فوتبال ایران
30287
انگار نه انگار تیم ملی از جام جهانی حذف شده است
نه استعفا، نه عذرخواهی؛ فقط سکوت
حذف تیم ملی فوتبال ایران از رقابتهای جام جهانی، مانند هر ناکامی بزرگ دیگری، انتظار واکنشی درخور از سوی اعضای تیم را در میان افکار عمومی ایجاد کرد. اما آنچه بیش از خود حذف، توجه بسیاری از علاقهمندان فوتبال را جلب کرد، سکوت بخش قابل توجهی از بازیکنان باتجربه و اعضای کادر فنی بود؛ سکوتی که این پرسش را به وجود آورده است که آیا این نسل از بازیکنان همچنان خود را متعهد به پاسخگویی در قبال عملکردشان میدانند یا ترجیح میدهند بدون هیچ توضیحی به مسیر خود ادامه دهند.
تا روزهای پس از حذف، تنها چند بازیکن از جمله علیرضا بیرانوند، مهدی قایدی، دنیس اکرت، صالح حردانی، میلاد محمدی، علی نعمتی و سعید عزتاللهی با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی از مردم عذرخواهی کردند. هرچند این پیامها لحنی محتاطانه داشت و ناکامی تیم را تا حدی به بدشانسی نسبت میداد، اما دستکم تلاشی برای برقراری ارتباط با افکار عمومی محسوب میشد.
در مقابل، سکوت بازیکنان باتجربهای مانند مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش، احسان حاجصفی، شجاع خلیلزاده، حسین کنعانیزادگان، سامان قدوس و چند چهره دیگر، بیش از هر چیز محل بحث شد. بازیکنانی که سالها از سرمایه اجتماعی تیم ملی بهره بردهاند، طبیعی است که در روزهای سخت نیز بیش از دیگران در معرض انتظار هواداران برای توضیح، عذرخواهی یا حتی اعلام موضع قرار بگیرند.
در این میان، شاید سکوت کادر فنی بیش از همه قابل تأمل باشد. در فوتبال حرفهای، پذیرش مسئولیت بخش جداییناپذیر مدیریت یک تیم است. انتظار نمیرفت همه مشکلات با یک پیام حل شود، اما دستکم یک عذرخواهی رسمی یا توضیح درباره دلایل ناکامی میتوانست نشانهای از احترام به افکار عمومی باشد؛ اتفاقی که رخ نداد.
تصاویر منتشرشده از حضور برخی بازیکنان در مراکز خرید مکزیک تنها یک روز پس از حذف نیز به این فضای انتقادی دامن زد. شاید خرید کردن در تعطیلات پس از پایان مسابقات، در ذات خود اقدامی غیرعادی نباشد، اما در شرایطی که میلیونها هوادار از حذف تیم ملی ناراحت بودند، انتشار تصاویری با لبخند و فضای کاملاً عادی، این پیام را به بخشی از جامعه منتقل کرد که گویا سنگینی این شکست برای اعضای تیم چندان محسوس نبوده است. در چنین موقعیتهایی، آنچه اهمیت دارد، نه صرفاً انجام یک رفتار، بلکه درک زمان و حساسیت افکار عمومی است.
نگاهی به نمونههای بینالمللی نیز نشان میدهد که در فوتبال حرفهای، اصل پاسخگویی جایگاه ویژهای دارد. پس از ناکامی در تورنمنتهای بزرگ، در کشورهای مختلف بارها شاهد پذیرش مسئولیت از سوی مربیان بودهایم. در سالهای اخیر، سرمربیان تیمهای ملی کشورهایی مانند عربستان، اسکاتلند و جمهوری چک پس از ناکامی در رقابتهای مهم، یا خود از سمتشان کنارهگیری کردند یا با استعفا مسئولیت نتایج را پذیرفتند. حتی یولیان ناگلزمان، سرمربی تیم ملی آلمان، نیز در مقاطع مختلف تأکید کرده است که اگر فدراسیون به این نتیجه برسد که تغییر کادر فنی به سود تیم ملی است، برای کنار رفتن مشکلی نخواهد داشت. چنین رویکردی، فارغ از اینکه استعفا پذیرفته شود یا نه، نشاندهنده پذیرش مسئولیت در قبال نتایج است.
البته نمیتوان نسخه واحدی برای همه کشورها پیچید و الزاماً هر شکست را با استعفا پاسخ داد. بسیاری از تیمهای ملی پس از ناکامی، با حفظ کادر فنی و انجام اصلاحات، مسیر موفقیت را پیدا کردهاند. اما آنچه در همه این نمونهها مشترک است، اصل پاسخگویی، شفافیت و احترام به افکار عمومی است؛ موضوعی که در فوتبال ایران همچنان کمرنگ به نظر میرسد.
امروز پرسش اصلی این نیست که کدام بازیکن باید از تیم ملی خداحافظی کند یا چه کسی باید کنار برود. پرسش مهمتر این است که آیا فرهنگ مسئولیتپذیری قرار است در فوتبال ایران تقویت شود یا همچنان هر ناکامی بدون پاسخ روشن و بدون پذیرش مسئولیت به فراموشی سپرده خواهد شد؟ اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، امید بستن به تغییرات اساسی و ساختن آیندهای متفاوت برای تیم ملی، دشوار خواهد بود.
انتهای پیام/
تا روزهای پس از حذف، تنها چند بازیکن از جمله علیرضا بیرانوند، مهدی قایدی، دنیس اکرت، صالح حردانی، میلاد محمدی، علی نعمتی و سعید عزتاللهی با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی از مردم عذرخواهی کردند. هرچند این پیامها لحنی محتاطانه داشت و ناکامی تیم را تا حدی به بدشانسی نسبت میداد، اما دستکم تلاشی برای برقراری ارتباط با افکار عمومی محسوب میشد.
در مقابل، سکوت بازیکنان باتجربهای مانند مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش، احسان حاجصفی، شجاع خلیلزاده، حسین کنعانیزادگان، سامان قدوس و چند چهره دیگر، بیش از هر چیز محل بحث شد. بازیکنانی که سالها از سرمایه اجتماعی تیم ملی بهره بردهاند، طبیعی است که در روزهای سخت نیز بیش از دیگران در معرض انتظار هواداران برای توضیح، عذرخواهی یا حتی اعلام موضع قرار بگیرند.
در این میان، شاید سکوت کادر فنی بیش از همه قابل تأمل باشد. در فوتبال حرفهای، پذیرش مسئولیت بخش جداییناپذیر مدیریت یک تیم است. انتظار نمیرفت همه مشکلات با یک پیام حل شود، اما دستکم یک عذرخواهی رسمی یا توضیح درباره دلایل ناکامی میتوانست نشانهای از احترام به افکار عمومی باشد؛ اتفاقی که رخ نداد.
تصاویر منتشرشده از حضور برخی بازیکنان در مراکز خرید مکزیک تنها یک روز پس از حذف نیز به این فضای انتقادی دامن زد. شاید خرید کردن در تعطیلات پس از پایان مسابقات، در ذات خود اقدامی غیرعادی نباشد، اما در شرایطی که میلیونها هوادار از حذف تیم ملی ناراحت بودند، انتشار تصاویری با لبخند و فضای کاملاً عادی، این پیام را به بخشی از جامعه منتقل کرد که گویا سنگینی این شکست برای اعضای تیم چندان محسوس نبوده است. در چنین موقعیتهایی، آنچه اهمیت دارد، نه صرفاً انجام یک رفتار، بلکه درک زمان و حساسیت افکار عمومی است.
نگاهی به نمونههای بینالمللی نیز نشان میدهد که در فوتبال حرفهای، اصل پاسخگویی جایگاه ویژهای دارد. پس از ناکامی در تورنمنتهای بزرگ، در کشورهای مختلف بارها شاهد پذیرش مسئولیت از سوی مربیان بودهایم. در سالهای اخیر، سرمربیان تیمهای ملی کشورهایی مانند عربستان، اسکاتلند و جمهوری چک پس از ناکامی در رقابتهای مهم، یا خود از سمتشان کنارهگیری کردند یا با استعفا مسئولیت نتایج را پذیرفتند. حتی یولیان ناگلزمان، سرمربی تیم ملی آلمان، نیز در مقاطع مختلف تأکید کرده است که اگر فدراسیون به این نتیجه برسد که تغییر کادر فنی به سود تیم ملی است، برای کنار رفتن مشکلی نخواهد داشت. چنین رویکردی، فارغ از اینکه استعفا پذیرفته شود یا نه، نشاندهنده پذیرش مسئولیت در قبال نتایج است.
البته نمیتوان نسخه واحدی برای همه کشورها پیچید و الزاماً هر شکست را با استعفا پاسخ داد. بسیاری از تیمهای ملی پس از ناکامی، با حفظ کادر فنی و انجام اصلاحات، مسیر موفقیت را پیدا کردهاند. اما آنچه در همه این نمونهها مشترک است، اصل پاسخگویی، شفافیت و احترام به افکار عمومی است؛ موضوعی که در فوتبال ایران همچنان کمرنگ به نظر میرسد.
امروز پرسش اصلی این نیست که کدام بازیکن باید از تیم ملی خداحافظی کند یا چه کسی باید کنار برود. پرسش مهمتر این است که آیا فرهنگ مسئولیتپذیری قرار است در فوتبال ایران تقویت شود یا همچنان هر ناکامی بدون پاسخ روشن و بدون پذیرش مسئولیت به فراموشی سپرده خواهد شد؟ اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، امید بستن به تغییرات اساسی و ساختن آیندهای متفاوت برای تیم ملی، دشوار خواهد بود.
انتهای پیام/