اخبار
30737
پاداش قلعهنویی به کنار، پاداش فدراسیون چه میشود؟
پاداش فیفا، امانت یا کیسه نجات
پس از هر صعود غرورآفرین تیم ملی به جام جهانی، موجی از شور و هیجان فوتبالدوستان ایرانی را فرا میگیرد. اما در کنار این شور، هر بار پرسشی بیپاسخ در فضای رسانهای و افکار عمومی مطرح میشود؛ تکلیف پاداشهای فیفا چه میشود؟
این پرسش، بهویژه در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ و با توجه به تجربیات گذشته، اهمیتی دوچندان مییابد. سردرگمی در تفکیک انواع پرداختهای فیفا، بستری مناسب برای عدم شفافیت فراهم کرده و مدیران را از پاسخگویی دور نگه داشته است. اما زمان آن فرا رسیده که با دقت به صورتحسابها نگاه کنیم.
فیفا پس از صعود تیمها به جام جهانی، نه یک چک یکباره، بلکه سه نوع پرداخت مجزا به سه نهاد مختلف انجام میدهد که متأسفانه در ایران همه با عنوان کلی «پاداش صعود» مخلوط میشوند:
۱. پاداش عملکرد تیم ملی: این مبلغ بر اساس تعداد برد و تساوی در خود جام جهانی به حساب فدراسیون واریز میشود و عمدتاً صرف پاداش بازیکنان و کادرفنی میگردد. این بخش مستقیماً با عملکرد تیم در مسابقات مرتبط است.
۲. غرامت باشگاهها: این مبلغ توسط فیفا مستقیماً به باشگاههایی پرداخت میشود که بازیکن ملیپوش دارند. هدف از این پرداخت، جبران خسارت ناشی از مصدومیت و فشار مسابقات بر بازیکنان و در نتیجه بر باشگاهها است. این پول هیچگاه به حساب فدراسیون نمیآید و متعلق به باشگاههاست.
۳. کمکهزینه آمادهسازی و توسعه زیرساخت: این مهمترین بخش، مبلغی حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون دلار است که سهم فدراسیونهاست. فیفا صراحتاً اعلام کرده که این پول باید صرف اردوهای تدارکاتی، تجهیز مراکز تمرینی، ساخت زمینهای استاندارد، آموزش مربیان و توسعه فوتبال پایه در سراسر کشور شود. این سهم، بیتالمال واقعی ورزش است که حتی یک ریال از آن حق مصرف شخصی یا هزینههای جاری اداری را ندارد.
اکنون که پاداش صعود به جام جهانی ۲۰۲۶ به حساب شخصی سرمربی واریز شده، سؤال اصلی اینجاست که تکلیف پاداش فدراسیون چه میشود؟ این پاداش محدود به جام جهانی ۲۰۲۶ هم نبوده و در سال ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ نیز به حساب فدراسیون واریز شده است. اما چهار سال از دریافت نخستین قسط این پاداشها مربوط به جام جهانی ۲۰۲۲ میگذرد؛ کدام زیرساخت در این کشور توسعه یافته است؟
بیایید مروری بیندازیم بر وضعیت فوتبال ایران از دی ۱۴۰۱ تا امروز، یعنی دورهای که بخش قابل توجهی از پاداشهای فیفا باید صرف توسعه زیرساخت میشده است:
ورزشگاه آزادی
تنها میراث ملموس ما در حوزه زیرساختهای ملی، ورزشگاه آزادی بود؛ همان ورزشگاهی که پس از پنجاه سال همچنان رگ حیات فوتبال ایران محسوب میشد. اما امروز، حتی همان آزادی نیمهجان را هم از دست دادهایم. به نظر میرسد نه پول فیفا به آزادی خورده و نه به هیچ ورزشگاه دیگری.
وضعیت استانها
شرایط در استانها فاجعهبارتر است. در چهار سال اخیر، آیا یک زمین چمن استاندارد در سیستان و بلوچستان ساخته شده؟ آیا یک سالن بدنسازی مجهز در کردستان یا خوزستان به بهرهبرداری رسیده؟ آیا یک آکادمی منظم با کادری تحصیلکرده در ردههای سنی پایه، حتی در تهران راهاندازی شده است؟ پاسخ تلخ است: هیچکدام.
امکانات فنی و پزشکی
اتاقهای آنالیز ویدیویی که امروز در فوتبال روز جهان بدیهی است، همچنان برای تیم ملی یک رؤیاست. دستگاههای پیشرفته فیزیوتراپی و پزشکی که باید با همین پاداشها تأمین شود، در حد چند ترالی شکسته در انبار فدراسیون خلاصه میشود. حتی کلاسهای آموزشی برای مربیان استانی که فیفا بر آن تأکید ویژه دارد، جز در چند کارگاه نمادین و بیاثر، نه گسترش یافته و نه بودجهای جدی برای آن در نظر گرفته شده است.
میلیونها دلار کجا رفت؟
با این اوصاف، این میلیونها دلار کجا رفت؟ این سؤالی است که فدراسیون موظف به پاسخگویی شفاف در قبال آن است. آیا صرف حقوقهای نجومی قراردادهای چندماهه مربی خارجی ناموفق یعنی مارک ویلموتس شد؟ آیا خرج سفرهای غیرضروری به کشورهای حوزه خلیج فارس برای عقد قراردادهای دوستانه بیکیفیت گردید؟ یا به کام برخی واسطهها و شرکتهای صوری ریخته شد؟
واقعیت این است که پاداش فیفا، به جای آنکه موتور محرک توسعه باشد، تبدیل به کیسه نجات برای کسری بودجه جاری فدراسیون شده است. هر بار که سازمان لیگ دچار بحران مالی میشود، دست دراز میکنند به این حساب و میگویند از محل پاداش فیفا تأمین میکنیم اما این پول، بودجه جاری لیگ امسال یا حقوق مدیران سال آینده نیست؛ این پول، سرمایه نسل فردای فوتبال ایران است که امروز در حال نابودی است.
حال که به جام جهانی ۲۰۲۶ چشم دوختهایم، باید از مسئولان پرسید، اگر چهار سال پیش نتوانستید یک ورزشگاه را حفظ کنید، اکنون با چه اطمینانی ادعای توسعه میکنید؟ آیا باز هم قرار است پاداش جام بعدی هم صرف جبران بدهیهای قبلی شود و باز هم چمن آزادی به دست همان پیمانکاران ناکارآمد سپرده شود؟
پاداش فیفا، امانت است، نه درآمد. اگر امروز پاسخ ندهید، فردا نسلی که در زمینهای خاکی و چمنهای سوخته بزرگ شده، از شما خواهد پرسید که آن پول چه شد و چرا ما هنوز یک ورزشگاه استاندارد نداریم.
انتهای پیام/