باشد؛ چراکه اگر در جام جهانی مدعی قهرمانی محسوب نشویم اما همواره در قواره قهرمانی قاره کهن می‌توانیم حرف‌هایی برای گفتن داشته باشیم.
واقعیت این است که فوتبال جهانی با سرعتی بی‌سابقه و ترسناک در حال تحول و دگرگونی است. تیم‌هایی که شاید در گذشته فاصله‌ای چشمگیر و نجومی با قدرت‌های بزرگ داشتند، امروز با برنامه‌ریزی دقیق، کدگذاری روش‌مند، سرمایه‌گذاری کلان بر فوتبال پایه و بهره‌گیری از نسل‌های جدید، خود را به سطحی بالاتر رسانده‌اند. دیگر نمی‌توان تنها با اتکا به تجربه سن‌وسال‌دارهای اسکواد و حضور جرقه‌ای چند ستاره لژیونر، انتظار موفقیت پایدار و مستمر داشت.
فوتبال ایران نیز برای ادامه این مسیر فشرده، نیازمند یک جراحی و بازنگری جدی در اتاق فکر خود است. نسل کنونی تیم ملی از بازیکنان گرانبها و ارزشمندی برخوردار است که سالیان متمادی برای فوتبال کشور افتخارآفرینی کرده‌اند، اما همزمان باید برای ساختن فردا نیز نقشه راه داشت. جوانگرایی دیگر یک انتخاب، ژست یا ویترین نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر و حیاتی است که تمامی تیم‌های موفق جهان آن را در دستور کار خود قرار داده‌اند. باید از همین امروز در پی کشف استعدادهای جدید، آماده‌سازی لایه‌های جوان و ایجاد رقابتی سالم برای تصاحب پیراهن مقدس تیم ملی باشیم.


در قاره آسیا نیز شرایط نسبت به گذشته دستخوش تغییر و تحول بنیادین شده است. رقبای سنتی ایران دیگر همان تیم‌های چند سال قبل نیستند. غول‌هایی نظیر کره جنوبی، ژاپن و استرالیا با برنامه‌ریزی بلندمدت، حضور گسترده و نفوذ بازیکنان‌شان در مارکت اروپا و توجه ویژه به آکادمی‌ها، سطح کیفی خود را به طرز چشمگیری ارتقا داده‌اند. این تیم‌ها امروز دیگر تنها برای حضور داشتن در جام جهانی نمی‌جنگند، بلکه استراتژی آنها عبور از صخره مرحله گروهی و رقابت شانه به شانه با قدرت‌های بزرگ فوتبال جهان است.
فوتبال ایران نیز از پتانسیل و ژنتیک لازم برای رسیدن به این سطح برخوردار است، اما این امر مستلزم اتخاذ تصمیمات شجاعانه، صحیح و نگاهی بلندمدت است. ما نباید تنها در فاصله چند ماه مانده به مسابقات بزرگ به فکر تیمسازی و قمار تاکتیکی باشیم. مسیر موفقیت از سال‌ها قبل آغاز می‌شود؛ از دل آکادمی‌ها، از ساختار لیگ داخلی، از اعتماد واقعی به بازیکنان جوان و از ایجاد یک تشکیلات حرفه‌ای برای تیم ملی.
جام جهانی می‌تواند یک هدف کوتاه‌مدت و هیجان‌انگیز باشد، اما نباید سقف رؤیای فوتبال ایران به این مسابقات محدود شود. هدف بزرگ‌تر و منطقی‌تر ما باید حفظ جایگاه ایران در اتمسفر فوتبال آسیا و تلاش برای بازگشت به قله قاره باشد. قهرمانی آسیا هدفی ملموس‌تر و دست‌یافتنی‌تر است که نیازمند برنامه‌ریزی، استمرار و تغییر نگاه در دکترین مدیریت فوتبال کشور است.
در نهایت، نبرد ایران و مصر برای ما از اهمیت بالایی برخوردار بود؛ چراکه تمام توان‌مان را گذاشتیم تا یک یا حتی دو بازی بیشتر در جام جهانی انجام دهیم و تجربه حضور در بالاترین سطح فوتبال دنیا را بالا ببریم اما باید کلاه‌مان را قاضی کنیم و واقع‌بین باشیم؛ با شرایط و زیرساخت‌های فعلی، سخن گفتن از موفقیت‌های بزرگ در جهان، بیشتر یک رؤیای شیرین است تا یک هدف ملموس.
در مقابل، ایران با ظرفیت‌های موجود می‌تواند در قامت یک مدعی جدی و سنتی برای قهرمانی آسیا ظاهر شود. از همین حالا باید تمرکز اصلی فوتبال کشور بر جام ملت‌های آسیا معطوف شود؛ جایی که رقبای ما نظیر ژاپن، کره جنوبی و استرالیا با چنگ و دندانی تیزتر و قدرتی فراتر وارد کارزار خواهند شد. اگر می‌خواهیم در آینده دوباره پرچمدار، و تیم برتر فوتبال آسیا باشیم، باید تعارف را کنار بگذاریم، جوانگرایی را از همین امروز آغاز کنیم، نسل جدیدی بسازیم و برای آینده برنامه‌ای واقعی، مکتوب و قابل اجرا داشته باشیم. سن، عدد بی‌رحمی است و زمان برای نسل فعلی به‌سرعت در حال گذشت است.
 


 
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار