چالشی که هیچ راه گریزی از آن نیست
سفرهای میلیاردی، درآمدهای قطرهچکانی!
افزایش هزینههای حملونقل در فوتبال ایران، حالا دیگر صرفاً یک دغدغه اجرایی نیست؛ بلکه به یک مسأله اقتصادی تعیینکننده در مدیریت باشگاههای لیگ برتری تبدیل شده است. رشد تعرفههای مرتبط با سوخت، خدمات هوایی و حملونقل زمینی، هزینه جابهجایی تیمها را بهطور محسوسی بالا برده و این در حالی است که ساختار درآمدی فوتبال ایران همچنان نحیف و غیرپایدار باقی مانده است.
باشگاههای لیگ برتری در طول یک فصل، ناگزیر از انجام سفرهای پرتعداد بینشهری هستند؛ سفرهایی که شامل انتقال بازیکنان، کادر فنی، تجهیزات و تیمهای پشتیبانی میشود. این تکرار مداوم، در شرایط تورمی فعلی، هزینهای سنگین را به باشگاهها تحمیل میکند و عملاً حملونقل را به یکی از اصلیترین سرفصلهای هزینهای تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، برخی باشگاهها برای حفظ نظم برنامه مسابقات و کاهش فرسودگی بازیکنان، به استفاده از پروازهای چارتری روی آوردهاند؛ تصمیمی که اگرچه از منظر فنی قابل دفاع است، اما از نظر اقتصادی فشار مضاعفی بر منابع محدود آنها وارد میکند.
اما پرسش کلیدی اینجاست؛ باشگاهها در مقابل این هزینههای فزاینده، چه میزان درآمد از محل برگزاری لیگ کسب میکنند؟
واقعیت این است که درآمدهای مستقیم باشگاههای ایرانی از لیگ برتر، بههیچوجه متناسب با هزینههایشان نیست. حق پخش تلویزیونی که در بسیاری از لیگهای حرفهای جهان ستون اصلی درآمد باشگاههاست، در ایران یا پرداخت نمیشود یا سهم ناچیزی دارد. درآمد بلیتفروشی نیز بهدلیل محدودیتهای زیرساختی، قیمتگذاری و گاه کاهش استقبال تماشاگران، سهم قابل توجهی در تراز مالی باشگاهها ندارد. از سوی دیگر، درآمدهای تجاری مانند اسپانسرینگ و تبلیغات محیطی نیز یا بهصورت متمرکز مدیریت میشوند یا سهم باشگاهها از آنها محدود است.
در نتیجه، باشگاهها عملاً با یک شکاف جدی میان هزینه و درآمد مواجهاند: از یک سو هزینههای رو به افزایش -بهویژه در حوزه سفر و ترانسفر- و از سوی دیگر درآمدهایی که نهتنها رشد نکرده، بلکه در برخی موارد با عدم شفافیت و تأخیر نیز همراه است. این ناترازی، مدیران عامل باشگاهها را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ جایی میان الزام به حفظ استانداردهای حرفهای و واقعیت تلخ کمبود منابع مالی.
ادامه این روند میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد. کاهش کیفیت خدمات تیمی، تعویق در پرداخت دستمزدها، افت سرمایهگذاری در آکادمیها و حتی افزایش بدهیهای انباشته، تنها بخشی از تبعات این فشار اقتصادی است. در بلندمدت، این وضعیت میتواند به کاهش سطح کیفی لیگ و تضعیف رقابتپذیری فوتبال ایران منجر شود.
راهحل این چالش، صرفاً در صرفهجویی یا مدیریت مقطعی هزینهها خلاصه نمیشود. بازتعریف مدل درآمدی لیگ، تعیین تکلیف حق پخش، افزایش سهم باشگاهها از درآمدهای تجاری و همچنین برنامهریزی هوشمندانهتر در تقویم مسابقات برای کاهش سفرهای غیرضروری، از جمله اقداماتی است که میتواند به ایجاد تعادل در این معادله کمک کند.
در غیر این صورت، سفرهای پرهزینه و درآمدهای محدود، همچنان بهعنوان یک پارادوکس حلنشده، بر دوش فوتبال ایران سنگینی خواهد کرد؛ پارادوکسی که بیش از هر چیز، آینده اقتصادی باشگاهها را تهدید میکند.
انتهای پیام/