اخبار
30696
اعتراف ناخواسته به یک اشتباه تاکتیکی؟
ساختار دفاعی بازی نیوزیلند مشکل داشت
امیر قلعهنویی مدام تأکید میکند که اشتباهات را میپذیرد و شاید هم اشتباه کرده باشد اما عملاً مقابل هر انتقاد فنی گارد میگیرد و توجیهاتی را مطرح میکند که غالباً قانع کننده نیست. یکی از این موارد مربوط به نکات فنی است که در بازی با نیوزیلند اتفاق افتاد و مسابقهای که اگر با برد برای تیم ملی همراه میشد صعود از مرحله گروهی در دسترس به نظر میرسید.
با اینکه موارد زیادی درباره علل حذف تیم ملی از جام جهانی مطرح شده اما پرونده نخستین بازی تیم ما در این تورنمنت هنوز بسته نشده است. نه به خاطر نتیجه ۲-۲ مقابل نیوزیلند، بلکه به دلیل سندی که خود کادر فنی منتشر کرده است؛ گزارشی تحلیلی از عملکرد دفاعی ایران در سه مسابقه مرحله گروهی که شاید مهمترین سؤال فنی پس از جام جهانی را دوباره زنده میکند.
در یکی از اسلایدهای این گزارش جملهای دیده میشود که بیش از هر نمودار و عددی جلب توجه میکند: «شکل دفاعی متفاوت در بازی اول، از عوامل مؤثر در دریافت دو گل مقابل نیوزیلند بود.»
شاید این جمله در نگاه اول یک توضیح فنی ساده به نظر برسد اما در واقع میتواند مهمترین اعتراف کادر فنی درباره نخستین مسابقه ایران در جام جهانی باشد زیرا منشأ مشکل را نه اشتباه فردی، نه کیفیت حریف و نه بدشانسی، بلکه انتخاب یک ساختار تاکتیکی معرفی میکند؛ ساختاری که پیش از شروع مسابقه طراحی شده بود.
وقتی اعداد، داستان را کامل میکنند
اگر این جمله تنها بخش گزارش بود، شاید میشد آن را یک برداشت فنی معمولی دانست اما اسلاید منتشرشده به همین جا ختم نمیشود. کادر فنی برای اثبات ادعای خود، مجموعهای از دادههای آماری را نیز منتشر کرده که نشان میدهد بعد از بازی با نیوزیلند، ساختار دفاعی تیم ملی تغییر کرده است. طبق این آمار، میانگین ارتفاع خط دفاع ایران در دیدار نخست ۵۳ متر بوده است؛ عددی که در بازی دوم به ۴۵ متر و در دیدار سوم به ۳۹ متر کاهش پیدا کرده است. فاصله بین خطوط نیز از ۳۴ متر در بازی اول، به ۲۷ متر و سپس ۲۱ متر رسیده است. در توضیح اسلاید نیز آمده که این تغییرات باعث کنترل بهتر فضای میانی، کاهش فضای پشت مدافعان، کاهش ضدحملات حریف و بهبود عملکرد دفاعی شده است.
به زبان ساده، خود کادر فنی میگوید هرچه تیم فشردهتر بازی کرده و خط دفاع عقبتر قرار گرفته، عملکرد دفاعی ایران هم بهتر شده است.
یک سؤال که نمیتوان از کنار آن گذشت
همین جا مهمترین پرسش شکل میگیرد؛ اگر این تغییرات توانسته ساختار دفاعی تیم را بهبود ببخشد، چرا از همان مسابقه نخست اجرا نشد؟ این سؤال از آن جهت اهمیت دارد که موضوع، یک تعویض یا تصمیم لحظهای کنار زمین نیست. ارتفاع خط دفاع، فاصله خطوط و نحوه استقرار تیم، بخشی از مدل بازی هستند؛ تصمیمهایی که معمولاً روزها و حتی هفتهها پیش از مسابقه، در جلسات فنی و تمرینات طراحی و مرور میشوند. به همین دلیل، اسلاید منتشرشده این تصور را ایجاد میکند که کادر فنی پس از بازی با نیوزیلند به این جمعبندی رسیده که ساختار دفاعی اولیه نیاز به اصلاح داشته است.
جام جهانی، جای آزمون و خطا نیست
البته هر کادر فنی حق دارد در طول یک تورنمنت، تیمش را اصلاح کند. حتی بزرگترین مربیان دنیا نیز بعد از هر مسابقه، با توجه به شرایط بازی و ویژگیهای حریف، تغییراتی در سیستم خود ایجاد میکنند اما تفاوت جام جهانی با مسابقات عادی در فرصت محدود آن است. در رقابتی که تنها سه مسابقه برای تعیین سرنوشت یک تیم وجود دارد، هر تصمیم اشتباه میتواند بهای سنگینی داشته باشد. به همین دلیل، تیمها تلاش میکنند با کاملترین نسخه تاکتیکی خود وارد اولین مسابقه شوند، نه اینکه پس از از دست دادن امتیاز، تازه به اصلاح ساختار دفاعی برسند.
اگر استدلال منتشرشده از سوی کادر فنی را بپذیریم، این سؤال طبیعیتر هم میشود؛ آیا ایران نخستین مسابقه جام جهانی را با ساختاری آغاز کرد که بعدها خود کادر فنی به ناکارآمدی نسبی آن رسید؟
سؤالی که هنوز پاسخ روشنی ندارد
شاید هیچوقت نتوان با قطعیت گفت اگر ایران از همان ابتدا با خط دفاع پایینتر و فاصله خطوط کمتر بازی میکرد، نتیجه دیدار مقابل نیوزیلند تغییر میکرد یا نه چرا که فوتبال، بازی «اگرها» نیست اما اسلاید منتشرشده توسط خود کادر فنی، یک واقعیت را روشن میکند؛ کادر فنی پس از بازی اول، ساختار دفاعی تیم را تغییر داده و معتقد است همین تغییرات باعث بهبود عملکرد دفاعی شده است.
همین گزاره کافی است تا نخستین تصمیم تاکتیکی ایران در جام جهانی دوباره زیر ذرهبین برود؛ نه برای باز کردن پروندهای قدیمی، بلکه برای پاسخ به این پرسش که آیا تیم ملی در حساسترین تورنمنت فوتبال جهان، اولین گام خود را با بهترین نسخه ممکن برداشت یا نسخهای که تنها بعد از ۹۰ دقیقه، نیاز به بازنویسی پیدا کرد؟
انتهای پیام/
با اینکه موارد زیادی درباره علل حذف تیم ملی از جام جهانی مطرح شده اما پرونده نخستین بازی تیم ما در این تورنمنت هنوز بسته نشده است. نه به خاطر نتیجه ۲-۲ مقابل نیوزیلند، بلکه به دلیل سندی که خود کادر فنی منتشر کرده است؛ گزارشی تحلیلی از عملکرد دفاعی ایران در سه مسابقه مرحله گروهی که شاید مهمترین سؤال فنی پس از جام جهانی را دوباره زنده میکند.
در یکی از اسلایدهای این گزارش جملهای دیده میشود که بیش از هر نمودار و عددی جلب توجه میکند: «شکل دفاعی متفاوت در بازی اول، از عوامل مؤثر در دریافت دو گل مقابل نیوزیلند بود.»
شاید این جمله در نگاه اول یک توضیح فنی ساده به نظر برسد اما در واقع میتواند مهمترین اعتراف کادر فنی درباره نخستین مسابقه ایران در جام جهانی باشد زیرا منشأ مشکل را نه اشتباه فردی، نه کیفیت حریف و نه بدشانسی، بلکه انتخاب یک ساختار تاکتیکی معرفی میکند؛ ساختاری که پیش از شروع مسابقه طراحی شده بود.
وقتی اعداد، داستان را کامل میکنند
اگر این جمله تنها بخش گزارش بود، شاید میشد آن را یک برداشت فنی معمولی دانست اما اسلاید منتشرشده به همین جا ختم نمیشود. کادر فنی برای اثبات ادعای خود، مجموعهای از دادههای آماری را نیز منتشر کرده که نشان میدهد بعد از بازی با نیوزیلند، ساختار دفاعی تیم ملی تغییر کرده است. طبق این آمار، میانگین ارتفاع خط دفاع ایران در دیدار نخست ۵۳ متر بوده است؛ عددی که در بازی دوم به ۴۵ متر و در دیدار سوم به ۳۹ متر کاهش پیدا کرده است. فاصله بین خطوط نیز از ۳۴ متر در بازی اول، به ۲۷ متر و سپس ۲۱ متر رسیده است. در توضیح اسلاید نیز آمده که این تغییرات باعث کنترل بهتر فضای میانی، کاهش فضای پشت مدافعان، کاهش ضدحملات حریف و بهبود عملکرد دفاعی شده است.
به زبان ساده، خود کادر فنی میگوید هرچه تیم فشردهتر بازی کرده و خط دفاع عقبتر قرار گرفته، عملکرد دفاعی ایران هم بهتر شده است.
یک سؤال که نمیتوان از کنار آن گذشت
همین جا مهمترین پرسش شکل میگیرد؛ اگر این تغییرات توانسته ساختار دفاعی تیم را بهبود ببخشد، چرا از همان مسابقه نخست اجرا نشد؟ این سؤال از آن جهت اهمیت دارد که موضوع، یک تعویض یا تصمیم لحظهای کنار زمین نیست. ارتفاع خط دفاع، فاصله خطوط و نحوه استقرار تیم، بخشی از مدل بازی هستند؛ تصمیمهایی که معمولاً روزها و حتی هفتهها پیش از مسابقه، در جلسات فنی و تمرینات طراحی و مرور میشوند. به همین دلیل، اسلاید منتشرشده این تصور را ایجاد میکند که کادر فنی پس از بازی با نیوزیلند به این جمعبندی رسیده که ساختار دفاعی اولیه نیاز به اصلاح داشته است.
جام جهانی، جای آزمون و خطا نیست
البته هر کادر فنی حق دارد در طول یک تورنمنت، تیمش را اصلاح کند. حتی بزرگترین مربیان دنیا نیز بعد از هر مسابقه، با توجه به شرایط بازی و ویژگیهای حریف، تغییراتی در سیستم خود ایجاد میکنند اما تفاوت جام جهانی با مسابقات عادی در فرصت محدود آن است. در رقابتی که تنها سه مسابقه برای تعیین سرنوشت یک تیم وجود دارد، هر تصمیم اشتباه میتواند بهای سنگینی داشته باشد. به همین دلیل، تیمها تلاش میکنند با کاملترین نسخه تاکتیکی خود وارد اولین مسابقه شوند، نه اینکه پس از از دست دادن امتیاز، تازه به اصلاح ساختار دفاعی برسند.
اگر استدلال منتشرشده از سوی کادر فنی را بپذیریم، این سؤال طبیعیتر هم میشود؛ آیا ایران نخستین مسابقه جام جهانی را با ساختاری آغاز کرد که بعدها خود کادر فنی به ناکارآمدی نسبی آن رسید؟
سؤالی که هنوز پاسخ روشنی ندارد
شاید هیچوقت نتوان با قطعیت گفت اگر ایران از همان ابتدا با خط دفاع پایینتر و فاصله خطوط کمتر بازی میکرد، نتیجه دیدار مقابل نیوزیلند تغییر میکرد یا نه چرا که فوتبال، بازی «اگرها» نیست اما اسلاید منتشرشده توسط خود کادر فنی، یک واقعیت را روشن میکند؛ کادر فنی پس از بازی اول، ساختار دفاعی تیم را تغییر داده و معتقد است همین تغییرات باعث بهبود عملکرد دفاعی شده است.
همین گزاره کافی است تا نخستین تصمیم تاکتیکی ایران در جام جهانی دوباره زیر ذرهبین برود؛ نه برای باز کردن پروندهای قدیمی، بلکه برای پاسخ به این پرسش که آیا تیم ملی در حساسترین تورنمنت فوتبال جهان، اولین گام خود را با بهترین نسخه ممکن برداشت یا نسخهای که تنها بعد از ۹۰ دقیقه، نیاز به بازنویسی پیدا کرد؟
انتهای پیام/