اخبار
30785
چرا ذوبآهن در لیگ برتر ماند، مس رفسنجان به پلیآف رفت
یک بوم و دو هوا در فدراسیون فوتبال
تصمیم فدراسیون فوتبال در مجاب کردن مس رفسنجان به برگزاری بازی پلیآف مقابل صنعت نفت آبادان بیش از هر زمان دیگری به محل بحث و اعتراض تبدیل شده است.
پرسش اساسی و مهم این است که اگر قرار برمحاسبه جدول بعد از توقف بازیها که حاصل جنگ تحمیلی علیه ایران بود، چرا فقط بالای جدول از این تصمیم بهره برد و تیم مس رفسنجان مجبور به برگزاری بازی پلیآف شد؟!
اعتراض مس رفسنجان و حاضر نشدن در بازی پلیآف مقابل صنعت نفت آبادان دقیقاً از همین نقطه نشأت گرفته است.
اعتراضی که تنها به حضور در پلیآف محدود نیست، بلکه به نوع برخورد متفاوت با دو تیم انتهای جدول بازمیگردد.
مسئولان تیم مس رفسنجان معتقدند وقتی فدراسیون فوتبال بارها اعلام کرده جدول پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران فریز شده و همان رتبهها و امتیازات ملاک تصمیمگیری قرار گرفته، دیگر نمیتوان برای یک بخش از جدول قانون دیگری نوشت.
اگر جدول فریز شده، باید همه جای آن فریز شده باشد. نمیشود برای تعیین قهرمان، سهمیه آسیایی و سقوط یا بقا، هر بار برداشت متفاوتی از یک جدول واحد ارائه داد.
سؤال اصلی رفسنجانیها این است که چرا ذوبآهن که در رده پانزدهم جدول قرار داشت، بدون هیچ، اما و اگری در لیگ برتر ماند و مس رفسنجان مجبور شد برای بقا راهی مسابقه پلیآف شود.
اگر ملاک تعداد بازیهای کمتر ذوبآهن بوده، چرا این موضوع به صورت شفاف و مستند برای افکار عمومی توضیح داده نشده یا راهکاری برای به تساوی رسیدن بازیها اندیشه نشده است؟!
همین ابهامات باعث شد مسئولان باشگاه مس رفسنجان نه تنها در مسابقه پلیآف حاضر نشوند، بلکه پیش از آن نیز اعتراض خود را به دادگاه عالی ورزش ببرند.
حال اینکه چه تصمیمی در خصوص این ماجرا گرفته شود و اینکه دوگانگی در تصمیمگیریها برای فدراسیون فوتبال دردسرساز شود و حتی لیگ بعد ممکن است زیر سؤال برود، خود مسألهای است که تصمیمسازان در فدراسیون فوتبال باید به خوبی از ترکشهای این تصمیمات آگاه باشند و خود را آماده هر نوع اتفاقی کنند.
این پرونده البته تنها نمونه تصمیمهای بحثبرانگیز فوتبال ایران در هفتههای اخیر نیست.
ماجرای پلیآف سهمیه آسیایی نیز به اندازه کافی حاشیهساز بود.
مسابقاتی که میان پرسپولیس، چادرملو و گلگهر برگزار شد و چادرملو هر دو دیدار خود را با پیروزی پشت سر گذاشت و تصور میکرد سهمیه آسیایی را به دست آورده است، از اساس نباید برگزار میشد.
حتی در همان روز بازی چادرملو با پرسپولیس خبرهایی منتشر شد که نام گلگهر از قبل برای حضور در رقابتهای آسیایی به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال شده و نتیجه این دو مسابقه عملاً تأثیری در سرنوشت سهمیه نخواهد داشت.
در نهایت نیز همان اتفاق رخ داد. گلگهر در فهرست نهایی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار گرفت و نتایج مسابقات پلیآف هیچ تغییری در این تصمیم ایجاد نکرد.
حالا این سؤال مطرح میشود که اگر نتیجه این مسابقات قرار نبود تأثیری داشته باشد، اساساً برگزاری آنها با چه هدفی انجام شد؟
آیا این مسابقات تنها برای پر کردن تقویم برگزار شدند یا قرار بود تصمیمی از پیش گرفته شده را با ظاهری رقابتی همراه کنند.
این اتفاق اعتراض شدید باشگاه چادرملو را نیز به دنبال داشت. تیمی که وارد زمین شد، هزینه کرد، مسابقه داد و پیروز شد حتی یکی از بازیکنانش در آن بازیها با مصدومیت شدید پارگی رباط مواجه شد، اما در پایان هیچ دستاوردی نصیبش نشد.
طبیعی است که چنین شرایطی نه تنها باشگاهها، بلکه افکارعمومی را نیز نسبت به روند تصمیمگیریها بدبین کند.
در کنار این دو پرونده، ماجرای معرفی نکردن قهرمان نیز بر حجم ابهامها افزوده است.
اگر جدول فریز شده ملاک نهایی بوده، چرا تیم صدرنشین همان جدول به عنوان قهرمان معرفی نشد و جام را دریافت نکرد؟
اگر قرار بوده جدول رسمیت داشته باشد، این رسمیت باید در همه بخشها دیده میشد. نمیتوان یک جدول را همزمان معتبر و نامعتبر دانست.
مجموعه این تصمیمها تصویری از یک مدیریت لحظهای کاملاً ناکارآمد را در فدراسیون فوتبال به رخ میکشد.
از پلیآف بیاثر سهمیه آسیایی گرفته تا برخورد متفاوت با تیمهای انتهای جدول، همه و همه این احساس را ایجاد کرده که معیارهای مشخصی برای تصمیمگیری وجود ندارد و یا دست کم افراد کنونی قادر به حل مسأله در شرایط بحرانی نیستند.
اکنون فدراسیون فوتبال با شکایت مس رفسنجان در دادگاه عالی ورزش روبهرو است. در سوی دیگر، چادرملو همچنان نسبت به تضییع حق خود معترض است.
این پروندهها شاید در نهایت با یک رأی حقوقی بسته شوند، اما پرسشهای اصلی اینجا است که چرا تصمیمهای یکسان درباره موضوعهای مشابه گرفته نشده است؟
سؤال آخر: چرا قانون برای همه به یک شکل اجرا نشده است؟ و چرا مسئولانی که باید حافظ عدالت مسابقات باشند، خود به مهمترین منبع ایجاد ابهام و اعتراض تبدیل شدهاند؟
انتهای پیام/
پرسش اساسی و مهم این است که اگر قرار برمحاسبه جدول بعد از توقف بازیها که حاصل جنگ تحمیلی علیه ایران بود، چرا فقط بالای جدول از این تصمیم بهره برد و تیم مس رفسنجان مجبور به برگزاری بازی پلیآف شد؟!
اعتراض مس رفسنجان و حاضر نشدن در بازی پلیآف مقابل صنعت نفت آبادان دقیقاً از همین نقطه نشأت گرفته است.
اعتراضی که تنها به حضور در پلیآف محدود نیست، بلکه به نوع برخورد متفاوت با دو تیم انتهای جدول بازمیگردد.
مسئولان تیم مس رفسنجان معتقدند وقتی فدراسیون فوتبال بارها اعلام کرده جدول پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران فریز شده و همان رتبهها و امتیازات ملاک تصمیمگیری قرار گرفته، دیگر نمیتوان برای یک بخش از جدول قانون دیگری نوشت.
اگر جدول فریز شده، باید همه جای آن فریز شده باشد. نمیشود برای تعیین قهرمان، سهمیه آسیایی و سقوط یا بقا، هر بار برداشت متفاوتی از یک جدول واحد ارائه داد.
سؤال اصلی رفسنجانیها این است که چرا ذوبآهن که در رده پانزدهم جدول قرار داشت، بدون هیچ، اما و اگری در لیگ برتر ماند و مس رفسنجان مجبور شد برای بقا راهی مسابقه پلیآف شود.
اگر ملاک تعداد بازیهای کمتر ذوبآهن بوده، چرا این موضوع به صورت شفاف و مستند برای افکار عمومی توضیح داده نشده یا راهکاری برای به تساوی رسیدن بازیها اندیشه نشده است؟!
همین ابهامات باعث شد مسئولان باشگاه مس رفسنجان نه تنها در مسابقه پلیآف حاضر نشوند، بلکه پیش از آن نیز اعتراض خود را به دادگاه عالی ورزش ببرند.
حال اینکه چه تصمیمی در خصوص این ماجرا گرفته شود و اینکه دوگانگی در تصمیمگیریها برای فدراسیون فوتبال دردسرساز شود و حتی لیگ بعد ممکن است زیر سؤال برود، خود مسألهای است که تصمیمسازان در فدراسیون فوتبال باید به خوبی از ترکشهای این تصمیمات آگاه باشند و خود را آماده هر نوع اتفاقی کنند.
این پرونده البته تنها نمونه تصمیمهای بحثبرانگیز فوتبال ایران در هفتههای اخیر نیست.
ماجرای پلیآف سهمیه آسیایی نیز به اندازه کافی حاشیهساز بود.
مسابقاتی که میان پرسپولیس، چادرملو و گلگهر برگزار شد و چادرملو هر دو دیدار خود را با پیروزی پشت سر گذاشت و تصور میکرد سهمیه آسیایی را به دست آورده است، از اساس نباید برگزار میشد.
حتی در همان روز بازی چادرملو با پرسپولیس خبرهایی منتشر شد که نام گلگهر از قبل برای حضور در رقابتهای آسیایی به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال شده و نتیجه این دو مسابقه عملاً تأثیری در سرنوشت سهمیه نخواهد داشت.
در نهایت نیز همان اتفاق رخ داد. گلگهر در فهرست نهایی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار گرفت و نتایج مسابقات پلیآف هیچ تغییری در این تصمیم ایجاد نکرد.
حالا این سؤال مطرح میشود که اگر نتیجه این مسابقات قرار نبود تأثیری داشته باشد، اساساً برگزاری آنها با چه هدفی انجام شد؟
آیا این مسابقات تنها برای پر کردن تقویم برگزار شدند یا قرار بود تصمیمی از پیش گرفته شده را با ظاهری رقابتی همراه کنند.
این اتفاق اعتراض شدید باشگاه چادرملو را نیز به دنبال داشت. تیمی که وارد زمین شد، هزینه کرد، مسابقه داد و پیروز شد حتی یکی از بازیکنانش در آن بازیها با مصدومیت شدید پارگی رباط مواجه شد، اما در پایان هیچ دستاوردی نصیبش نشد.
طبیعی است که چنین شرایطی نه تنها باشگاهها، بلکه افکارعمومی را نیز نسبت به روند تصمیمگیریها بدبین کند.
در کنار این دو پرونده، ماجرای معرفی نکردن قهرمان نیز بر حجم ابهامها افزوده است.
اگر جدول فریز شده ملاک نهایی بوده، چرا تیم صدرنشین همان جدول به عنوان قهرمان معرفی نشد و جام را دریافت نکرد؟
اگر قرار بوده جدول رسمیت داشته باشد، این رسمیت باید در همه بخشها دیده میشد. نمیتوان یک جدول را همزمان معتبر و نامعتبر دانست.
مجموعه این تصمیمها تصویری از یک مدیریت لحظهای کاملاً ناکارآمد را در فدراسیون فوتبال به رخ میکشد.
از پلیآف بیاثر سهمیه آسیایی گرفته تا برخورد متفاوت با تیمهای انتهای جدول، همه و همه این احساس را ایجاد کرده که معیارهای مشخصی برای تصمیمگیری وجود ندارد و یا دست کم افراد کنونی قادر به حل مسأله در شرایط بحرانی نیستند.
اکنون فدراسیون فوتبال با شکایت مس رفسنجان در دادگاه عالی ورزش روبهرو است. در سوی دیگر، چادرملو همچنان نسبت به تضییع حق خود معترض است.
این پروندهها شاید در نهایت با یک رأی حقوقی بسته شوند، اما پرسشهای اصلی اینجا است که چرا تصمیمهای یکسان درباره موضوعهای مشابه گرفته نشده است؟
سؤال آخر: چرا قانون برای همه به یک شکل اجرا نشده است؟ و چرا مسئولانی که باید حافظ عدالت مسابقات باشند، خود به مهمترین منبع ایجاد ابهام و اعتراض تبدیل شدهاند؟
انتهای پیام/