اخبار
30189
از وحید هاشمیان تا اوسمار ویرا؛ چرا با اسکو مذاکره کردی؟!
همه قربانی حدادی
بعد از شکست تلخ پرسپولیس مقابل چادرملو پیمان حدادی تلاش کرد روایت متفاوتی از این ناکامی در برابر میکروفنهای رسانهها ارائه دهد. او از امکاناتی گفت که باشگاه در اختیار بازیکنان قرار داده و در عین حال تأکید کرد که از منظر مدیریتی هیچ کمبودی وجود نداشته است.
سپس با کنایههایی عملکرد بازیکنان را هدف قرار داد تا نشان دهد ریشه این شکست را باید در مستطیل سبز جستوجو کرد، نه جای دیگری. اما این سخنان نه تنها از بار مسئولیت مدیریت کم نمیکند بلکه نگاهها را دوباره به سمت تصمیمهایی میبرد که در هفتههای اخیر در ساختمان باشگاه گرفته شد؛ سیاستهای کاملاً اشتباهی که سهم آنها در این ناکامی کمتر از اشتباهات فنی داخل زمین نیست.
مهمترین اشتباه مدیریت پرسپولیس به روزهایی بازمیگردد که تیم باید با آرامش کامل برای دیدار پلیآف آماده میشد. درست در همان مقطع خبر مذاکرات باشگاه با دراگان اسکوچیچ رسانهای شد؛ موضوعی که نه تکذیب شد و نه تلاشی برای پنهان ماندنش صورت گرفت. در حالی که اوسمار همچنان سرمربی پرسپولیس بود و باید تیم را در حساسترین مسابقه فصل هدایت میکرد و رسماً برکنار نشده بود.
هیچ مدیری که تجربه اداره یک باشگاه بزرگ را داشته باشد در چنین مقطعی سراغ گزینه بعدی نیمکت نمیرود یا دستکم اجازه نمیدهد این مذاکرات به فضای رسانهای کشیده شود.
در فوتبال حرفهای زمانبندی هم موفقیت است. شاید باشگاه حق داشته باشد برای آینده نیمکت خود برنامهریزی کند اما نه زمانی که سرمربی فعلی باید تیم را وارد یک مسابقه سرنوشتساز کند. وقتی سرمربی احساس کند باشگاه به دنبال جانشین او است اقتدارش در رختکن آسیب میبیند. بازیکنان نیز این پیام را دریافت میکنند که مدیریت دیگر اعتماد کاملی به کادر فنی ندارد. نتیجه چنین فضایی چیزی جز کاهش تمرکز و افزایش تردیدها نخواهد بود.
البته این نخستینبار هم نیست که مدیریت باشگاه برای عبور از فشارها کادر فنی را در خط مقدم انتقاد قرار میدهد. پیش از این هاشمیان قربانی فضایی مشابه شد و حالا نوبت اوسمار است.
این تصور به وجود آمده که هر زمان جایگاه مدیریت متزلزل میشود ابتدا نیمکت فنی قربانی میشود تا فشارها از روی مدیران برداشته شود و به جای آنکه مسئولیت تصمیمهای مدیریتی پذیرفته شود نگاهها به سمت مربیان میرود. این همان چرخهای است که ثبات را از یک باشگاه بزرگ میگیرد و هر بار بحران تازهای خلق میکند.
حالا نیز بعد از شکست مقابل چادرملو مدیرعامل از امکانات و حمایتهای باشگاه سخن میگوید اما کمتر اشارهای به تصمیمهایی میشود که درست پیش از این مسابقه گرفته شد.
مدیری که در آستانه مهمترین بازی فصل سرمربی خود را در سایه مذاکره با جانشین احتمالی قرار میدهد نباید انتظار داشته باشد همان مربی با آرامش و اقتدار تیمش را هدایت کند.
حتی اگر پرسپولیس از سد چادرملو عبور میکرد این بحران در دیدار بعدی برابر گلگهر دوباره خود را نشان میداد اما شکست در همان گام نخست همه ضعفهای مدیریتی را آشکار کرد.
امروز نیز شایعاتی درباره احتمال تغییرات مدیریتی و حضور حبیب کاشانی در پرسپولیس شنیده میشود. درستی یا نادرستی این اخبار موضوع دیگری است اما شکل گرفتن چنین فضایی بیارتباط با تصمیمهای اخیر مدیریت نیست.
باشگاهی که در حساسترین مقطع فصل به جای ایجاد آرامش وارد بازی رسانهای میشود و پیش از پایان کار سرمربی به استقبال گزینه بعدی میرود، طبیعی است که در نهایت با بحرانی بزرگتر از یک شکست فوتبالی روبهرو شود.
شاید بزرگترین اشتباه پرسپولیس در بازی با چادرملو نه در زمین مسابقه بلکه هفتهها قبل و پشت میزهای مدیریت رقم خورده بود.
انتهای پیام/